10 درصد تخفیف خرید اول با کد: FIRSTBC01
سریع‌ترین ارسال به همهٔ نقاط ایران
10 درصد تخفیف خرید اول با کد: FIRSTBC01
سریع‌ترین ارسال به همهٔ نقاط ایران
لوگو

جستجوهای اخیر

یخبندان

هنوز امتیازی ثبت نشده است
ارسال مطمئن
ضمانت سلامت
پرداخت اقساطی

یخبندان؛ شاهکاری از توماس برنهارت در اعماق تاریکی و جنون


توماس برنهارت یکی از برجسته‌ترین، عجیب‌ترین و بی‌همتاترین نویسندگان قرن بیستم در ادبیات آلمانی‌زبان است. یخبندان که نخستین رمان این نویسنده‌ی اتریشی است در سال ۱۹۶۳ منتشر شد و خوانندگان با رمانی عجیب مواجه شدند؛ رمانی تکان‌دهنده و خواندنی که داستانش در جغرافیایی یخ‌زده می‌گذرد.


ژانر، سبک و فرم ادبی رمان یخبندان


  1. ژانر داستان: این اثر در دسته‌ی داستان‌های روان‌شناختی و فلسفی با رگه‌های پررنگ اگزیستانسیالیسم و نیهیلیسم جای می‌گیرد.


  1. فرم روایی: از نظر فرم، یخبندان روایتی است پیوسته و بی‌وقفه که بعدها به مشخصه‌ی بارز تمام آثار برنهارت تبدیل شد. این رمان گاه در قالب پاراگراف‌هایی طولانی و ناگسستنی نوشته شده تا آشفتگی و هجوم افکار به ذهن شخصیت‌هایش را به بهترین شکل منتقل کند.


  1. سبک نگارش: زبان برنهارت در این اثر، همچون گردابی خشن، پر از تکرار، بی‌رحم و منطق‌گرایانه، خواننده را احاطه کرده و به کام خود می‌کشد. منتقدان به دلیل بدبینی عمیق، طنز تلخ و تمایل به مونولوگ‌های طولانی، سبک او را با ساموئل بکت مقایسه می‌کنند. این کتاب در واقع یک «تراژدی - کمدی از موجودیت و هستی» است.


خلاصه داستان: مأموریتی در انتهای جهان


داستان از زبان یک دانشجوی جوان پزشکی (انترن) روایت می‌شود. او از سوی مقام مافوق خود (یک دستیار جراح) مأموریتی عجیب و کاملاً محرمانه دریافت می‌کند: سفر به روستایی دورافتاده، تاریک و یخ‌زده در میان کوهستان‌های اتریش به نام «ونگ» (Weng).


هدف او از این سفر، زیر نظر گرفتن پنهانیِ برادر این دستیار جراح است. برادرِ او نقاشی به نام اشتراخ است؛ مردی به‌شدت بدبین، منزوی، مردم‌گریز و دردمند که سال‌هاست از خانواده بریده و در یک مسافرخانه‌ی ‌متعفن و دلگیر در این روستا روزگار می‌گذراند.


راوی جوان با هویتی پنهان (به عنوان دانشجوی حقوق) به روستا می‌رود و روزهای متمادی با این نقاش در میان برف، یخ و جنگل‌های تاریک قدم می‌زند. او به مونولوگ‌های جنون‌آمیز، تلخ و ویرانگر نقاش درباره‌ی پوسیدگی جهان، حماقت انسان‌ها، تباهی جامعه و مرگ گوش می‌دهد.


رفته‌رفته، مرز میان ناظر و منظور محو می‌شود و انترن جوان خود را در هزارتوی تاریک ذهن نقاش و فضای سنگین روستا گرفتار می‌بیند.


چرا باید رمان یخبندان را بخوانیم؟


۱. شخصیت‌پردازی بی‌نظیر و ضدقهرمان: برنهارت بیش از آنکه یک داستان‌سرای سنتی باشد، معمار آگاهی خواننده است. شخصیت «اشتراخ» (نقاش)، از خشن‌ترین، خشمگین‌ترین و افسرده‌حال‌ترین شخصیت‌های تاریخ ادبیات است که بی‌پروا به سوی تاریکی می‌تازد و خواننده را مجبور می‌کند با ترس‌های پنهان خود روبه‌رو شود.


۲. فضاسازی هولناک و نمادین: روستای «ونگ» با برف دائمی خیسش، سگ‌های هار، کارگران خسته‌ی نیروگاه، مسافرخانه‌چیِ منفعت‌طلب و اتمسفر خفقان‌آورش، نمادی کامل از یک جامعه‌ی رو به زوال، ریاکار و آسیب‌دیده از جنگ است.


۳. کاوش جسورانه در اعماق روان انسان: این کتاب از پایان‌های خوش و امیدهای واهی دوری می‌کند. نویسنده در این اثر با صداقتی بی‌رحمانه به سراغ پوچی، انزوا و رنجِ زنده بودن می‌رود. همان‌طور که نقاش در کتاب می‌گوید: "ما ناگزیر در قید اعماق پرتگاهی هستیم که درون ماست. حتی اگر به بهای نابودی‌مان تمام شود".


سخن پایانی


یخبندان کتابی برای سرگرمیِ گذرا نیست. این رمان بلند، تلخ و صادقانه، تجربه‌ای مهیب و دشوار اما به‌شدت عمیق را برای شما رقم خواهد زد. اگر به ادبیاتی علاقه‌مند هستید که شما را به چالش بکشد، هنجارهای ذهنی‌تان را در هم بشکند و تجربه‌ای متفاوت از درک جهان ارائه دهد، شاهکار توماس برنهارت در انتظار شماست.

نظرات کاربران درباره «یخبندان»

اگر تجربه‌ای از مطالعه‌ی این اثر دارید، نظر خود را با دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.

0 نظر
—
هنوز امتیازی ثبت نشده است
  • 5
    0
  • 4
    0
  • 3
    0
  • 2
    0
  • 1
    0

برای ثبت نظر وارد حساب کاربری شوید.

ورود / ثبت‌نام

هنوز نظری ثبت نشده است.

کتاب‌های دیگر این نویسنده

این‌ها را هم بخوانیم

‌کتاب‌های دیگر این مترجم

این‌ها را هم بخوانیم

‌کتاب‌های دیگر این ناشر

این‌ها را هم بخوانیم

ناموجود