:  ۱۰۷۹۶
:  تاریخ جهان
:  تاریخ بیخردی
:  تاریخ جدید
   باربارا تاکمن
   حسن کامشاد
:   کارنامه
:  وزیری
:  ۱۳۹۸
:  ۱۱
:  ۱۷.۷
:  ۲۴.۵
:  سخت
:  ۶۷۸
:  ۱,۲۰۰,۰۰۰ ریال



دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
کتاب تحلیلی بسیار خوبی است که البته می توان در مورد تحلیل های آن نقدهای مثبت و منفی ارائه کرد.
۰۵ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ چیز نامنصفانه تر از این نیست که در باره گذشتگان با اندیشه‌های کنونی داوری کنم.

خشک مغزی منشأ خود فریبی است و در حکومت نقش بسیار بزرگی دارد و عبارت از این است که اوضاع و احوال را بر مبنای تصورات ثابت و پیش ساخته ارزیابی کنیم و علائم و قرائن مخالف را نادیده بگیریم یا مردود بشماریم و به پیروی از ارزوهای خود عمل کنیم و واقعیت‌ها را گردن ننهیم .

اوج ... دیدن ادامه » هنر حکم رانی‌ این است که ذهن چنان باز باشد که در یابد فلان سیاست به جای سود زیان می‌‌آورد ، و شخص اعتماد به نفس لازم را داشته باشد که به این امر اذعان کند ، و عقل کافی‌ که مشی‌ پیشین را وارونه گرداند .

دموکراسی سیاسی که معمولا با امریه حاصل نمی شود و باید آهسته آهسته و در نتیجه تلاش و مبارزه در طی‌ قرون گام با گام به دست آید .

سؤ حکومت وقتی‌ بی‌ خردی محسوب می‌‌شود که در سیاستی آشکارا غیر عملی یا بی‌ ثمر احمقانه لجاجت ورزیم .

در جست و جوی معنا نباید فراموش کرد که خدایان تصوری در اذهان آدمیان بیش نیستند و آفریده انسانند ، نه‌ بالعکس . ایزدان را ما اختراع می‌‌کنیم و به وجودشان نیازمندیم تا به چیستان زند‌گی بر روی زمین مفهوم و مقصود بخشند ، تا پدیدهٔ‌های شگفت و بی‌ قاعده طبیعت ، حوادث اتفاقی ، و از همه بالاتر ، رفتار نابخردانه انسانی‌ را تبیین کنند . خدایان هست شده اند تا بار سنگین جمله چیز‌هایی‌ را بر دوش کشند که نمی توان درک کرد مگر با مداخله یا تدبیر ماورأ الطبیعه.

می‌ گویند اسطوره فراورده روان است ، ابزاری است برای هویدا نمودن ترس‌های نهان و بر آوردن آرزو‌ها ، یا برای سازش دادن ما با وضعیت انسان ، یا برای نمایندن تناقضات و مسایل شخصی و اجتماعی دامن گیر افراد در زند‌گی .

تقدیر در افسانه‌ها مظهر تحقق انتظارت انسان از خویشتن است .

رنسانس یعنی‌ دورانی که در آن ارزش‌های دنیوی جانشین ارزش‌های اخروی شد .

بر اثر نهضت رنسانس ، آدمی خود و نه‌ خداوند را طراح و فرمانروای تقدیر خویش یافت . نیاز‌ها و ارزوهایش ، بلند پروازی‌ها و خوشی‌‌هایش ، دار وندارش ، ذهنش ، هنرش ، قدرتش و افتخاراتش منزلگه حیات شمرده شد .

مسولیت قدرت غالبأ مستلزم ایستادگی در برابر وضع موجود و دگرگون کردن مسیر آن است .

ایمانی که فقط به اصول و احکام استوار باشد هموره ضعیف و متزلزل خواهد ماند .

اندیشه‌های که زمانش رسیده زندان نمیتواند خاموش کند . فرمانروایان خود کامه که طبعاً دارای عقلی ناچیز اند این واقعیت را اغلب از یاد می‌‌برند.

یکی از وجوه بی‌ خردی دو دستی چسبیدن به هدفی نابراوردنی است .

کسب قدرت مستلزم کاربست وسائلی است که طالبان قدرت را پست و حیوان صفت می‌‌کند ، و جوینده همین که به خود آمد ، می‌‌بیند که قدرت به قیمت از دست دادن فضیلت یا مقصود اخلاقی‌ حاصل شده أت .

هرگاه سود شخصی‌ برتر از منافع عمومی شمرده شود ، هرگا جاه طلبی فردی و ازمندی و افسون قدرت مداری رهنمون سیاست گردد ، مصالح همگان ناگزیر به باد می‌‌رود .

جادوی مقام و قدرت آدمیان را ، چه هنگام نیاز و چه هنگام رفاه ، در همه احوال و ادوار ، بیش از تفقد و التفات مسحور کرده است .

