دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
با سلام

من تمام مجلداتش را می خواستم موجوده؟
۲۱ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا معرفی بیشتر
۰۸ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا کمی توضیح و معرفی
۰۸ مهر
Hoda Hayati:
ولگردی در خیال دیگران
داداشِ نره خرم کارمند یه بازپرویه و تا یه غلطی می‌کنم می‌گه تو هولوفدونی می‌ندازتم. منو از سه سالگی چپوندن تو اتاق همین داداش نافرمم، البته اسمش اتاقه، قبلاًحمام خونه‌مون بود. بعد که هی زیاد شدیم رختکنو کردیم حمام و حمام ... دیدن ادامه » اتاق ما شد. آقام اینا دست به کاشی‌کاریهاشم نزدن. داداشم سر این اتاق یه حساسیت مسخره داره، انگار که ناموسی چیزیش باشه.
بعد کلی علافی با شاطر رفیقم، یه کار درست و درمون پیدا کردیم. تجارتمون اینطوری بود که لباس‌های ملتو می‌دزدیدم بعد می بردیم خشکشویی عین روز اولشون که می‌شدن به یکی از دوست‌های شاطر می‌فروختیمشون. طرف از این مغازه‌های لباس دسته دوم فروشی داشت. همون مغازه‌ها که بوی مرده‌شور‌خونه می‌دن. خوراکمون پاساژهای شلوغ بود. به بهونه‌ی خرید لباس برا شاطر تو مغازه می‌رفتیم. تا مشتری‌ها میومدن که از تو آیینه‌ی بیرونِ پرو، لنگ و پاچه شونو دید بزنن، تیز می‌رفتم تو پُرو و لباساشونو قاپ می‌زدم. شب کاریمون رو پشت بوم‌ها بود. محال بود چشممون به یه بند رخت بخوره و لختش نکنیم. من و شاطر به چنون جایی رسیدیم که دیگه هیچ غمی حریفمون نمی‌شد. تا این‌که شصتمون خبر‌دار شد که یه ناکسی ما رو زیر نظر گرفته. فکر نکرده معلوم بود از همکارای شاه عوضی‌ها یعنی داداش خودمه، آخه تیپش مفت نمی‌ارزید. بچگی کردم که برا مادرم یه سرویس طلا هندی گرفتم. داداشم دید چند وقته آدم حسابش نمی‌کنمو پول و پله‌ام داره زیاد می‌شه سریع یکی رو سر وقتم فرستاد. بعد یه مدت به خیالمون آب‌ها از آسیاب افتاده. دوچرخه رو آتیش کردیم که بریم اما باز همون ناکسو دیدیم. برا همین با دریل و سنگ تا جایی که زورم می‌رسید ترتیب کاشی‌ها‌ی حمومو دادمو بعدم فلنگو بستم. هیچ جا رو نداشتم برم، بعد کلی دربه دری به سرم زد گردنمو کج کنمو برگردم خونه، اما اونجوری اوضاع از قبلم ناجورتر می‌شد. غیر لگدهای آقام، هیچ بعید نبود که داداشم یه شب تو خواب دخلمو بیاره یا کمِ کمش بندازتم بازپروری. تو این وضعیت اوراق یه آقای خوشتیپی پیداش شد بهم گفت برم تو خیال مردم عوضش بهم یه شمش طلا میده. ننه بزرگم گفته بود از چیزهای خیلی خوب فرار کنم منتها وقتی چشمت به یه شمش می افته محاله بتونی مختو به کار بگیری. درست حرفاشون حالیم نشد اما گفتن مدتیه زیر نظرم دارن و خل و چلیم در حدیه که به درد این کار می خورم، این شد که قبول کردم. با یه مشت دم و دستگاه فرستادنم تو خیال آش و لاشِ این و اون. اما دراومدن ازشون آسون نبود. پیر و پدر هفت جدم دراومد. اگه می خوای قصه ی بدبختی های عجیب غریبی که کشیدمو بدونی یه زحمت بکشو از اولشو بخون.(خودم یه خلاصه ازش نوشتم، کار ناتمام دوستان)
۲۰ دى
اثری است از هدا حیاتی به چاپ انتشارات جمهوری. داستان جوانی که مجبور می شود برای در امان ماندن از دست برادر بزرگترش که به خیال خودش چشم دیدن او را ندارد از خانه بیرون بزند و با تنها رفیقش شاطر روزگار بگذراند، در همین حین به شکلی اتفاقی مردی در مسیرش قرار ... دیدن ادامه » می گیرد که به او پیشنهاد کار می دهد؛ اما این کار کمی با کارهای دیگر متفاوت است و عجیب و غریب به نظر می آید با درآمدی غیر قابل باور. آن چه که آن مرد و رئیسش می خواهند این است که پسر جوان در خیال دیگران پرسه بزند و کمکشان کند تا دنیای خیالی شان را بسازند و تا هر زمانی که می خواهند در آن زندگی کنند.
۲۰ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اما تصویر جلد هماهنگ نیست؛

و توضیح و معرفی بیشتر لطفا
۱۰ مرداد ۱۳۹۷
همراه گرامی
از حسن نظر و توجه شما سپاسگزاریم، کتاب مورد نظر اصلاح شد.
۱۰ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
توضیح بیشتر
۱۰ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
توضیح؟
۱۰ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا تصویر جلد و معرفی بیشتر
۱۰ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
توضیح و معرفی بیشتر
۱۰ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در صورت امکان، توضیح و معرفی بیشتر
۱۰ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یعنی چی پازل شعر امروز؟
۳۱ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا شرح بیشتر
۳۱ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا معرفی بیشتر
۲۸ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دسته بندی ما زبان و ادبیات فارسی است؛

۰۸ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این "شیمی معدنی" است دوستان

کتاب مورد نظر کجاست؟
۰۸ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
"درباره هنر و شعر و شاعری" هم درین کتاب هست؟
۰۸ تير ۱۳۹۷
خیر. بیشتر نوشته‌های کتاب برای اولین بار منتشر شده اند.
۰۳ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام

خب این سه جلد چی هستن؟ عنوانشون؟
۰۸ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا معرفی بیشتر
۰۵ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا معرفی بیشتر
۰۱ تير ۱۳۹۷
با سلام و احترام. در این زمینه (مسائل خانوادگی و روابط زناشویی) می توانید کتاب «تنها راه رسیدن به تکامل و سعادت ابدی و چشیدن لذّات واقعی / ج 1» را مطالعه (و به همگان معرفی) نمایید. برای مطالعه بهتر و بیشتر به سایت «www.Book.soltanpanah.ir» مراجعه نمایید. با تشکر.
۰۳ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا معرفی بیشتر
۰۱ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت‌وگوی زهرا زواریان با دکتر امیرحسین ذکرگو؛

ذکرگو، هنرمند، اسطوره‌شناس و هندشناس ایرانی، سالیان زیادی از حیات هنری و علمی خویش را علاوه بر ایران در آمریکا، هند، مالزی و برخی کشورهای آسیای شرقی به فعالیت مشغول بوده است.
وی ... دیدن ادامه » به خوبی با اسطوره‌ها، نمادها، روح هنر ایرانی ـ اسلامی، هنر مدرن اروپایی، هنر شرقی هندی و هنر آسیای شرقی آشناست. این کتاب گزارشی صمیمی از تجربه‌ی زیسته‌ی وجودی و هنری او و در همان حال تطبیقی میان حوزه‌های هنری گوناگون جهان است.

منبع: http://bookcity.org
۰۱ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب نوعی رمان سیر و سلوک است. پر از حرف‌های فلسفی و ماجراهای کمیک. داستان مردی است که دنبال معنای زندگی می‌گردد. مردی که همه چیز دارد. ثروت، خانواده، پایگاه اجتماعی و ... ولی از زندگی راضی نیست. در تلاش برای کشف معنای زندگی سر از آفریقا درمی‌آورد و روزهای طولانی را با مردم قبایل دوردست اعماق آفریقا می‌گذراند.

منبع: http://bookcity.org
۰۱ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این شاعر با این اسم، انگلیسی هستش؟
۰۱ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
توضیح بیشتر لطفا
۰۱ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
معرفی بیشتر لطفا
۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۷
حتماً کتاب تنها راه رسیدن به تکامل و سعادت ابدی و چشیدن لذات واقعی را حتماًتهیه و مطاله نمایید بسیار فوق العاده برای زندگی هم اکنون و آیندۀ تان مهم و البته مفید است.
۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۷
با تشکر از پیامتان. بدرود.
۰۴ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
معرفی بیشتر لطفا
۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همان نامه به گروگان است؟
۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام

اینکه پرواز شبانه نیست دوستان
۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۷
همراه گرامی
از دقت و حسن نظر شما سپاسگزاریم.
۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۷
با تشکر از شما
۰۱ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا معرفی بیشتر
۳۰ فروردين ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا معرفی بیشتر
۳۰ فروردين ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا معرفی بیشتر

با تشکر
۳۰ فروردين ۱۳۹۷
حتماً کتاب تنها راه رسیدن به تکامل و سعادت ابدی و چشیدن لذات واقعی را حتماًتهیه و مطاله نمایید بسیار فوق العاده برای زندگی هم اکنون و آیندۀ تان مهم و البته مفید است.
۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۷
لینکش را دارید شما؟
۰۱ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 2