داشتن و نداشتن (هرمس)
نبرد برای بقا در دل اقیانوس؛ چرا باید رمان داشتن و نداشتن را بخوانیم؟
کتاب داشتن و نداشتن اثر ارنست همینگوی دربارهی چیست؟
قدبلند، چهارشانه، با پشت صاف، کفل باریک... صورتش با استخوان گونهی پهن مغولوار، چشمهای باریک، دماغی که برآمدگیاش شکسته بود، دهنِ گشاد و چانهی گرد...
این توصیف دقیق، چهرهی قهرمان یکی از متفاوتترین رمانهای تاریخ ادبیات است؛ او کسی نیست جز هری مورگان. مردی بومی و فقیر از اهالی کیوست (Key West)، جنوبیترین جزیرهی مجمعالجزایر فلوریدا در ایالات متحده. هری یک ماهیگیر ساده است که از بردن توریستها به دریا، ماهیگیری و البته در زمانهی تنگدستی، از قاچاق مشروب روزگار میگذراند. رمان داشتن و نداشتن داستان هری است؛ اما فراتر از آن، داستان یک جغرافیا و یک دوران پرآشوب است.
آمریکا در دههی ۱۹۳۰؛ فقر، بحران و شکاف طبقاتیژ
در پسزمینهی کتاب داشتن و نداشتن، آمریکا سراسر در بحران و بدبختی غوطهور است. داستان در دههی ۱۹۳۰ جریان دارد؛ زمانی که بازار سهام نیویورک سقوط کرده و یک بحران اقتصادی بیسابقه سراسر ایالات متحده را درنوردیده است. فقر، بیکاری مفرط و شکاف عظیم طبقاتی در جامعه از یکسو، و افزایش قدرت باندهای تبهکاری و فساد اداری و دولتی از سوی دیگر، شرایط زندگی را برای مردم عادی بسیار سخت و دشوار کرده بود.
در همین زمان، جهان نیز در آستانهی انفجار قرار داشت. در دو سوی آمریکا آشوب زبانه میکشید؛ آن طرفِ اقیانوس اطلس و در آلمان، هیتلرِ نازی به قدرت رسیده بود و آن سوی اقیانوس آرام، استالین با فرستادن مخالفانش به اردوگاههای کار اجباری (گولاک) و تصفیههای خونین، حزب کمونیست را به اوج قدرت خود رسانده بود. دههای پرآشوب که ویژگی اصلی آن، گسترش جنبشهای چپ با حمایت شوروی در سراسر اروپا، آمریکای جنوبی و مرکزی، کوبا و چین بود؛ جنبشهایی که شعارشان فریاد مظلومیت طبقات محروم جامعه بود.
تقابل هری مورگان با انقلابیهای کوبا؛ سیاسیترین قطعهی همینگوی
در چنین وضعیت بحرانی، هری مورگان با یک دست (چرا که یکی از دستهایش را در حادثهای از دست داده) برای ادامهی زندگی و بقای خانوادهاش میجنگد. او برای پول دست به هر کاری میزند؛ مشروب قاچاق میکند و انسانها را جابهجا میکند. در این میان، او پیشنهاد گروهی از انقلابیهای کوبا را برای عبور دادنشان از مرز میپذیرد. این انقلابیها پس از سرقت از یک بانک در کیوست، سوار قایق هری میشوند و...
داشتن و نداشتن با این موضوع بدون شک خواندنیترین، مهیجترین و البته سیاسیترین قطعهی نویسندگی ارنست همینگوی است.
یکی از انقلابیهای کوبایی در کتاب میگوید:
ما تنها حزب انقلابی واقعی هستیم. ما میخواهیم از شرّ همهی سیاستمدارهای قدیمی خلاص شیم، میخواییم از شرّ امپریالیسم آمریکا که کشور ما رو چپاول میکنه خلاص شیم... ما الآن فقط داریم برای مبارزه پول جمع میکنیم... از آدمهایی هم استفاده میکنیم که بعداً به کارشون نمیگیریم. ولی هدفمون اونقدر باارزشه که وسایلِ رسیدن به اون اصلاً مهم نیست. توی روسیه هم همین کار رو کردند. استالین قبل از انقلاب سالهای زیادی یهجور راهزن بود.
همینگوی و روشن کردن تکلیف با چپ و راست
ارنست همینگوی در این رمان به زیبایی دو روی یک سکه را نشان میدهد. او از یک طرف نظام سرمایهداری را محکوم میکند؛ نظامی که زمینهساز فقر و بدبختی افرادی مانند هری است. اما از طرف دیگر، انقلابیهای چپگرا را نیز افرادی رادیکال، تندرو و بیرحم تصویر میکند که برای رسیدن به هدف، حتی همرزم خودشان را هم به قتل میرسانند. آنها مبارزانی هستند که به بهانهی سرنگونی رژیم دیکتاتوری کوبا، از انجام هیچ جنایتی ابا ندارند و شعار هدف، وسیله را توجیه میکند را سرلوحه خود قرار دادهاند.
تنهایی انسان مدرن؛ مغز سخن رمان داشتن و نداشتن
در نهایت، داشتن و نداشتن داستان مرد تنهایی است به نام هری که میخواهد همهچیز را باب میل خود کند. او برای به دست آوردن یک زندگی حداقلی میجنگد، خلاف میکند و به هر دری میزند، اما در پایان و در تنهایی....
گزندهترین و ماندگارترین جمله کتاب از زبان خود اوست:
یه مردِ تنها، هر کاری بکنه لامصّب هیچ شانسی نداره...
بهترین ترجمهی فارسی کتاب داشتن و نداشتن
کتاب داشتن و نداشتن تاکنون چندینبار به زبان فارسی برگردانده شده و توسط نشرهای مختلفی به چاپ رسیده اما ویژگی بارز ترجمهی احمد کساییپور، مقالهی ارزشمندی است که مترجم در انتهای کتاب افزوده. این مقالهی تحلیلی خواندنی دربارهی ارنست همینگوی، زندگی، زمانه و این رمان ارائه میدهد و به والاترین ویژگی سبک نویسندگی او یعنی مفهوم دانستن و ندانستن همینگوی میپردازد که خواندن آن برای هر علاقهمند به ادبیات واجب است.
تکنیک روایت منحصربهفرد چندصدایی (پولیفونی)
این رمان از تجربیترین آثار همینگوی از نظر ساختار روایی است. بر خلاف اکثر آثار او که تکگویی اولشخصِ ساده هستند، این رمان از زاویهی دید شخصیتهای مختلف (از جمله خود هری، همسرش ماری، و دانای کل) روایت میشود تا مفهوم داشتن (طبقهی مرفه) و نداشتن (طبقهی کارگر) به بهترین شکل لمس شود.
مفهوم «دانستن و ندانستن» که احمد کساییپور هم به آن اشاره کرده، همان نظریهی معروف کوه یخ همینگوی است. او معتقد بود نویسنده باید ۹۰ درصد اطلاعات و احساسات را زیر متن پنهان کند و فقط نوک کوه یخ را نشان دهد. در این رمان، دیالوگهای کوتاه هری، کوهی از یاس فلسفی و فشارهای اقتصادی را در زیر خود پنهان کردهاند.
شاهکار سینمایی همفری بوگارت و ویلیام فاکنر
این رمان منبع اقتباس یک شاهکار سینمایی در سال ۱۹۴۴ با عنوان داشتن و نداشتن به کارگردانی هاوارد هاکس و بازی همفری بوگارت شد. نکتهی جذاب اینجاست که ویلیام فاکنر (نویسندهی بزرگ و برندهي نوبل) نویسندهی فیلمنامه این اثر بود که تقابل جذابی میان دو غول ادبیات آمریکا (همینگوی و فاکنر) ایجاد کرد.
| عنوان | داشتن و نداشتن (هرمس) |
| نویسنده | ارنست همینگوی |
| مترجم | احمد کساییپور |
| ناشر / برند | کتاب هرمس |
| دسته | داستان جهان |
| کد کالا | 96525 |
| بارکد | 9789643638436 |
| کد موضوع | داستانهای آمریکایی قرن 20 |
| نوبت چاپ | 4 |
| تاریخ چاپ | 1400 |
| تعداد صفحات | 315 |
| نوع جلد | شومیز |
| قطع | پالتویی |
| عرض | 12 |
| قطر | 1.4 |
| زبان | فارسی |
| قیمت | تومان 139,500 |
| وضعیت | موجود |
نظرات کاربران درباره «داشتن و نداشتن (هرمس)»
اگر تجربهای از مطالعهی این اثر دارید، نظر خود را با دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
کتابهای دیگر این نویسنده
اینها را هم بخوانیم
کتابهای دیگر این مترجم
اینها را هم بخوانیم
کتابهای دیگر این ناشر
اینها را هم بخوانیم