حکومت‌ها در مقابله با خطر ، یا آنچه خطر می‌‌پندارند ، معمولأ می‌‌کوشند آن را سرکوب کنند و به ندرت در صدد بررسی و فهم و تبیین آن بر می‌‌آیند .

بر مردم ناراضی اعمال قدرت شاید توان کرد ، ولی‌ بر مردم ناراضی هرگز حکومت نتوان کرد.

حکومت باید با توجه به احساسات حکومت شوندگان بچرخد ، هرگاه آنان را نادیده گیرد خود را به مخاطره انداخته است.

لجاجت بر سر تصوری ژرف اندیشه ، به رغم شواهد مغایر ، سر چشمه خود فریبی ویژه بی‌ خردی است . بر حقیقت سر پوش می‌‌نهد تا کوشش مورد نیاز را کوچک جلوه دهد .

خطاها‌ای تاریخی‌ معمولأ جبران ناپذیرند . اگر تغییر راستین باشد و با توجه به هدف اجرا شود ، ترک سیاستی زیانمند ستوده است و نه‌ خفت بار.

مقصران هم گاه پی‌ میبرند که در اشتباه اند ولی نمی توانند قالب را بشکنند.

هرگاه بی‌ کفایتی و آسوده خاطری دست به دست هم دهند ، نتیجه بدترین آمیزه ممکن است .

بنی آدم ممکن است اعضای ‌یک دیگر باشند ، ولی ، بنابر مقتضیات خویش ، نیاز‌ها و ارزوهای گوناگون دارند.

وقتی‌ در رابطه‌ای ، ‌یک طرف وابسته به طرف دیگر است ، طرف وابسته پیوسته می‌‌تواند با تذکار خطر سقوط خود ، حامی‌ را مهار کند .

در غرب که سرعت تغییر بیش از مشرق است ، بیست و پنج قرن طول کشید تا حکومت در جهت تامین منافع نیازمندان دست به کار زد .

آسیا اطاعت دولت را وظیفه مسلم هر شهروند می‌‌شمارد ، دموکراسی‌های غربی دولت را نماینده شهروندان می‌‌دانند .

زمام دار ، وقتی‌ وارد چهارچوب سیاستی شد ، برایش آسان تر است که درون آن بماند . و اما ماموران زیر دست نیز چه بهتر که برای حفظ مقام خویش سر و صدا راه نیندازند و شواهدی را که پذیرفتن‌شان برای رئیس دردناک است به رخ او نکشند .

وقتی‌ همه راه‌ها نافرجام شود ، سیاست گذران به جای این که بیندیشند ترجیح می‌‌دهند دست به اعمال فشار بزنند .

با ترد قاطع و دلیرانه مواضع نادرست بیشر میتوان احترام اندوخت تا با پی‌ گیری لجوجانه آن ها.

رفتن بی‌ سر و صدای افراد از جمله ویژگی‌های دولت هست . کسی‌ اگر حتی پس از رفتن سخنی بگوید از محفل یاران رانده میشود ، ابراز عدم وفادری سد راه برگشت به حلقه حاکمه است . اکراه در کنار رفتن نیز دلیلش همین است . ماموران دولت همواره خود را قانع می‌‌سازند که داخل حکومت بهتر می‌‌توانند جلو زیاده روی‌ها را بگیرند ، و آن گاه رام و سر به راه می‌‌مانند که مبادا پیوندشان با قدرت بگسلد .

منتسکیو در کتاب روح القونین نوشت ، زوال هر حکومت با زوال اصولی که بر آن بنیان شده آغاز می‌‌شود .

مردم لبته دمدمی مزاج اند و نظر سنجی‌ها ناپایدار و گذرا است و پاسخ‌ها هم بستگی به نحوه پرسش دارد.

بی‌ ابروی ‌یک فرمانروا در تاریخ جهان مطلب مهمی‌ نیست ، اما بی‌ ابرویی ‌یک حکومت تکان دهنده است ، چون حکومت نمیتواند بدون ابرو عمل کند .

عدم ژرف اندیشی‌ در زمامدارن عموم یت‌ دارد و این پرسش را پیش می‌آ‌ورد که آیا زند‌گی سیاسی و دیوان سالاری در دولت‌های جدید تعقل را ، بدون توجه به انتظارت منطقی ، تابع کاربرد اهرم‌ها نمی سازد ؟

دنیای حس یات لنگر گاه انسان است و آدمیان مانند عروسک‌های خیمه شب بازی با نخ‌های ترس و میل و هوس به رقص در می‌‌آیند.

بالاترین جولان گاه بی‌ خردی هنوز حیطه حکومت است چون آن جاست که آدمی بر دیگران تسلط می‌‌یابد و سپاس تسلط بر خود را از دست می‌‌دهد .

