:  ۵۸۳۵
:  داستان ایران
:  آبی تر از گناه
:  داستان های کوتاه فارسی قرن 14
   محمد حسینی
:   ققنوس
:  رقعی
:  ۱۳۹۷
:  ۸
:  ۱۴
:  ۲۱
:  نرم
:  ۱۲۵
:  ۹۵,۰۰۰ ریال


" آبی تر از گناه به دلیل حرکت و چرخش دورانی روایت ٬ شخصیت پردازی متناسب٬ در هم آمیزی راوی اغفال گر و عناصر فراداستان و بازنمایی روان پریشی در قالب متنی با لایه های متفاوت به عنوان برنده مشترک بهترین رمان فارسی سال 1383 معرفی می گردد." بیانیه مهرگان ادب ( پکا)-مهر ماه 1384
 
"... [به سبب] توفیق در ایجاد و حفظ تعلیق و کشش داستانی و تنیدن ماهرانه آن در بافت داستان٬ توفیق در ایجاد تردید در روایت های تاریخی با ایجاد تردید در صداقت راوی ٬ اجتناب از القای قطعیت و پیش بردن داستان به صورت چند سطحی ٬ گزینش نظرگاهی درخور برای روایت٬ در هم ریختی موجه مرز خیال و واقعیت و توفیق در شخصیت پردازی و زبان پیراسته رمان آبی تر از گناه برنده عنوان مشترک بهترین رمان سال 1383 شناخته می شود."  بنیاد هوشنگ گلشیری- آدرماه 1384
 

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
رمان آبی‌تر از گناه در 125 صفحه و 10 فصل توسط نشر ققنوس در سال 1384 به چاپ رسیده است. دو جایزه معتبر و بسیار خوب هوشنگ گلشیری و مهرگان ادب را در همان سال از آن خود کرده است. بنده، چاپ هشتم این کتاب در سال 1397 را با شمارگان 660 عدد و قیمت 9500 تومان در چهارمین خیریه اسفندگان کتاب خریداری نموده‌ام. باید عرض کنم که در کمتر از دو ساعت کتاب مذکور را مطالعه کرده‌ام. به همین دلیل پیشنهاد می‌کنم حتما شما هم آن را ورق بزنید.

اولین جمله کتاب
«من ... دیدن ادامه » کسی را نکشته‌ام. همه‌اش از همان عکس شروع شد.»، که البته آخرین جمله کتاب هم هست، خبر از این می‌دهد که قتلی رخ داده است، یا لااقل کسی کشته شده است و خواننده می‌تواند انتظار یک رمان جنایی را داشته باشد. در این رمان راوی داستان را به صورت اول شخص بیان می‌کند. با توجه به جمله اول کتاب، مشخص است که مضنون اصلی خود راوی داستان است. جالب اینجاست که تا آخر کتاب نام راوی فاش نمی‌شود و رمان علاوه بر راوی، شش شخصیت دیگر نیز شامل شازده، عصمت (زن شازده)، پدر و مادر راوی، مهتاب و دکتر مسایف در داستان وجود دارند.

داستان بگونه‌ای است که انگار راوی در محکمه‌ای نشسته و بازجویی می‌شود. با این کار، وقتی رمان جلو می‌رود، خواننده بدون اینکه سوالات بازجو را ببیند و با خواندن حرف‌های راوی متوجه آن‌ها می‌شود. البته می‌توان این فرض را نیز در نظر گرفت که ممکن است راوی با خودش حرف می‌زند و درواقع، خواننده ماحصل پاسخ‌های راوی به بازجو و گفت‌و‌گوهای داخل ذهن وی را می‌خواند. به هر حال، در این بخش نویسنده به خوبی توانسته از هنر خود برای جذاب کردن داستان استفاده کند. کششی که در رمان‌های ایرانی کمتر دیده می‌شود. البته باز هم شاید یکی دو فصل اضافی در رمان وجود داشته باشد که به دلیل حجم کم آن‌ها می‌توان از آن گذشت.

