:  ۸۵۱۴۰
:  شعر معاصر ایران
:  پنج اقلیم حضور (بحثی درباره شاعرانگی ایرانیان)
:  شعر فارسی نقد و تفسیر
   داریوش شایگان
:  رقعی
:  ۱۳۹۴
:  ۲
:  ۱۵
:  ۲۲
:  سخت
:  ۱۴۷
:  ۱۵۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:

پنج شاعر کلاسیک ایران، دست مایه تالیف کتابی با عنوان «پنج اقلیم حضور: بحثی درباره شاعرانگی ایرانیان» به قلم دکتر داریوش شایگان شده اند؛ کتابی که نگارنده در آن، اشعار شاعران را با چشم اندازی معنوی و فلسفی بررسی کرده است.

داریوش شایگان در تازه ترین اثر خود، فردوسی، خیام، مولوی، سعدی و حافظ را در پنج بخش مجزا بررسی کرده است. این متفکر ایرانی، در پیشگفتار کتاب «پنج اقلیم حضور: بحثی درباره شاعرانگی ایرانیان»، چنین نوشته است: «پیش از هر چیز، باید صمیمانه اعتراف کنم که در زمینه ادبیات ایران، خود را خبره و متخصص نمی دانم. این کتاب که نخستین بار در سال 1983 به صورت مقاله ای به زبان فرانسه در مجله «اتود فیلوزوفیک» (Les Études philosophiques) به رشته تحریر درآمد، به هیچ وجه ادعای آن را ندارد که مطالب بکری در این زمینه طرح کرده باشد. شالوده این مقالات، براساس زاویه دید من، نسبت به خصلت شاعرانگی ایرانیان پی ریزی شده است؛ بر محور این پرسش که ارج و منزلت ایرانیان در قبال بزرگان ادبشان حاصل چه برداشتی است؟»

چرا این پنج شاعر؟ شایگان در این اثر، به علت انتخاب این پنج شاعر کلاسیک ایرانی نیز اشاره کرده و نوشته است: «از میان صدها شاعری که تاریخ ادبیات ایران به خود دیده است، ایرانیان تنها پنج شاعر (یا به عقیده برخی شش شاعر) را در مقام نمونه های اعلای بینش شاعرانه خویش برگزیده اند. جایگاه ممتاز این شاعران در تفکر ایرانی، صرفا ثمره صفات استثنایی آنان نیست بلکه این پنج شاعر، هر یک به تناسب نبوغ خاص خود، نماینده تبلور یک جریان بزرگ تبار شناسی فکری هستند که سبک و سیاق و شیوه ای منحصر به فرد را در بازتاب نحوه ویژه جهان شناسی خود در پیش می گیرند.»

او فردوسی را مظهر اوج حماسه ای می داند که با تاثیر از اساطیر اوستایی و افسانه های پارتی و ساسانی، چندی پس از ورود مسلمانان به ایران در پی بازیابی هویت ایرانی احیا شده است.

شایگان در «پنج اقلیم حضور: بحثی درباره شاعرانگی ایرانیان» به عمر خیام و انتخاب وی در میان این پنج شاعر نیز اشاره کرده است و اعتقاد دارد، عمرخیام با این که اصالت دقیق رباعیاتش همچنان پس از گذر سالیان دراز محل مباحثه است، مظهر نوعی تعارض در نبوغ ایرانی است، که طی آن جریان های متناقض، مانند ایمان و شک، اطاعت و عصیان  و لحظه و ابدیت در مواجهه با یکدیگر قرار می گیرند.

عمرخیام با این که اصالت دقیق رباعیاتش همچنان پس از گذر سالیان دراز محل مباحثه است، مظهر نوعی تعارض در نبوغ ایرانی است، که طی آن جریان های متناقض، مانند ایمان و شک، اطاعت و عصیان و لحظه و ابدیت در مواجهه با یکدیگر قرار می گیرند.

وی عمر خیام را تجسم فردیت تقلیل ناپذیر روحی می داند و می نویسد: «عمرخیام، نه سر تسلیم به ایمان دارد نه به کفر، نه به دنیا نه به آخرت، نه به یقین تعبدی نه به شک دستوری؛ روحی که دنیا را به سان تصاویری پی درپی می بیند که گِرد «فانوس خیال»، چندی پدیدار می شوند و سپس در «صندوق عام» ناپدید. این شخصیت استثنایی با بهره مندی از هوشیاری منحصر به فردی که قادر است اسطوه زدایی کند، مظهر وجهی از جهان بینی ایرانی است.»

شایگان در ادامه توضیح انگیزه خود در انتخاب شعرای این کتاب به مولانا اشاره می کند و او را اوج تکامل نوعی از سنت عرفانی می داند و می گوید: «پیشنیه تبار شناسی مولانا با گذر از حلاج و بایزید بسطامی به سنایی و عطار می رسد. بی سبب نیست که ایرانیان برای شاهکار بزرگ وی ــ مثنوی ــ شأنی شامخ در حد تقدس قائل اند. مولانا از سرایندگان عشق است.»

او از سعدی نیز با عنوان «پایدیا» (paedeia) یعنی صورت آمرانه آداب اجتماعی ایرانیان یاد می کند و به مخاطبان کتاب خود می گوید: «او نه فقط سرمشق و گل سرسبد «اومانیتاس» یا همان آداب و فرهنگ ایرانی است بلکه ویژگی تعلیمی تفکر او با اتکا بر عقل سلیم، اعتدال و عقل معاش، آثارش را برای ایرانیان به قانون طلایی رفتار اجتماعی انسان متمدن بدل کرده است.»

حافظ از منظر داریوش شایگان، «ترجمان الاسرار» ادب فارسی و شاعری منحصر به فرد است. در شعر حافظ، تعادل بین صورت و محتوا در جریان تکاملی تجربه ناپذیر شکل می گیرد. مصراع های اشعارش اغلب متقارن ، فاقد توالی زمانی و گاه ارتباط با یکدیگرند.

شاهنامه از جوهر هستی می گوید، بخش نخست «پنج اقلیم حضور: ...» با عنوان «زمان حماسی که فراتر از مرگ می رود» به بررسی اشعار فردوسی اختصاص دارد. در این بخش نویسنده، شاهنامه فردوسی را منظومه حماسی جاودان می داند که در احیای هویت ملی ایرانیان نقشی بنیادین ایفا کرده است. در بخشی از این فصل آمده است: «شاهنامه به حق به سند ملی خاطره قومی ایرانیان بدل شده است. این اثر شصت هزار بیتی که نتیجه سی سال کار بی وقفه شاعر است، حجمی معادل پنج برابر «کمدی الهی دانته» دارد. ارج نهادن فردوسی به آیین جوانمردی و تاکیدی که در سرتاسر شاهنامه بر خصال فاخر، بلند پایه و صفات گران مایه انسانی دارد، در کمتر اثر حماسی دیگری در دنیا، بازتابی چنین گسترده و نافذ داشته است. در شاهنامه، سخن بر سر آن جوهرهاست که هستی انسان را می سازد؛ بر سر پیوند و جدایی آدمیان است با یکدیگر و مهر و کین آنان با طبیعت و بزرگی در زندگی و مرگ.»

«شاهنامه به حق به سند ملی خاطره قومی ایرانیان بدل شده است. این اثر شصت هزار بیتی که نتیجه سی سال کار بی وقفه شاعر است، حجمی معادل پنج برابر «کمدی الهی دانته» دارد.

خیام؛ لحظه برق آسای حضور، «لحظه های برق آسای حضور» بخشی است که در آن شایگان به بررسی و اهتمام در اشعار «عمر خیام» پرداخته است. وی در این بخش از کتاب، سیمایی متفاوت از خیام و شعر او به خوانندگان عرضه می کند. از نظرگاه شایگان، خیام نه عارف به معنای متعارف کلمه است و نه فیلسوفی مشائی . نه فقیه است و نه شاعر عهد خود؛ چرا که شخصیت شاعر به دقت تمام زیر ظاهر دانشمندش پنهان بود و نخستین اشاره به چند رباعی او بیش از یکصد سال پس از مرگش کشف شده است.

شایگان در بررسی اشعار خیام اعتقاد دارد که درک تفکر این شاعر، به رغم سادگی گمراه کننده آن، سخت دشوار است. به ماسه نرم می ماند که از میان انگشتان فرو می ریزد. هرچه در نگه داشتن، بیشتر بکوشی، زیر ظاهر دیدگاهی که در نگاه اول و از قرائت سطحی و اولیه آن دریافت می شود، بیشتر از دستت فرو می لغزد.

این متفکر در ادامه این بخش به برخی اشعار خیام اشاره می کند و معتقد است، جهانی که خیام ترسیم کرده است در خارج از حیطه مذهب و اسطوره قرار دارد. در این جهان، نه از عوالم کشف و شهود ــ از آن گونه که در نزد حافظ سراغ داریم و نوعی جغرافیای هستی را به دست می دهد ــ خبری است و نه از بی خودی مولانا که از طریق جریان سیل آسای صوَر، جان را به «هفت پرده افلاک» برمی کشد. اثری که نه از حکمت عملی سعدی در آن نشانی ست و نه از خاطره اساطیری فردوسی، نمونه ای.

به اعتقاد شایگان، جهان خیام جهانی است بیرون از صورت ها و الگوی ازلی، بیرون از حیطه ادیان و مختصاتش، از عروج و رستاخیز و معاد نیز بیرون است.

مولانا؛ جهش وجد و سماع، فصل بعدی «پنج اقلیم حضور: بحثی درباره شاعرانگی ایرانیان» به شعر مولانا اختصاص دارد که نویسنده برای آن، عنوان «زمان کندن از خود با جهش های وجد و سماع» را برگزیده است.

شایگان، مولوی را بزرگترین عارف تمام زمان ها دانسته است و سیر و سلوک به سوی حق تعالی در اشعار مولوی را نوعی گسست می داند، یعنی گذر از مرتبه ای به مرتبه بالاتر هستی یا عبور از عالم مجازی به عالم حقیقی.

در بخشی از این فصل آمده است: «این سکوت ازلی، استغنا در عدم است یا حضور در عدم که غنایی وصف ناپذیر به شعر می بخشد و به حضور شاعر که سالک است و اکنون عین شعر شده است. در نقطه اوج دیوان به جایی می رسیم که نه رقص افلاک گردان است نه اضطراب وجود، نه وجد و سرور و عشق نه جست وجوی کسی یا چیزی بلکه مرکز فیاض عدم است که سرشاری اش، جهان را سیراب می کند.»

حافظ، رازدار دل های دردمند و در قبض است و همراه روح های شادمان و در بسط. بی جهت نیست که ایرانیان با دیوان او فال می گیرند و با او مشورت می کنند.

سعدی؛ شاعر است و اشعر، «زمان اجتماعی اهل ادب» عنوان بخش چهارم از این کتاب است که در آن سعدی و اشعار او که بیشتر جنبه اجتماعی داشته است از منظر شایگان بررسی شده است.

نگارنده «پنج اقلیم حضور: ...»، اعتقاد دارد، از میان شاعران ایرانی، تنها سعدی است که هم دارای زندگی اجتماعی پویا و اهل معاشرت و هم سرد و گرم روزگار چشیده است؛ هم شاعری بی همتا  و هم مردی دنیادیده است.

شایگان می نویسد: «آثار سعدی دو وجه دارند، یک وجه غنایی که در اوج شکوهش بی نظیر است و دیگری، وجه اخلاقی حاوی پند و اندرزهای حکیمانه که در آن هم بی همتاست؛ چنان که ذبیح الله صفا به شایستگی می گوید: او در نثر خود شاعر است و در شعر خود اشعر.»

شایگان در ادامه به مخاطبان کتاب می گوید که ما ایرانیان هر یک به طریقی مدیون کلام سعدی هستیم. تعالیم سعدی در قالب زبانی فصیح، موجز و موزون که گاه به مایه طنز نیز آراسته است، آویزه گوش و ورد زبان ماست و همه جا بر حسب شرایط و موقعیت های گوناگون با اطمینان به آنها رجوع می کنیم.

حافظ؛ رازدار دل دردمند و همراه روح شاد، بخش پایانی کتاب «پنج اقلیم حضور: ...» به حافظ پرداخته است. شاعری که به گفته شایگان، رازدار دل های دردمند و در قبض است و همراه روح های شادمان و در بسط. بی دلیل نیست که ایرانیان با دیوان او فال می گیرند و با او مشورت می کنند؛ همچنان که چینیان به «ئی چینیگ»، تفال می زنند.

