النا فرانته واقعاً چه کسی است؟
مدتیست رمانهای النا فرانته محبوب شدند، اما کیستی او همچنان پشت پرده مانده است. گویی در یک چشم بر هم زدن بود که النا فرانته یا بهتر است بگوییم نویسندهای که با این نام مستعار قلم به دست میگیرد، جهان را به شگفتی واداشت و نامش بر سر زبانها افتاد.
کتابهای او همهجا دیده میشوند؛ در شبکههای اجتماعی مانند تیکتاک، اینستاگرام و یوتیوب، بیشتر اهل مطالعه رمانهای او را معرفی میکنند. چهار رمانی که مجموعهٔ چهارگانهٔ ناپل را شکل میدهند، او را به اوج شهرت رساندند. سرآغاز این مسیر، رمان «دوست باهوش من» در سال ۲۰۱۱ بود؛ زنجیرهای از کتابها شامل «داستان یک نام جدید» (۲۰۱۳)، «آنان که میروند و آنان که میمانند» (۲۰۱۴) و «داستان کودک گمشده» (۲۰۱۵) که روزگار پرپیچوخم و دوستی سرشار از مهر و کینِ دو زن را در دوران پس از جنگ، در قلب شهر ناپل ایتالیا روایت میکنند.
خوانندگان، رابطهٔ ظریف و چندلایهٔ میان دو شخصیت اصلی، یعنی «لنو» و «لیلا» را ستودند؛ پیوندی که آمیزهای شکننده از عشق، حسادت و وفاداری دیرپا بود. منتقدان نیز به توجه دقیق و موشکافانهٔ فرانته به زوایای پنهان زندگی زنان چشم دوختند؛ چه در رمانهای ناپلی و چه در دیگر آثارش، موضوعاتی به چشم میخورد که بسیاری از نویسندگان همعصر او آنها را دارای ارزش ادبی چندانی نمیدانستند.
با این همه، همزمان با اوجگیری نام و آوازهٔ او، هواداران جوانش با یک پرسش جدی روبهرو شدند: النا فرانته در دنیای واقعی کیست؟
گذشته و پیشینه
فرانته نزدیک به سی سال است که آثار خود را به چاپ میرساند. او نخستین بار در سال ۱۹۹۲ با رمان عشق پرآزار، این نام مستعار را برگزید. با انتشار چهارگانهٔ ناپل، تب خواندن آثار او بالا گرفت؛ بهویژه در آمریکا که ترجمهٔ داستانهای خارجی تنها بخش اندکی از بازار رمان را تشکیل میدهد.
او در گذر سالها بخشهایی از زندگی شخصیاش را آشکار کرده است؛ از جمله اینکه در ناپل بالیده و فرزند مادری خیاط و تنگدست بوده است. همچنین اشاره کرده که ازدواج کرده و مادر است. با این حال، خود اعتراف کرده که گاه «برای پاسداری از حریم فردی، عواطف و در امان ماندن از فشارها، حقیقت را دگرگون کرده و نقاب به چهره زده است.
فرانته در سال ۲۰۱۵ در مصاحبهاش با «پاریس ریویو»، انگیزهٔ نخستین خود برای پنهان ماندن را کمرویی دانست: از اینکه ناچار شوم از لاک خود بیرون بیایم، وحشت داشتم. اما با گذشت زمان و انتشار آثار بیشتر، انگیزههای او برای پنهان نگه داشتن هویتش رنگوبویی هنری، فکری و فلسفی نیز پیدا کرد.
فرانته انسانی گوشهگیر و منزوی نیست. او به مدت یک سال در روزنامهٔ گاردین ستوننویسی میکرد و در روزنامههای ایتالیایی نیز قلم میزد. کتاب ناداستان او با عنوان «فرانتومالیا»، حاوی نکاتی از سرگذشت او و نامهنگاریهای مفصل با روزنامهنگاران است. او در مصاحبههایش پیوسته به تحلیل آثار، سرچشمههای الهام، انگیزهها، حالات درونی و در عین حال به دلایل پنهان ماندنش پرداخته است.
این گره ناگشوده
فرانته و ویراستار همیشگیاش، «ساندرا اوزولا»، رابطهای بسیار نزدیک با یکدیگر دارند. اوزولا و ساندرو فری، مدیران انتشارات ایتالیایی «ادیتزیونی» هستند که دههها آثار فرانته را روانهٔ بازار کردهاند؛ از نگاه همگان، اوزولا حافظ اسرار فرانته است. او به درخواستها برای اظهار نظر پاسخی نداد و انتشارات «یوروپا» در آمریکا نیز امکان گفتوگو با فرانته را فراهم نکرد.
مایکل رینولدز، سردبیر انتشارات یوروپا، هویت واقعی او را نمیداند و میلی هم به کشف آن ندارد. او در یک گفتوگوی تلفنی گفت: «من از همان روز نخست، هیچ علاقهای به این موضوع نداشتهام.»
او دربارهٔ این کنجکاویها یادآور شد: «به مدت ده سال هیچکس اهمیتی به این ماجرا نمیداد؛ اما وقتی تب این موضوع بالا گرفت، حاصل بازی رسانهها بود. این ماجرا سوژهٔ جذابی برای رسانههاست، اما بیشتر خوانندگان تنها به خود کتابها دل بستهاند نه این حواشی.»
هویت فرانته حتی برای مترجم همیشگی آثارش به انگلیسی، یعنی «آن گلدستاین»، که نقشی اساسی در جهانی شدن او داشت، پوشیده مانده است. با آنکه نزدیک به بیست سال از ترجمهٔ آثار فرانته توسط او میگذرد، دفعات تماس مستقیم ایمیلی آنها به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسد و بخش اعظم مکاتبات از طریق اوزولا انجام میشود. گلدستاین میگوید: «من آثار نویسندگان درگذشتهٔ فراوانی را ترجمه کردهام، بنابراین عادت دارم که ابهامات متن را خودم رمزگشایی کنم.»
گمانهزنیها پیرامون هویت واقعی این نویسنده، بیش از همه بر دو نام متمرکز شده است:
دو گمانهزنی اصلی
۱. آنیتا راجا:
در سال ۲۰۱۶، خبرنگاری به نام «کلودیو گاتی» با بررسی اسناد مالی، ملکی و پیشینهٔ خانوادگی ادعا کرد که آنیتا راجا (مترجم و ویراستار) همان فرانته است. این ادعا از سوی فرانته و ناشرش رد شد و به دلیل نقض حریم خصوصی نویسنده، با انتقادات گستردهای از سوی جامعهٔ ادبی روبهرو گردید؛ هرچند گاتی همچنان بر درستی ادعای خود تأکید دارد.
۲. دومنیکو استارنونه:
فرضیهٔ دیگر، مشارکت یا نویسندگیِ همسر راجا، «دومنیکو استارنونه» (نویسندهٔ برجستهٔ ایتالیایی) است. این ادعا به دلیل شباهتهای چشمگیر مضمونی (مانند رمان بندها) و نتایج تحلیلهای زبانی سال ۲۰۱۸ میان آثار او و فرانته مطرح شد؛ هرچند استارنونه این ادعاها را بیاساس دانسته و دوستداران فرانته نیز با تکیه بر درک عمیق نویسنده از دنیای زنان، بر زن بودن او باور دارند.
کلام آخر
در گفتوگویی ایمیلی در سال ۲۰۱۴، نشریهٔ «اینترتینمنت ویکلی» از فرانته پرسید: آیا هرگز از فاش نکردن هویت خود پشیمان نشدهاید؟ آیا میل به خودنمایی بر شما غلبه نکرده تا پنجره را بگشایید و فریاد بزنید: این جهان را من خلق کردهام؟
پاسخ فرانته کوتاه و رندانه بود. او نوشت: تصویر پنجره جالب است؛ اما خانهٔ من در طبقات بالاست، من از بلندی هراس دارم و خودپسندیِ من ترجیح میدهد هرگز از پنجره به بیرون خم نشود.
این مقاله برداشتی آزاد از https://www.nytimes.com/2024/07/12/books/who-is-elena-ferrante.html است.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است.
افزودن نظر
نظر شما پس از بررسی تیم محتوا در همین بخش نمایش داده میشود.