رابطه‌ها در رمان هم نسبتا خوب شکل پیدا کرده‌اند. راوی که به نظر می‌رسد یک ویراستار (شغل اصلی نویسنده!) ساده است و از شهرستان به تهران آمده است، برای کار به سراغ خانه شازده می‌رود. البته شخصیت شازده چندان موجه و قابل درک نیست. اگرچه نویسنده سعی کرده شخصیت وی را مرموز (مانند تمام شخصیت‌های دیگر داستان) نشان دهد، اما خلق و خوی شازده با آنچه که در پیشینه وی آمده است در تعارض است. عصمت که زن شازده است و راوی به قتل او متهم است، به نظر زنی عجیب و فریب‌کار است. مهتاب نیز بسیار ناشناخته است. زنی که به یکباره در خانه راوی ظاهر می‌شود و عجیب بودن ماجرای قتل را بیشتر می‌کند. اگرچه تا فصول آخر به نظر نمی‌رسد مهتاب نقش چندانی در داستان داشته باشد اما در بسیاری از فصول ردپای او دیده می‌شود.

به نظر می‌رسد مهتاب عاشق راوی و راوی هم عاشق عصمت است. اگرچه برخی افراد رمان را عاشقانه پنداشته‌اند اما فکر نمی‌کنم ردپای عشق (به معنای دل‌دادگی و محبت قلبی) در این رمان آنقدر زیاد باشد. اولا تمام داستان از زبان راوی است، پس نمی‌توان به درست بودن آن مطمئن بود. ثانیا که در همین داستانی که راوی ساخته و پرداخته هم آنچنان شور و هیجان عشق دیده نمی‌شود.

نویسنده به خوبی توانسته است حس تعلیق را در داستان خود به خواننده القا کند. تعلیقی که با حرف‌های راوی مدام بالا و پایین می‌شود.

ردپای تاریخ و سیاست نیز در رمان دیده می‌شود. اگرچه علت قتل کاملا مساله‌ای سیاسی به نظر می‌رسد اما نمی‌توان رمان را سیاسی دانست. در همین بخش هم نویسنده نتوانسته است علت قتل را به خوبی به خواننده بقبولاند. اینکه پسری عقیم که از خانواده خود فرار کرده است به یکباره به وصیتی عمل کند که چند نسل در خانواده آن‌ها بوده است بسیار عجیب و غیرواقعی به نظر می‌رسد.

مانند برخی افرادی که در مورد رمان نظر داده‌اند، پایان داستان را دوست نداشتم. از یک طرف اعتراف ناگهانی راوی و از طرف دیگر سرانجام نامعلوم پدر و مادر راوی و مهتاب که بنده به شخصه نفهمیدم اگر مرده‌اند چرا؟ و اگر زنده‌اند نقششان دقیقا در این ماجرا چه بوده است.

در انتها باید عرض کنم که یک مساله در طول کتاب بنده را اذیت می‌کرد. اگرچه کتاب بسیار روان نوشته شده است اما اینکه در برخی مواقع مدام کلمه‌ «گفتم» یا «گفت» تکرار می‌گردید واقعا آزاردهنده بود. با این حال، برخی این حرکت را از ویژگی‌های کتاب دانسته‌اند اما این نظر شخصی بنده بود.

نکته انتهایی که به نظر شخص بنده در اینگونه رمان‌ها جالب است و نیاز به تفکر دارد مربوط به مقصر اصلی داستان است. اگرچه قاتل و علت قتل هم مشخص گردد اما باز هم عاملی که باعث ایجاد این حرکت می‌شود بسیار مهم‌تر از خود عمل است. اینکه چرا قاتل این کار را کرده است شاید به نظر مشخص باشد اما اینکه چه عواملی باعث ایجاد این حرکت فرد شده‌اند همیشه جای سوال دارد.

باز هم تاکید می‌کنم که حتما کتاب را مطالعه کنید. مطمئن باشید به عنوان یک رمان ایرانی ارزش وقت گذاشتن را دارد.
۲۲ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید