شش چهره پس از برلین: نقشهای از تأثیر «قدرت اندیشه»
اندیشهپژوهی و تاریخ اندیشهها و عناوینی از این قبیل که در نیمهٔ دوم قرن بیستم بسیار پررنگ شد و چهرههایی چون آیزایا برلین و کوئنتین اسکینر سرشناسترین آنان بودند. اما میتوان به سادگی از کنار این گزارهها رد نشد و خط و ربط میان همین دو چهره و چند تن دیگر را نیز که در ساحات دیگری از اندیشه فعال بودند را ردگیری کرد.
این نوشتار بلند قصد دارد تا با بررسی زندگی و کارنامهٔ فکری آیزایا برلین به معرفی شش تن از شاگردان برجستهٔ برلین و آثار آنها بپردازد. به منظور تسهیل مطالعهٔ این یادداشت آن را به هفت بخش تقسیم کردهایم. در بخش اول به سراغ برلین و آثارش میرویم تا نشان بدهیم دامنه و توان قدرت اندیشهٔ او چه میزان گسترده است.
در بخشهای بعدی چارلز تیلور، فردریک چارلز بیزر، کوئنتین اسکینر، استیون لوکس، جان نیکلاس گری، مایکل گرنت ایگناتیف نیز مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
آیزایا برلین
آیزایا برلین یکی از مهمترین متفکران لیبرال قرن بیستم بود. او به جای ساخت و پرداخت یک نظام و سازهٔ فلسفی منسجم تلاش کرد از زوایای مختلف پیچیدگی انسان، سیاست و اخلاق را به روایت درآورد.
برلین در سال ۱۹۰۹ در ریگا(حوالی پطروگراد) که در آن زمان بخشی از امپراتوری روسیه بود در خانوادهای یهودی به دنیا آمد. ایام کودکیاش مقارن شد با آشوبهای انقلابی و این تجربهٔ خشونت و اقتدارگرایی در نگاه او به آزادی و قدرت تأثیر فراوانی گذاشت. بعد از مهاجرت خانواده به بریتانیا، او در همانجا به تحصیل پرداخت و به یکی از برجستهترین چهرههای آکسفورد تبدیل شد.
برلین ابتدا در حوزه فلسفه تحلیلی شروع به کار کرد اما خیلی زود علاقهٔ او به تاریخ اندیشه، فلسفهٔ سیاسی و بررسی شخصیتهای فکری اروپا معطوف شد. باور عمیق او به تنوع و تکثر تجربههای انسانی باعث شد از ساختن نظریههای سخت و نظاممند فاصله بگیرد و آثاری خلق کند که ترکیبی از تاریخ، فلسفه، روانشناسی و تحلیل سیاسی باشد. از قضا همین منجر به اقبال دانشگاهیان و خوانندگان عمومی شد.
مشهورترین و شاید مهمترین ایدهٔ برلین خوانش متفاوت او از آزادی است که منجر به ایجاد تمایز مفهومی بین آزادی مثبت و آزادی منفی شد. او در کتاب چهار مقاله دربارهٔ آزادی - که مجموع چند سخنرانی و مقاله است و بعدها با مقدمهای مفصل از خودش، که پاسخ نقدهای وارده بود، در ۱۹۶۹ آن را به یک اثر چاپی مستقل تبدیل کرد - مقالهٔ اول را به مبارزات ایدئولوژیک نیمهٔ اول قرن بیستم اختصاص داده است. این مقاله در سال ۱۹۴۹ نوشته شد. مقالهٔ دوم خطابهای است با مضمون چیستی آزادی فردی و نسبت آن با ضرورت(ناگزیری) تاریخی که در ۱۹۵۳ در مدرسه علوم اقتصادی و سیاسی لندن ایراد شد. این مقاله و مقالهٔ بعدی که بیش از بقیه بحث برانگیز بود به دو مفهوم آزادی مثبت و منفی میپردازد. مقالهٔ چهارم نیز به جان استوارت میل اختصاص دارد.
کتاب بعدی سرشت تلخ بشر است که به تاریخ اندیشهها میپردازد. او در هشت مقالهٔ ظاهراً نامرتبط اما پیوسته سیر اندیشهٔ خود را منعکس و به شرح وضعیت بشر در جهان معاصر میپردازد و تلاش میکند تا راهکارهای نظریهپردازان را موشکافی کرده و نشان دهد جامعهٔ آرمانی و کامل رقم نمیخورد چرا که آزادی و عدالت و امنیت و برخی دیگر از ارزشها در جایی همدیگر را قطع میکنند. به عبارت دیگر:
بعضی از خیرهای بزرگ نمیتوانند در کنار هم زندگی کنند... ما مجبوریم انتخاب کنیم، و هر انتخاب ما ممکن است ضرر جبرانناپذیری در پی داشته باشد.
عنوان این کتاب از ترجمهٔ آر. جی. کالینگود از قطعهٔ مشهور کانت گرفته شده است:
سرشت تلخ بشر هرگز میوهای شیرین به بار نمیآورد.
همانطور که اشاره کردیم آیزایا برلین پایهگذار رشتهای بود با نام "تاریخ اندیشهها" که به جای بررسی مکاتب فلسفی به بررسی آثار ادبی و راه و رسمهای اندیشهٔ سیاسی و اجتماعی میپردازند. برلین در کتاب متفکران روس بر فضای فرهنگی روسیهٔ نیمهٔ دوم قرن نوزدهم متمرکز شده است. مقالات این کتاب در فاصلهٔ سالهای ۱۹۴۸ تا ۱۹۷۵ نگاشته شدهاند و به همین دلیل یک بررسی پیوسته به حساب نمیآید. برخی چهرهها مانند گوگول و داستایفسکی نیز مورد بحث قرار نمیگیرند. این کتاب شامل مقالهای به نام خارپشت و روباه که بعدها به صورت مستقل از این کتاب نیز به فارسی چاپ شدند. یک نسخه را نشر بایگانی با ترجمهٔ نجف دریابندری همراه با پیشگفتاری از مایکل ایگناتیف و نسخه دیگر را انتشارات نقشجهان با ترجمهٔ علی رضابخش وارد بازار نشر کردهاند. برلین در این کتاب مکرر به عصر روشنگری و جنبش رومانتیسم اشاره میکند. برلین رومانتیسم را «بزرگترین تحولی که تا کنون در زندگی انسان غربی روی داده» میداند. او در کتاب ریشههای رومانتیسم، مثل همیشه با کلامی شیوا تاریخ این جنبش را از زمان آغاز تا قرن بیستم روایت میکند. برلین تحولات اجتماعی و فرهنگی در اروپا و مشخصاً آلمان را مورد بررسی قرار میدهد. اما برلین فقط گزارشگر تاریخ اندیشهها نیست؛ او تأثیر این جنبش را در همهٔ ابعاد زندگی انسان غربی مورد واکاوی قرار میدهد تا وجوه مثبت و منفی این جنبش بر مخاطب آشکار گردد.
کتاب ذهن روسی در نظام شوروی که عنوان اصلی آن ذهنیت شوروی است به فرهنگ روسیه در دوره کمونیسم میپردازد. از هنر و ادبیات تا فضای روشنفکری در شوروی مورد بحث واقع میشود. از اوسیپ ماندلشتام و بوریس پاسترناک و آنا آخماتووا تا ولادیمیر مایاکوفسکی و پوشکین و داستایفسکی و گوگول نیز در این کتاب سخن به میان آمده است.
اما اندیشهپژوهیهای برلین فقط در جهان روسی متوقف نمیشود. او در کتاب مجوس شمال به یوهان گئورگ هامان میپردازد. علقههای برلین به سنت روشنگری او را مجبور به مواجهه با هامان میکند چرا که هامان حملههایی سازشناپذیر و کوبندهتر از دیگران به این سنت داشت و خود برلین نیز وی را در نقدهایش «صادق و جدی و اصیل» میپندارد. اما این ماجرا همینجا خاتمه نمیپذیرد. شاگرد هامان، یوهان گوتفرید هردر نیز مقابلهٔ برلین را برمیانگیزد. طاهره عالینژادیان در نشر شبخیز دو مقاله از برلین را که به نقد هردر، و در میان سطور جامباتیستا ویکو را نیز بینصیب نمیگذارد گردآوری کرده که به عنوان درآمدی بر این دو مقاله، مقدمهای از دانیل پلرین و یوآنیس اوریینیس نیز ضمیمه شده تا بستر نقدهای برلین برای مخاطب آشکارتر شود. نام این کتاب هردر، روشنگری و ضدروشنگری است.
کتاب دیگری که از برلین به فارسی برگردانده شده در اصل جستاری است با عنوان منتسکیو از کتابی با عنوان برخلاف جریان، جستارهایی در تاریخ اندیشه. برلین علت پرداختنش به منتسکیو را برخلاف متفکران قرن نوزدهمی و یا حتی معاصرین خودش، که وی را «فسیلی غولپیکر» میدانستند، سازگاری اندیشههای منتسکیو با روح آزادی بیان میدارد.
همچنین سه مقاله از برلین، و دو مقاله دربارهٔ برلین در کتاب آنسوی بهشت که انتشارات فرهنگ جاوید منتشر کرده آمده است که تألیفات برلین در کتاب ذهن روسی در نظام شوروی منتشر شدهاند. اما دو مقالهٔ دیگر، اولی به قلم مارک لیلا با عنوان "آیزایا برلین؛ خلاف جریان" و دیگری با نام "آیزایا برلین علیه تکاندیشی" که هر دو وجوه سیاسی و تاریخی نظام فکری برلین را مورد بررسی قرار میدهند قابل دسترسی است.
آغاز پروژهٔ تاریخ اندیشهها و اولین اثر آیزایا برلین با کارل مارکس است. این اثر با ترجمهٔ رضا رضایی در نشر ماهی منتشر شده است. برلین در این کتاب طی یازده فصل و یک پیشگفتار زندگی و افکار مارکس را توضیح میدهد. این کتاب در سال ۱۹۳۹ نوشته اما در ۱۹۷۷ منتشر میشود. اهمیت این فاصلهٔ زمانی در این است که گروندریسه و پیشنویس سرمایه برای بار اول به چاپ میرسند که تأثیر زیادی در مطالعات مارکسیستی میگذارد. اما این مسئله از ژرفنگری برلین چیزی کم نمیکند. به بیان الن رایان:
مارکسِ آیزایا برلین چهرهی جالبی است، زیرا هم به میزان بسیار زیادی ثمرهی نهضت روشنگری است و هم به میزان بسیار زیادی ثمرهی شورش رمانتیک علیه نهضت روشنگری.
در بخش بعدی این یادداشت به بررسی کارنامهٔ فکری چارلز تیلور میپردازیم.
شش چهره پس از آیزایا برلین؛ مروری بر زندگی، اندیشه و تأثیر متفکرانی که با قدرت ایدهها مسیر فلسفه و جهان معاصر را دگرگون کردند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. برای شروع یک بحث جدید وارد شوید بحث جدیدی را شروع کنید