رفقای من
کد کالا: A-824374
بوی دریا، بوی ساحل، بوی دوستی
دربارهی کتاب رفقای من نوشتهی هشام مطر
هشام مطر معتقد است «دوستی بیقیدوبند است» اما خلاف روابط خانوادگی یا عاشقانه که مجموعهای از هنجارها و بایدها و نبایدها را به همراه دارد، دوستی همهچیزش مبهم و گاهی غیرقابل اعتماد میشود:
«شما میتوانید همزمان دوستان زیادی داشته باشید، بدون اینکه بدانید دوستیهایتان چقدر دوام خواهند داشت. ممکن است ماهها طول بکشد یا یک عمر.»
این گفتهی راوی رمان رفقای من است. او خالد نام دارد و اهل لیبی است اما دهههاست که در لندن زندگی میکند و حالا در نیمهشبی، در پیادهرویای طولانی، گذشتهاش را به یاد میآورد؛ اینکه چطور و چرا سر از لندن درآورد، چرا آن روز به سفارت لیبی رفت و آن واقعه برایش رخ داد که زندگیاش دگرگون شد، و از همه مهمتر به دو رفیقش و خاطراتی که از آن دو داشته فکر میکند.
رفقای من رمانی برای امروز ماست
رفقای من رمانی است برای امروز ما. این ما یعنی خصوصاً ما ایرانیانی که در جامعهای بهشدت قطبیشده زندگی میکنیم. شاید شما هم دچار چنین بحرانی شدهاید که به علت موضعگیریهای سیاسی و اجتماعیتان بین شما و یک دوست یا دوستانتان فاصله افتاده باشد، یا اصلاً علت دوری از دوستانتان مهاجرت باشد و یا شما یکی از کسانی باشید که سالها در خارج از کشور بهسر میبرید و دائم دربارهی وطن و غربت در کشاکش باشید. رفقای من همهی این مسائل را در خود دارد. رفقای من داستان رابطهی سه رفیق است که دوستیشان در تبعید شکل گرفته است. هر سه آنها از حکومت خودکامهی معمر قذافی در لیبی گریختهاند اما نوع مواجهه و نگاهشان به وطنشان متفاوت است و وقایع بهار عربی هم به این تفاوتها دامن زده است.
رفقای من: کمی واقعیت، بیشتر تخیل
خالد در رفقای من تقریباً سرنوشتی شبیه نویسندهاش دارد. هشام مطر هم برای دهههاست که دور از زادگاه خودش زندگی میکند و خود را یک تبعیدی مینامد. داستان تبعیدش را او در کتاب روایت بازگشت برایمان گفته. در کتابی که او از خود، خانوادهاش و بهخصوص از پدرش میگوید. همان کسی که هشام برای پیدا کردن جنازهی او بعد از سالها به لیبی برمیگردد. پدر هشام مطر، از دولتمردان سابق لیبی بود که به منتقد معمر قذافی بدل شد، تا آنجا که دستگیر و زندانی شد و سرانجام جانش را در راه آرمانهایش داد. هشام مطر بعد از سال ۲۰۱۱ که لیبی نیز مانند دیگر کشورهای عربی با قیام مردم دستخوش دگرگونی شد، به موطنش برگشت تا بیشتر از گذشته با میراث خانوادگیاش مواجه شود. در رفقای من هم با رگههایی از زندگی واقعی هشام مطر مواجه میشویم.
رفقای من رمانی سیاسی است
رفقای من را میتوان رمانی سیاسی هم نامید. دو واقعه تاریخی در مرکز این رمان قرار دارد. یکی واقعهای است که در ۱۷ آوریل ۱۹۸۴ در مقابل سفارت لیبی در لندن رخ میدهد که زندگی خالد، شخصیت اصلی و راوی رمان و دوستش مصطفی را برای سالها سال دگرگون میسازد.
دیگر واقعهی تاریخی، بهار عربی در لیبی و دستگیری و قتل قذافی دیکتاتور لیبی است. هشام مطر در گفتوگویی دربارهی این واقعهی تاریخی گفته: «بهار عربی رویدادی بود که عمیقاً درگیر آن بودم. دوازدهسال پیش که اولینبار ایدهی نوشتن رمان رفقای من به ذهنم رسید، نتوانستم آن را بنویسم، زیرا وقایع رخداده هنوز تازه بودند و برای نوشتن نیاز به زمان و فاصله گرفتن از آن داشتم.» اگر واقعهی اول دوستیها را مستحکم کرد، واقعهی دوم سبب دور افتادن دوستها از هم میشود.
جز این دو واقعه، رمان از قتلهایی که توسط مأموران قذافی در لندن و برای پاکسازی مخالفان حکومت انجام میشود هم میگوید.
رفقای من نشانمان میدهد چطور دوستی در غربت و در ناامیدی، به پناهگاهی برای دورافتادگان از وطن بدل میشود. هشام مطر بیآنکه به ورطهی شعار یا سانتیمانتیالیسم (احساساتگرایی) بیفتد، روایتی جانسوز و تکاندهنده از انسانهای تبعیدشده بهدست میدهد. از اینرو رفقای من در سال ۲۰۲۴ برندهی جایزهی اورول (بهترین رمان سیاسی سال) شد و در همان سال هم در لیست نامزدان جایزهی بوکر قرار گرفت.
رفاقتها در رفقای من
از خالد و مصطفی گفتیم. باید به ضلع سوم این رمان که یک رفاقت سه نفره را شکل میدهند هم اشاره کنیم: حسام زوا. شخصیتی که نویسنده است و وقتی خالد نوجوان بود داستانی از او را از رادیو بی. بی. سی. عربی میشنود و از همان زمان شیفتهاش میشود. از جالبترین نکات رمان رفقای من برای خوانندگان همین شخصیت حسام زوا است. آیا او نویسندهای واقعی است یا برآمده از تخیل هشام مطر؟ وقتی نام او را به انگلیسی گوگل کنید میبینید پیش از شما کسانی بودهاند که در فرومهای ادبیات و شبکههای اجتماعی این سؤال را پرسیدهاند: حسام زوا کیست؟
لندن، بنغازی: دو خط موازی
هشام مطر گفته میخواسته با رفقای من که طولانیترین رمانش به شمار میرود، داستان دراماتیکی بنویسد که هم خواننده را درگیر سازد و هم مفهوم دوستی را بکاود. مطر رفقای من را در دوران قرنطینه بهعلت پاندمی کرونا در لندن نوشت. به قول خودش آنقدر که در این رمان عشقش را به لندن نثار میکند، به همان میزان به میراث لیبیاییاش هم ادای دین کرده. لندن در رفقای من به شخصیتی بدل میشود که پابهپای شخصیت اصلی، خالد، حرکت میکند و البته در امتداد بنغازی است. به قول منتقدی بوی مدیترانه از رفقای من به مشام میرسد: بوی دریا، بوی ساحل، بوی زیتون، و بادهای گرم.
| نویسنده | هشام مطر |
| مترجم | احسان کرمویسی |
| کد موضوع | داستان انگلیسی قرن 20 |
| نوبت چاپ | 1 |
| تاریخ چاپ | 1404 |
| تعداد صفحات | 479 |
| نوع جلد | شومیز |
| قطع | پالتویی |
| طول | 18 |
| عرض | 11.2 |
| قطر | 3 |
| زبان | فارسی |
نقد و بررسیها
از 0 نقد و بررسی
کتابهای دیگر این نویسنده
اینها را هم بخوانیم
کتابهای دیگر این مترجم
اینها را هم بخوانیم
کتابهای دیگر این ناشر
اینها را هم بخوانیم