اوسیپ امیلیویچ ماندلشتام، از برجستهترین شاعران و چهرههای کلیدی ادبیات روسیه، در سال ۱۸۹۱ در ورشو چشم به جهان گشود. او در خانوادهای یهودی و فرهیخته متولد شد؛ پدرش تاجری اهل مطالعه و مادرش معلم پیانو بود که ذوق هنری و عشق به موسیقی و ادبیات را به او منتقل کرد. ماندلشتام در دوران جوانی تحصیلات خود را در دانشگاه پطرزبورگ و همچنین در رشتههای زبانهای رومیایی، تاریخ و لغتشناسی در هایدلبرگ آلمان پی گرفت.
زندگی و هنر او در بستر تلاطمات تاریخی و سیاسی روسیه، از اواخر دوران امپراتوری تا سالهای استقرار حکومت شوروی، شکل گرفت. او به همراه همسرش، نادیژدا، روزگار سختی را در دوران رکود فرهنگی، جو خفقانآور استالینی و تبعید گذراند. او ابتدا به شهر چردین و سپس به وارونژ تبعید شد و در این دوران با وجود بیماری، فقر و فشارهای شدید روحی، به خلق آثار درخشان خود ادامه داد. سرانجام در سال ۱۹۳۸، پس از بازداشت مجدد و محکومیت به کار اجباری، در اردوگاهی در سیبری شرقی درگذشت.
شعر ماندلشتام پیوندی عمیق میان فرهنگ کلاسیک، اسطورهشناسی، تاریخ و کلام دارد. او در کنار دوستانی چون آنا آخماتووا و نیکالای گومیلیوف، یکی از بنیانگذاران جنبش ادبی آکمئیسم بود؛ مکتبی که بر صناعت در شعر، دقت در ساختار واژگان، تعهد به واقعیت ملموس اشیاء و بازگشت به ارزشهای روشن و کلاسیک تأکید میکرد. بر خلاف سمبولیستها که به دنبال گریز از واقعیت بودند، او کلمه را تجلیگاه جادو و واقعیت فشردهی پدیدهها میدانست.
از مهمترین آثار او میتوان به نخستین دفتر شعرش به نام سنگ اشاره کرد که در سال ۱۹۱۳ منتشر شد و جایگاه او را تثبیت کرد. کتابهای صدای زمان (مجموعه مقالات و خاطرات) و کتاب دوم از دیگر آثار برجستهی او به شمار میروند. همچنین اشعار دوران تبعید او که با عنوان دفترچههای وارونژ شناخته میشوند، شاهکاری از پایداری معنوی و عصیان فروتنانه در برابر ظلم و فراموشی محسوب میشوند.