از منظر این متفکر، اشعار حافظ شکفتگی بین ازل و ابد است اما چگونه بین مکان و فضای میان ازل و ابد را می آراید و به عبارت دیگر نتایج جمال شناسانه درک ساحت این بینش در چیست؟

شایگان در پاسخ به این سوال، نوشته است: «البته واضح است که نمی توانیم کل جمال شناسی جادویی عالم شاعرانه حافظ را به دقت تحلیل کنیم ولی می شود برای روشن ساختن برخی مضامین و جنبه های کار او کوشید. بگذارید در همین آغاز بگویم که فضای بینش میان ازل و ابد، شامل وضع کل هستی است و به بیان دیگر، سلسله مراتب وجودی این عوالم را در بر می گیرد: عالم جبروت و عالم ملکوت.»

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
« ژول دو گوتیه » می‌گفت: « شعر تمام آن چیزی است که در زندگی ارزش به یاد سپردن دارد.» موضوعی که « دو گوتیه» از آن یاد می‌کرد، در ایران نیز، نه‌تنها ارزشی جاودانه، بلکه حتی سلاح و سنگری بوده که از دیرباز فرهنگ و هویت ایرانی را پاسداری می‌کرده است. چه بسا حتی می‌توان این نگاه را تعمیم داد به فرهنگی که خاستگاه آن برآمده از شرق است و بازنمون آن در شعر هویت یافته؛ چنانکه « معین بسیسو» شاعر عرب می‌گفت:
جنگ‌افزار من،
چکامه است
که ... دیدن ادامه » به دنبال یک روزنامه می‌گردد (شکری،1366: 507)

و حتی بر اساس نیاز و ضرورتی تاریخی، شاعر ایرانی «جعفر کوش‌آبادی» می‌گفت:
اینک نیاز شعر
شمشیر بودن است.( بنگرید: خطیبی،1383: 79-17).

سلاح و سنگری که باورهای شخصی شاعر را نیز محافظت می-کرد و حتی مرام و جهان‌نگری او را. چنانکه «ناصرخسرو» از شعر چنین استفاده‌ای کرده بود:

من آنم که در پای خوکان نریزم
مر این قیمتی دُرّ لفظ دری را

یا «سیف فرغانی» که زورگویی مغولان را به ریشخند می‌گرفت و شعر را چونان پتکی بر سر آنان می‌کوفت: « گرد سم خران شما نیز بگذرد.»

درآمیختگی شعر با تمام شئون زندگی ایرانی، جایگاهی استنادی- استشهادی به آن داده است. چنانکه هنوزا که هنوز است برای «تنبّه» یا « تذکّر» به شعری استناد می‌شود. حتی به‌عنوان شیوه‌ای از آموزش و گاهی تهییج نیز کاربرد خود را از دست نداده است.

جنبۀ ارزشی و کارکردگرای شعر در ایران، به گونه‌ای بوده که گفتمان غالب، برتری شعر بر نثر بوده است. آنچنان که مؤلف «قابوس‌نامه» در باب «سی و پنجم: در آیین و رسم شاعری» اشاره می‌کرد:
« [...] و سخنی که در نثر بگویند تو اندر نظم مگوی که نثر چون رعیت است و نظم چون پادشاه و آن چیز که رعیت را نشاید پادشاه را هم نشاید.»(عنصرالمعالی،1345: 190)

برتری شعر بر نثر در فرهنگ ما یک روایت کلان بوده است اگرچه می‌توان استثنائاتی را نیز در این زمینه یافت، چون مؤلف کتاب «عتبه‌الکتبه» علی‌بن احمد الکاتب مشهور به مؤیدالدوله منتجب‌الدین بدیع اتابک جوینی، دبیر دیوان سلطان سنجر که نثر را برتر از شعر می‌شمرده است. « شاید بتوان جوینی را جزء نخستین نویسندگانی دانست که در تاریخ زبان فارسی به دیدگاهی مستقل و ممتاز در باب نثر رسیده و برخلاف جریان شایع و غالب در فرهنگ ایرانی- اسلامی، نثر را به دو دلیل بر نظم برتر بخشیده است:

1. نثر ذاتاً از شعر زودتر پیدا می‌شود
2. نثر بیشتر از شعر به کلام خداوند (قرآن) شباهت دارد.» (بنگرید: محبتی، 1390: 946)

این نگاه، در غرب نیز البته نه به شـدّت و حـدّت نام نهادن شعر: پادشاه؛ و نثر: رعیت؛ وجود داشته است. نمونه‌وار می‌توان به نگاه «ژوزف برادسـکی » اشاره کرد: «شعر به‌عنوان والاترین شکل بیان بشـری نه‌تنها فشـرده‌ترین و پرمغزترین نوع ابزار زبانـی اسـت، بلکه بالاترین معـیارهای محتـمل هر نوع جوشش زبانی، به‌خصوص آنهایی که به کاغذ منتقل می‌شوند، را ارائه می‌کند. [...] سبک درست نثرنویسی همیشه در گرو پیروی از دقت، سرعت، و فشردگی زبان شعر است. شعر که فرزند همان کتیبه‌نبشته‌ها و هزل‌های سابق است و ظاهراً میان‌بری برای درک هر موضوع قابل تصوری است، شعر ناظر قدرتمند نثر است. نه‌تنها ارزش و وزن هر لغت، که الگوهای ذهنی ناپایدار انسان، گزینه‌های متفاوت محور جانشینی ذهن شاعر، فن حذف حضور آشکار در متن، تأکید بر جزئیات، و تکنیکِ از اوج به فرود رساندن را نیز به نثر می‌آموزد» (برادسکی،1387: 257).

اگرچه باز صدایی مخالف و متفاوت نیز به گوش می‌رسد و آن صدا متعلق به «میخائیل باختین » است. او مدعی است که برخی از گونه‌های شعر چون حماسی یا تغزلی نمونۀ تک‌گویگی است و نثر و رمان را به دلیل خاصیت چند آوایگی بر انواع دیگر کلام ادبی برتر می‌داند. ( بنگرید: مکاریک، 1384: 102-98).

آنچنان که اشاره کردیم، شعر در ایران، ارزشی جمعی و فردی بوده است. سنت مفاخره در شعر فارسی، گواهی بر این ارزش است. شاعران برای فخر فروختن، آگاهی از صناعت شعر را دلیل برتری خود از دیگران می‌دانستند. در بین عامه نیز، شعر جنبۀ استنادی- استشهادی خود را حفظ کرد و توانست تا به امروز به حیات خود در جامعۀ ایران ادامه دهد.

«داریوش شایگان» که از آبشخور فلسفه سیراب شده است و همچنین به نام فیلسوف نیز زبانزد. در کتاب «پنج اقلیم حضور» به بررسی چرایی این گرایش پرداخته است و رواج و گسـترش شعر در ایران را ناشی از «خصلت شاعرانگی» ایرانی می‌داند. او بر این عقیده است «ایرانیان مقهور و مسحور نبوغ گرانمایۀ شاعران‌شان، دمی از حضور فعال آنان عافل نمی‌مانند، حضوری که نشان‌هایش را در گوشه‌گوشۀ زندگی هر ایرانی و در زوایای مختلف روحی او می‌توان یافت» (شایگان،1393: 1) آنچنان که مزار شاعران، زیارتگاه مردم می‌شود. نکته‌ای که بهت همسر «نیکوس کازانتزاکیس » را به همراه می‌آورد.

شایگان، دستاورد این خصلت را به دو بخش کلی تقسیم کرده است:

1. هویت خلل‌ناپذیر در جهان‌بینی ایرانیان
2. تقویت اعتماد به‌نفس آنان.

البته از یاد نمی‌برد که اگر این خصلت، به سمت سرسپردگی مطلق پیش رود، موجب می‌شود که «تفکر آزاد» به قیدی دست و پاگیر تبدیل شود. او تفکر آزاد را چنین تعریف می‌کند: «[...]تفکری که دل به دریا زند، طرح مسأله کند، و به پاسخ‌های پیش‌داده بسنده نکند.» (همان: 4)

شایگان خصلت شاعرانگی ایرانیان را در گرو حضور و نفوذ پنج شاعر برجستۀ ایرانی می‌داند: فردوسی، خیام، مولوی، سعدی و حافظ. هر یک از این پنج شاعر نمایندۀ تبلور یک جریان بزرگ تبارشناسی است و بازتابندۀ یکی از وجوه روح ایرانی که بر کل زندگی و جهان‌بینی آنان سایه گسترده است. از این‌رو، وضع این شاعران شبیه سطوح چند ساحتی هنر ایرانی است که مرکز ثقل آن «خاطره‌ای ازلی» است به همین دلیل به آنان گذشته از وجهی اساطیری، هاله‌ای از تقدس نیز بخشیده است. می‌توان روایت‌های افسانه‌وار سفرها و دیدارهای هر یک از این شاعران را که در حافظۀ قومی ما جای دارد، ردیابی کرد.

شایگان، فردوسی را « سرنمون زمان روایی حماسه»؛ مولوی را اوج تکامل نوعی سنت عرفانی که از حلاج و بایزید و سنایی و عطار مایه می‌گیرد و کتاب مثنوی شریف او را چارچوب نظری اندیشه شاعر که در شکل‌گیری آن کلیۀ امکانات علوم و معارف سنتی زمانه دخیل‌ بوده‌اند و دیوان شمس را حرکت درونی روح در جست‌وجوی معشوق می‌داند. ولی خیام از نظر شایگان، تنها متفکر ایرانی است که جغرافیای افلاطونی بالا و پایین را برهم ریخته است. « جهانی که خیام ترسیم می‌کند در خارج از حیطۀ مذهب و اسطوره قرار دارد. در این جهان نه از عوالم کشف و شهود، از آن‌گونه که نزد حافظ سراغ داریم و نوعی جغرافیای هستی را به دست می‌دهد، خبری‌ست و نه از بی-خودی مولانا که از طریق جریان سیل‌آسای صور، جان را به سوی «هفت پردۀ افلاک» برمی‌کشد اثری؛ نه از حکمت عملی سعدی در آن نشانی‌ست و نه از خاطرۀ اساطیری فردوسی نمونه‌ای. این جهان، جهانی‌ست بیرون از صورت‌ها و الگوهای ازلی، بیرون از حیطۀ ادیان و مختصاتش، از عروج و رستاخیز و معاد. جهانی‌ست برهوت که معنایش را از عریانی‌اش می‌گیرد» (همان: 50-49)

بنابر نظر شایگان « سعدی، به شاعرانگی ایرانی این امکان را می‌دهد که در دنیایی که قدرت‌های حاکم از پویایی تاریخ عاجزند، جایگاهی برای خود پیدا کند. او از نحوۀ بودن اجتماعی انسانی سخن می‌گوید که ناگزیر است در شرایط موجود بسوزد و با جفای روزگار بسازد»( همان: 21).

حافظ اما از دید او « استاد بلامنازع شناخت و به‌کارگیری ظرافت‌های زبان فارسی است. همین امر سبب شده شعر غنایی او به چنان اوجی برسد که هرگز کسی از آن فراتر نرفته است: شعر او کمال و پختگی معنی است در نهایت اختصار و ظرافت الفاظ» (همان: 113).

داریوش شایگان در کتاب «پنج اقلیم حضور» نکوشیده تا وصف جامعی از وجوه مختلف فکری و صناعت شعری پنج شاعر را نشان دهد بلکه کوشش کرده تا بینشی خاص از آنان را در راستای خصلت شاعرانگی ایرانیان برجسته کند. از این‌رو، مجالی را فراهم کرده برای اندیشیدن دوباره. شایگان نمی‌خواهد به شرح و تبیین لغات و اصطلاحات و یا برتری فلان نسخه از دیگری بپردازد، بلکه از منظری پدیدارشناسانه، با کنکاش در بطون متون و خوانش تازه، زمینه‌ای برای گفت‌وگویی خلاق را در هم‌زیستی و درهم‌تنیدگی جهان‌بینی پنج شاعر با روح ایرانیان، مهیا کرده است.

شایگان اگر چه در زمینۀ مورد بحث خود را « کاملاً دیلتانت و آماتور» معرفی می‌کند.( همان: 7). اما از یاد نبریم که او «فیلسوف فرهنگ‌ها»ست و ستارۀ منظومۀ فکر او، فرهنگ‌ است.( بنگرید: هاشمی، 1387: 594) و رابطۀ چند سویۀ شعر با فلسفه و فرهنگ انکار ناپذیر است.

شیوه‌ای که شایگان در برجسته کردن جهان‌بینی پنج شاعر ایرانی استفاده کرده، شیوه‌ای پدیدارشناسانه است، از این‌رو، پنج اقلیم به معنای پنج زمان حضور ایرانی است که با جهان‌بینی پنج شاعر پیونده خورده و زمانی به درازای ابد را بنیاد نهاده است:

1. زمانِ حماسی فراتر از مرگ،
2. زمانِ برق‌آسای حضور،
3. زمانِ کندن از خود،
4. زمانِ زیستی اجتماعی توأم با مدارا،
5. زمان شکفتگی بین ازل و ابد.

این پنج زمان زمینۀ اقامت ایرانی را فراهم کرده است؛ اقامت در ساحتی شاعرانه. از یاد نبریم که هایدگر می‌گفت: «ساحت شاعرانه، ساحت هستی است. ما در زبان و شعر اقامت کرده‌ایم.» (احمدی،1389: 760) این نقل قول زمینه‌ای را برای سخنی دیگر فراهم آورد و آن، مشابهت روش تطبیقی پدیدارشناسانۀ شایگان با اندیشه‌های هایدگر است؛ خاصه آنجا که از هایدگر می‌خوانیم: «شعر زبان اصیل یک ملت است»( همان:724). یا «شاعران راستین، سازندگان زبان‌ها و فرهنگ‌ها بوده‌اند» (همان:744) و همچنین «شعر آن عاملی است که مردمان و ملت‌ها را می‌سازد» و یا «شعر جای‌گاه راستین هستی و تاریخ کوشش در فهم آن است. از این‌رو، اصیل‌ترین بیان مردم محسوب می‌شود» (همان:759). به هر روی میتوان در فحوا و سفیدی سطرها، تأثیرپذیری شایگان از هایدگر را به‌خوبی دید.

کوتاه سخن آنکه، کتاب «پنج اقلیم حضور» متنی باز است که گشودگی‌اش افق‌های دیگری را معرفی می‌کند. خواننده در کنار نثری دلربا و رشک‌انگیز، راه‌های دیگری را برای بازشناسی سنتی که به آن تعلّق خاطر دارد و همچنین در آن می‌زید، خواهد یافت.

منابع:

1. احمدی،بابک(1389). هایدگر و تاریخ هستی. چ5. تهران:مرکز.
2. برادسکی،ژوزف(1387). چگونه کتاب بخوانیم. ترجمۀ سما قرائی. مجلۀ بخارا. ش 69 و 68. آذر و اسفند. صص259-251.
3. خطیبی،مهدی(1383). شعر متعهد ایران (چهره‌های شعر سلاح؛ بررسی شعر سال‌های 1357-1347، دفتر نخست: جعفر کوش‌آبادی). تهران: آفرینش.
4. شایگان، داریوش(1393). پنج اقلیم حضور (بحثی دربارۀ شاعرانگی ایرانیان). تهران: فرهنگ معاصر.
5. شکری،غالی(1366). ادب مقاومت. گردانیدۀ دکتر محمدحسین روحانی. تهران: نشر نو
6. عنصرالمعالی کیکاوس‌بن اسکندر ابن قاموس‌بن وشمگیرین زیار(1345). قابوس‌نامه. به اهتمام و تصحیح دکتر غلامحسین یوسفی. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
7. کوکلمانس،یوزف(1388). هیدگر و هنر. ترجمۀ محمد جواد صافیان. تهران: پرسش.
8. محبتی،مهدی(1390). از معنا تا صورت (طبقه‌بندی و تحلیل ریشه‌ها، نظریه‌ها، جریان‌ها، رویکردها، اندیشه‌ها و آثار مهم نقد ادبی در ایران و ادبیات فارسی). ج2. چ2. تهران: سخن.
9. مکاریک، ایرنا ریما (1384). دانشنامۀ نظریه‌های ادبی معاصر. ترجمۀ مهران مهاجر و محمد نبوی. تهران: آگه.
10. هاشمی،محمد منصور(1387).منظومۀ فکری فیلسوف بازیگوش. مجلۀ بخارا. ش 69 و 68. آذر و اسفند. صص 603-593.

http://www.alef.ir/book
۰۷ آذر ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید