ذهن روسی در نظام شوروی
کد کالا: 62466
کتاب ذهن روسی در نظام شوروی؛ روایتی عریان از سرکوب
معرفی و تحلیل کتاب ذهن روسی در نظام شوروی اثر آیزایا برلین
چگونه یک نظام توتالیتر میتواند خلاقترین ذهنهای یک جامعه را به خاک و خون بکشد؟ کتاب ذهن روسی در نظام شوروی اثر آیزایا برلین و با ترجمهی رضا رضایی (نشر ماهی)، پاسخی مفصل و تکاندهنده به این پرسش است. این اثر که مجموعهای از مقالات و سخنرانیهای این مورخ فکری برجسته است، با ترتیب زمانی به تحلیل فرهنگ، اندیشه و بقای روشنفکران در دوران خفقان شوروی میپردازد.
آیزایا برلین؛ مسافری در دل تاریکی استالینیسم
آیزایا برلین در ۱۱ سالگی (سال ۱۹۲۰) مجبور به ترک شوروی شد. او ۲۵ سال بعد، یعنی در سن ۳۶ سالگی، با بیم و امید فراوان به وطن زادگاهش بازگشت. برلین همواره نگران بود که حکومت شوروی او را به دلیل متولد شدن در لتونی، تبعهی خود بداند و مانع خروجش شود:
دیر زمانی این سفر را آرزو کرده بود... اما حالا که سفر تحقق یافته بود، سراپا تشویش بود. احتمال داشت شورویها به این نکته بچسبند که چون در لتونی زاده شده، تبعه شوروی است و نگذارند از آن کشور خارج شود.
خوشبختانه این سفر با سلامت کامل به پایان رسید و دستاورد آن، دو گزارش رسمی برای وزارت امور خارجه بریتانیا با عنوان «هنر روسیه در دوران استالین» بود. این سفر سرآغاز مقالات و سخنرانیهای متعددی شد که امروز آنها را در قالب کتاب ذهن روسی در نظام شوروی میخوانیم؛ کتابی در ۱۰ فصل که از هنر پس از استالین آغاز شده و به تحلیل عمیق وضعیت روشنفکران روس میرسد.
سرکوب آزادی و هنر؛ وقتی انقلاب فرزندانش را بلعید
بخش عمدهای از کتاب ذهن روسی در نظام شوروی، داستان هولناک سانسور، تهدید و تحقیر نویسندگان و شاعران است. برلین به تشریح دوران «یژوفشچینا» یا همان تصفیههای خونین استالین میپردازد. طنز تلخ تاریخ اینجاست که هنر و اندیشه روسی، خود یکی از ارکان اصلی شکلگیری انقلاب اکتبر بود، اما به سرعت توسط همان حکومت سرکوب شد.
برلین مینویسد:
چشمگیرترین ویژگی هنر و اندیشه روس به طور کلی شاید همان دغدغه فراگیر و پایانناپذیر آن در قبال مسائل اجتماعی و اخلاقی بود. همین ویژگی سهم عمدهای در شکلگیری انقلاب اکتبر داشت.
ادبیات شوروی در سال ۱۹۳۹؛ یک میدان جنگ ویرانشده
کمتر از یک دهه پس از انقلاب، ماشین تخریب استالین به راه افتاد. تصفیهها و محاکمههای بزرگ سالهای ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸، فضای ادبی را کاملاً دگرگون کرد. توصیف تکاندهندهی برلین از این دوران چنین است:
ادبیات و اندیشهی روس در سال ۱۹۳۹ شبیه نوعی میدان پس از جنگ شده بود که هنوز تکوتوک عمارتهای قشنگ در آن نسبتاً سالم مانده بودند اما غیر از این چند عمارت تا چشم کار میکرد فقط ویرانه و برهوت دیده میشد.
اگرچه در دوران جنگ جهانی دوم، شاعرانی چون بوریس پاسترناک و آنا اخماتووا با شور ملی شعر سرودند، اما آثار این دوره به دلیل خفقان شدید، از دیدگاه هنری چندان پویا نبودند. آیزایا برلین این وضعیت را سوختن آتش هنر مدرن روس میداند که پس از تصفیهها، جایش را به هوایی ساکن و بیموج داد.
تراژدی شاعران روس؛ از خودکشی تا اردوگاههای کار اجباری
یکی از غمانگیزترین بخشهای کتاب، شرح سرگذشت اوسیپ ماندلشتام، شاعر پرآوازهی روس است. ماندلشتام در اوایل انقلاب، در اقدامی شجاعانه، فهرست اعدامیهای پلیس مخفی (چکا) را از دست یک تروریست مست قاپید و پاره کرد. با این حال، سرودن یک هجویه علیه استالین در سال ۱۹۳۴، سرنوشت او را تیره کرد و سرانجام در شرایطی وحشتناک در یکی از اردوگاههای کار اجباری درگذشت.
برلین با اشاره به سرنوشت ماندلشتام، پایان تلخ نسل طلایی شاعران روسیه را یادآوری میکند:
- ریلیف: اعدام شد.
- شاعران دکابریست: در سیبری جان باختند یا درهم شکستند.
- پوشکین و لیرمونتوف: در دوئل کشته شدند.
- یسینین، مایاکوفسکی و تسوتایوا: خودکشی کردند.
- بلوک و پاسترناک: در فقر مطلق درگذشتند.
دیدارهای تاریخی برلین با پاسترناک و اخماتووا
فصل مربوط به دیدارهای شخصی برلین با پاسترناک و اخماتووا، لحنی شخصی و فوقالعاده جذاب دارد. در این دیدارها حقایق عجیبی فاش میشود؛ مثلاً پاسترناک حتی نام ژان-پل سارتر و آلبر کامو را نشنیده بود و اهمیت چندانی به همینگوی نمیداد!
پاسترناک در توصیفی تلخ و ماندگار، فضای کشورش را اینگونه به برلین آمپاس میکند:
روسیه به کشتی پارویی میماند، کشتی بردگان، و افراد حزب هم مراقبانیاند که به پاروزنان شلاق میزنند.
برلین در سال ۱۹۵۶، درست زمانی که پاسترناک در تلاش برای انتشار رمان مخفیانه خود، دکتر ژیواگو بود، دوباره او را ملاقات کرد. پاسترناک علیرغم هشدارهای همسرش و خطرات جانی، قید انتشار کتاب را نزد.
خشم استالین از دیدار اخماتووا و برلین
سیستم امنیتی شوروی به قدری بدبین بود که دیدار سادهی آیزایا برلین با آنا اخماتووا، شخص استالین را عصبانی کرد. اخماتووا سالها بعد در اکسفورد به برلین گفت که استالین پس از این دیدار با خشم گفته بود: پس راهبه ما حالا دیگر جاسوسهای خارجی را مهمان میکند! در دنیای استالین، هیچ توریست یا دیپلماتی وجود نداشت؛ همه از نظر او جاسوس بودند.
چرا باید کتاب ذهن روسی در نظام شوروی را بخوانیم؟
قلم آیزایا برلین به طرز شگفتانگیزی واضح و روشن است؛ او پیچیدهترین مسائل فلسفی و سیاسی را به سادهترین شکل ممکن بیان میکند. ترجمهی روان رضا رضایی نیز لذت خواندن این اثر را دوچندان کرده است.
تعریف نابغه از زبان آیزایا برلین
برلین در بخشی از کتاب، در پاسخ به این که چرا پاسترناک را یک «نابغه» میداند، خاطرهای از ناژینسکی (رقصندهی شهیر) نقل میکند که راز نبوغ را در انجام دادن کارهای غیرممکن به سادهترین شکل ممکن میداند. با این تعریف، شاید خودِ آیزایا برلین نزدیکترین فرد به واژهی «نابغه» در حوزهی تاریخ اندیشه باشد.
| نویسنده | آیزایا برلین |
| مترجم | رضا رضایی |
| زبان | فارسی |
| نوبت چاپ | 4 |
| تاریخ چاپ | 1400 |
| تعداد صفحات | 416 |
| نوع جلد | شومیز |
| قطع | رقعی |
| عرض | 12.9 |
| قطر | 1.8 |
| کد موضوع | روسیه شوروی - جنبههای سیاسی |
نقد و بررسیها
از 0 نقد و بررسی
کتابهای دیگر این نویسنده
اینها را هم بخوانیم
کتابهای دیگر این مترجم
اینها را هم بخوانیم
کتابهای دیگر این ناشر
اینها را هم بخوانیم