قدرت بیش از حد نیز مانند بادبان زیاده بزرگ در کشتی‌ خطرناک است و تعادل را به هم می‌زند . تجاوز از حد از ‌یک سو‌ بی‌ نظمی و از سوی دیگر بی‌ عدالتی به بار می‌‌آورد. روح هیج آدمی در برابر وسوسه قدرت بی‌ عنان تاب ایستادگی ندارد.

رهبران حکومت فراسوی معتقد اتی که با خود می‌‌آورند چیزی نمی اموزند ، و مادم که بر سر کارند از همان سرمایه فکری تغذیه می‌‌کنند .

ماکیاولی میگوید شهریار باید همواره بزرگترین پرسنده و شکیباترین شنونده حقیقت در مورد اموری باشد که راجع به آن‌ها پرسیده است ، و اگر دید که کسی‌ در بیان حقیقت به او تعلل می‌‌ورزد ، باید به خشم آید . حکومت نیازمند پرسندگان بزرگ است .

جورج ارول می‌‌گوید ، ایست جرم یعنی‌ توان توقف غریزی در آستانه‌ هر اندیشه خطرناک . از این مقوله است قدرت در نیافتن قیاس‌ها ، درک نکردن لغزش‌های منطقی ، بد فهمیدن ساده‌ترین بحث‌ها ... و ملول و دلگیر شدن از هر اندیشه‌ای که قادر است در جهت بدعت سیر کند . ایست جرم ، خلاصه ، یعنی‌ حماقت حمایتی .

در شرایط امروزی یکی از عواملی که معمولأ دست رئیس دولت را می‌‌بندد انبو مطالب و مشکلات در بخش‌های بی‌ شمار حکومت است که نمی گذارد هیچ چیز خوب فهمیده شود و در میا‌‌ن دیدار‌های پانزده دقیقه‌ای و گزارش‌های سی‌ صفحه‌ای فرصتی برای تفکر باقی‌ نمی ماند و عرصه به روی حماقت حمایتی می‌‌گشاید . در این میا‌‌ن ، دستگاه دیوان سالاری ، برای گریز از خطر ، با خاطر آسوده آنچه را دیروز کرده امروز هم تکرار می‌‌کند و ، به سان رایانه‌ای عظیم که چون به اشتباه افتاد تا ابد به اشتباه می‌‌رود ، همانطور به راه خود ادامه می‌‌دهد .

جاذبه مقام اداره حکومت به طرز بهتر را عقیم می‌گذارد . دیوان سالار خواب ترفیع می‌‌بیند ،مامور بلند پایه می‌‌خواهد حوزه اختیاراتش را بیشتر بگستراند ، قانون گذران و رئیس دولت طالب انتخاب مجددند ، و اصلی‌ که همه به راهنمایی آن پیش می‌‌روند این است که هر چه بیشتر دل‌ پذیر و هر چه کمتر دل‌ آذر باشند ، و حال آنکه در حکومت بخردانه ، اشخاص عالی‌ رتبه بر پایه متین‌ترین داوری و برترین دانش موجود و برآورد معقول از راه کم زیان تر سیاست گذاری کنند . ولی‌ این جا فکر و ذکرشان انتخابات آینده است ، و این امر تنها ملاک کار میشود .

مشکل احتمالا بیش از آن که تعلیم افراد برای حکومت کردن باشد ، آموزش رای دهندگان است برای تشخیص و ارج گذاری به راستی‌ و درستی و طرد جنس تقلبی . انسان‌های بهتر شاید در زمان‌های بهتر بار می‌‌آیند ، و شرط حکومت خردمندانه البته پرورانیدن جامعه‌ای پویا است نه‌ جامعه‌ای رنجور و سر به گریبان .































































































































































































۱۷ شهريور ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عنوان کتاب از تروا تا ویتنام است و به‌نظر باربارا تاکمن نخستین بی‌خردی شگفت‌آور سیاست‌مداران تروا این است که در کمال بی‌عقلی و نادانی، اسب چوبین را داخل شهر خود بردند و نیرنگ یونانیان را درنیافتند و شد آنچه شد.[۳]

کتاب در پنج فصل با عناوین زیر تدوین شده‌است:

... دیدن ادامه » فصل اول: پیگیری سیاست‌های مغایر با منافع خویش.
فصل دوم: نمونه های آغازین: اسب تروا.
فصل سوم: پاپ‌های رنسانس و جدا شدن پروتستان‌ها.
فصل چهارم: بریتانیا امریکا را از دست می‌دهد.
فصل پنجم: امریکا در ویتنام به‌ خود خیانت می‌کند
۰۸ آبان ۱۳۹۴
کتاب فوق العاده‌ وعالی بود،در واقع تحلیل تاریخ بشمار میرود؛
۰۲ ارديبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید