دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
قیمت این کتاب طبعا 250 هزار تومان نیست

لطفا اصلاح کنید
۱۰ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چاپ بسیار بد
۱۰ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صدایی زنانه گفت: «مادرم می‏‌گفت با این هوا که در سر داری عاقبت به همسری شاه می‏‌روی و من خواستم که از زوجات شاه باشم.» اولین کلمه را که گفت لرزه‌ای کوتاه، آمیخته با لذتی ناشناخته، به جانم انداخت. صاحبِ صدا فقط می‌‏توانست همان زنی باشد که آن شب مسخ‏‌مان کرده بود. جمله‌‏اش را که تمام کرد چادرِ سیاهی دیدم که چرخ‏‌زنان در روشنایی ... دیدن ادامه » چراغ‌‌دیواری قرار گرفت. چند دور گِرد مجسمه‌‏ی ناصرالدین‌شاه گشت تا عاقبت نشست و دست‌‏ها را روی ران‌های مجسمه گذاشت. بعد ادامه داد: «از شمارگان صیغه‌‏های محترمه بودن چنگی به دل نمی‌‏زد. نیت کرده بودم از زنان عقدی همایونی باشم.» سرش را بالا آورد تا به صورت مجسمه نگاه کند که گوش‏واره‌‏های بلندش پایین افتاد. شکل قطره‏‌های اشک بود. گفت: «می‏‌خواستم تا آن‏جا طرفِ میل شاه باشم که نقدینه و جواهرآلات و حتی خوراک شاه به دست من باشد.» بعد از پای مجسمه بلند شد و دوباره شروع کرد به چرخیدن.
۰۲ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید