:  ۹۲۵۶۵
:  داستان جهان
:  ملت عشق (شومیز)
:  داستان های ترکی قرن 20
   الیف شافاک
   ارسلان فصیحی
:   ققنوس
:  رقعی
:  ۱۴
:  ۲۱.۵
:  نرم
:  ۵۱۱
:  ۳۷۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:
 

پرفروش‌ترین رمان تاریخ ترکیه که گفته می‌شود بیش از پانصد بار تجدید چاپ شده است. این رمان به نوعی بازگویی رابطه میان شمس و مولانا در قالب داستانی امروزی و از زبان یک زن آمریکایی است که به همه روزمرگی ها و همسر و کار پشت پا میزند و عازم سفر ترکیه می شود.

اما پرفروش‌ترین رمان تاریخ ترکیه چگونه کتابی ست؟ رمان «ملت عشق» اثری‌ست عاشقانه؛ برخوردار از فرمی که می توان آن را دو رمان محسوب کرد در قالب یک رمان؛ دو روایت تو‌در‌تو که به صورت موازی روایت می شوند؛ اما در دو زمان مختلف جریان دارند. یکی قرنها پیش در شرق و یکی در زمان حال و در غرب (امریکا) بر این پایه اگرچه به ظاهر تفاوت های بسیار زیاد و اساسی باهم دارند اما از آنجا که بن‌مایه هردوی آنها عشق و تاثیر آن در زندگی‌ست بی شباهت به هم نیستند. ملت عشق از یک سو داستان دلدادگی و از دیگر سو داستان رهایی است؛ از یک سو به عشق زمینی می پردازد و از دیگر سو به عشق معنوی و جنبه های عرفانی عشق و زندگی اشاره میکند. این سویه های متقابل که در هر دو خط داستان دیده می شود از جمله جذابیت های اصلی این رمان محسوب می شود که الیف شافاک با چیره دستی با کنارهم قرار دادن این عناصر خط و ربطی برای نزدیک شدن و پیوند خوردن این دو داستان به وجود آورده است.


ناگفته نماند که ترجمه ارسلان فصیحی هم کاری بدون نقص است تا جایی که کاوه میرعباسی، نویسنده و مترجم معروف درباره آن می گوید: "من همیشه کتاب‌های اصلی را از زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و اسپانیایی می‌خوانم، اما مدتی قبل، «ملت عشق» را با ترجمه ارسلان فصیحی خواندم و از آن بسیار لذت بردم."

نکته‌ی دیگر اینکه ترجمه این رمان پنج سال پیش به اتمام رسیده بود که تا چندی پیش جزو آثار غیرقابل انتشار وزارت ارشاد بود اما سرانجام پس از بازبینی مجدد، نشر ققنوس آن را منتشر کرد.

 

در بخشی از کتاب می خوانیم:

کلماتی که ما برای توصیف خالق بکار میبریم، درواقع نشاندهده ی آنست که ما خودمان را چگونه توصیف میکنیم. اگر موجودی هولناک در ذهنمان متصور میشویم، در واقع این ما هستیم که با ترس احاطه شده ایم. اما اگر عشق و محبت را احساس کردی، از تو چیزی جز این دو پدید نخواهد آمد.

خبرهای وابسته

» میرعباسی: «ملت عشق» پرفروش‌ترین کتاب تاریخ ترکیه را بخوانید/ حکایت‌های شمس و مولانا در رمان برجسته الیف شافاک » ما و «ملت عشق» شافاک: ارسلان فصیحی

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
کتاب صوتی ملت عشق هم با صدایی رسا و بسیار تأثیر گذار تهیه شده است. برای دوستانی که فرصت خواندن کتاب را ندارند می توانند کتاب صوتی آن را خریداری و ایام تنهایی شان در حین رانندگی، کار در خانه، و ... را لذت بخش نمایند
۶ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آدم‌ها مدام دچار سوء تفاهم می‌شوند و درباره یکدیگر به اشتباه قضاوت می‌کنند
با ترجمه‌های اشتباه زندگی می‌کنیم...

۱۴ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مگه میشه این کتاب در عرض یک روز ۱۰ هزار تومن گرون شه؟! این کتاب دیروز ۳۲ هزار بود، الان شده ۴۲ هزار. دیگه دلار هم با این شدت گرون نمیشه! خسته باشید واقعا
۲۸ خرداد
میتونید سایز جیبیشو بخرید قیمتش از پارسال عوض نشده
۲۰ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همان طور که من حرف می زدم حالت چهره درویش هم به تدریج عوض می شد. کم کم برق دوستانه و لطیفی در چشمانش هویدا شد که خاص کسانی است که پژواک اندیشه های خودشان را در حرف های دیگری می یابند.
۰۲ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی جذاب در عین حال آموزنده
۱۸ ارديبهشت
این کتاب بسیار زیباست ولی متاسفانه متوجه شدم در یکی از ترجمه های این کتاب تحریفاتی صورت گرفته که این موضوع واقعا ناامید کننده است......
۲۵ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کسی چه میداند من چه فشاری را تحمل میکنم تا کتاب. هایی را که دوست دارم تا بعد کنکور نخوانم؟=)
۰۳ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

دو رمان در یک کتاب. شیوه جالبی است. کتاب رفت و آمد مکرری بین دو تاریخ متفاوت دارد. 740 قمری و 2008 میلادی. شیفتگی شمس و مولانا از یک طرف و مشکلات اللا زنی که با خانواده‌اش مشکل دارد و درحین ویراستاری کتاب عاشق نویسنده کتاب می‌شود. داستان از زبان چندین نفر بیان می‌شود. این قسمت برای من خیلی جذاب بود.
۰۶ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق.
خود به تنهایی دنیایی است عشق.
یا درست در میانش هستی، در آتشش
یا ... دیدن ادامه » بیرونش هستی، در حسرتش…

سنگی را اگر به رودخانه ای بیندازی، چندان تاثیری ندارد. سطح آب اندکی می شکافد و کمی موج بر می دارد. صدای نامحسوس “تاپ” می آید، اما همین صدا هم در هیاهوی آب و موج هایش گم می شود. همین و بس. اما اگر همان سنگ را به برکه ای بیندازی… تاثیرش بسیار ماندگارتر و عمیق تر است. همان سنگ، همان سنگ کوچک، آب های راکد را به تلاطم در می آورد. در جایی که سنگ به سطح آب خورده ابتدا حلقه ای پدیدار می شود؛ حلقه جوانه می دهد، جوانه شکوفه می دهد، باز می شود و باز می شود، لایه به لایه. سنگی کوچک در چشم به هم زدنی چه ها که نمی کند. در تمام سطح آب پخش می شود و در لحظه ای می بینی که همه جا را فرا گرفته. دایره ها دایره ها را می زایند تا زمانی که آخرین دایره به ساحل بخورد و محو شود.
۰۶ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد و بررسی تخصصی این کتاب را می توانید در سایت کافه بوک بخوانید!
http://kafebook.ir/ملت-عشق/
۰۵ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان دلدادگی مولانای جان و شمس تبریزی است.... بهترینه این کتاب
۲۵ دى
سلام وقتتون بخیر
نویسندش کیه؟ چند صفحه س؟
۲۵ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ازکسی که برای اولین باردرعمرش به اذان صبح گوش می دهد بپرسید صدایی که می شنودبه چه می ماند.احتمالاچنین می گوید:اسرارآمیز غیرعادی مسحورکننده. امادرعین حال ماوراءالطبیعی فراترازادراک حتی تکان دهنده. درست مثل عشق!
۰۱ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی متفاوت و بسیار زیبا که تصویری کاملا انسانی و تقریبا ملموس و در عین حال شگفت انگیز از شمس تبریزی ارائه میده.
۱۱ مهر
مشتاق حسین و parisa pasandideh این را خواندند
روژیتا احمدی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خنثی قهقه زد.یعنی چه؟ یعنی آدمها را مثل کتاب می خوانی؟ عجب چرت و پرت می بافی به هم.
گفتم: هر انسانی به کتابی مبین می ماند در جوهره اش؛منتظر خوانده شدن.هرکدام از ما در اصل کتابی هستیم که راه می رود و نفس می کشد.کافی است جوهره مان را بشناسیم.فاحشه باشی یا باکره؛ افتاده باشی یا عاصی،فرقی نمی کند؛ آرزوی یافتن خدا در قلب همه ی ما،در اعماق وجودمان ... دیدن ادامه » پنهان است.از لحظه ای که به دنیا می آییم، گوهر عشق را درونمان حمل می کنیم. آن جا می ماند به انتظار کشف شدن. این یکی از قاعده هاست.

صفحه172
۰۳ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نوشتن در خصوص این کتاب سخته و به نوعی بحث برانگیز
کتاب در مورد افراد مختلفی با رویکردهای مختلف و با شخصیت محوری شمس تبریزی که نمادی از مسلمان عاشقه صحبت میکنه، اگر با دید مسلمان منطقی به کتاب نگاه کنیم ، کتابی پر از کفر میبینیم و شمس را ملحد میشناسیم همانطور که اطرافیان مولوی در قونیه و عالمان آن عصر شناختند، بهمین دلیل صحبت در مورد ... دیدن ادامه » این کتاب سخته، توصیه من به خوندن کتاب پله پله تا ملاقات خدا از دکتر زرین کوب قبل از خوندن این کتابه، دکتر زرین کوب خیلی علمی تر و دقیق تر برخورد شمس و مولانا را تفسیر کرده و بهتر به سوال شمس از مولانا که زندگی مولانا رو زیر و رو میکنه میپردازه، اما الیف شافاک کتابی شیرین و دلچسب ارائه داده که به طور ضمنی انسان دور از اسلام رو بطرف اسلام میکشونه و دیدی مثبت از اسلام ارائه میده، که شاید حقیقت باشه من نمیدونم چون اونقدر در عشق خدا هضم نشدم شاید دست و بال همه ما بسته است شاید نمیدونیم شاید هم هزار دلیل داریم.
- خدا هر لحظه در حال کامل کردن ماست چه از درون چه از بیرون هر کدام ما اثر هنری ناتمامی است هر حادثه ای که تجربه میکنیم هر مخاطره ای که پشت سر میگذاریم برای رفع نواقصمان طرح ریزی شده پروردگار به کمبودهایمان جداگانه میپردازد زیرا اثری که انسان نام دارد در پی کمال است.
۰۹ شهريور
همتنطور که دوست فرهیخته‌مان اشاره کردند، کتاب پله پله تا ملاقات خدا و اصولا کتابهای مرحوم دکتر عبدالحسین زرین کوب کتب بسیار خوبی هستند. کتاب نقد ادبی ایشان نیز خواندنی است. درباره کتاب ملت عشق نظری نیست.
۰۹ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید


خدای متعال غم را آفرید تا از ضدش سعادت بزاید. بیهوده نیست به این دنیا عالم کون و فساد می‌گویند. در اینجا همه چیز با ضدش پدید می‌آید و با ضدش شناخته می‌شود. تنها پروردگار است که ضد ندارد. ازاین رو همیشه «راز» می‌ماند.

۱۳ تير ۱۳۹۶
مشتاق حسین ، مینا حشمتی و ناصر یُلمه این را خواندند
مهسا علیزاده این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
قاعده ی بیست و پنجم:
فقط در آینده دنبال بهشت و جهنم نگرد. هرگاه بتوانیم یکی را بدون چشمداشت و حساب و کتاب و معامله دوست داشته باشیم در اصل در بهشتیم. هرگاه با یکی منازعه کنیم و به نفرت و حسد و کین آلوده شویم، با سر به جهنم افتاده ایم
۰۲ فروردين ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عشق حس خوشایندی ست که امروز هست و فردا نیست
۰۲ فروردين ۱۳۹۶
الهام قاسمی ، Toor Tavan و فاطمه جلیلوند این را دوست دارند
عشق حس خوشایندی نیست که امروز هست و فردا نیست...
۱۰ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
قاعده چهلم
عمری که بی عشق بگذرد، بیهوده گذشته است. نپرس که آیا باید در عشق الهی باشم یا عشق مجازی، عشق زمینی یا عشق آسمانی، یا عشق جسمانی؟ از تفاوت ها تفاوت می زاید. حال آنکه به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق. خود به تنهایی دنیایی است عشق. یا درست در میانش هستی، در آتشش، یا بیرونش هستی، در حسرتش.

http://ideality.ir
۱۴ بهمن ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
@ زهرا کوثری
پس با این دید شما میشع همه ی مردم شهر رو ک دارن زندگی میکنن رو جری به دگمیت بکنیم و بگیم باید برن به سمت پویایی یه چیزی مس سریالا ترکیه ای؛ و اخیرا هم کتاباشون! فقط باید یه عودی ام زمینه کنیم و با ذکر "یا هو" بریم به سمت ازادی ک روشنفکری باشع.
۱۲ دى ۱۳۹۵
مشتاق حسین و فهیمه سلیمی این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب خوانده شد. شبی از شب های عمر به پای داستانی از کشور ترکیه تباه شد...فکرش را میکردم کتاب هایشان هم مانند شبکه هایشان پر محتوا باشد!!
و چه استقبالی میشود از خیانت؛چه در قالب شبکه ی ماهواره ای و چه در قالب کتاب با تم جلال و الدینی
۱۰ دى ۱۳۹۵
zhr H ، مشتاق حسین و محمدرضا نجفیان این را خواندند
اون چیزی که در کتاب به نمایش گذاشته شده بود، نه خیانت که آزادی بود. رسیدن به حقیقت زندگی بود.
حرکت کردن بود به جای راکد شدن در روزمرگی...

برداشت شما، منفی ترین برداشت ممکن بود!!
۱۲ دى ۱۳۹۵
دوست عزیز هر کتابی درک خاص خودش رو میخواد.شما باید هنوز به بخش کودک و نوجوان مراجعه کنید.
۲۳ فروردين ۱۳۹۶
اگر حتی ارزنی از عرفان متوجهمیشدی این را نمی گفتی. کیهان بچه ها نیست و با شبکه های ماهواره هم مقایسه نکن. دوست داری ایرانی ها را با عوامل افراطی داخلی مقایسه کنند. دنیا قانونی دارد بنام بازتاب
۰۲ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک شمس تبریزی به این دنیا آمد و رفت. اما نه یک بار، صدها بار.
در هر دوره ای دوباره می آیند و انها. اما وقتی مولوی هایی نباشند که شمس را ببینند، ببینند و قدرش بدانند، چه فایده ای دارد؟
تو به همین دلیل دنبال مولوی ها بگرد!

ملت ... دیدن ادامه » عشق
صفحه 289
۲۴ مرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نازنین دوستی این کتاب زیبا رو کادو داد
همیشه با نزدیکی به عرفان صوفی حالت آرامش عجیبی داشته ام
این کتاب با نثر روان و ترجمه بسیار خوش خوان و امثال و داستانهای مثنوی رو به شکلی امروزی و ساده بیان میکند
من ... دیدن ادامه » از خوندن کتاب لذت بردم
و جملات زیبا و عرفانی بسیاری رو داره
و یکی از قشنگترین برداشتها و جملات این بود که شمس ها در اطرافمان هستن، هنر اصلی مولانا بودن است که از نور شمس ها بهره ها ببرند...
۱۶ مرداد ۱۳۹۵
مشتاق حسین و یاسمن غنی این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با اطمینان کامل میتونم بگم این بهترین کتابی بود که امسال خوندم حرف نداشت
۰۳ مرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ گاه نا امید مشو. اگر همه ی درها هم به رویت بسته شوند، سرانجام او کوره راهی مخفی را که از چشم همه پنهان مانده ، به رویت باز می کند. حتی اگر هم اکنون قادر به دیدنش نباشی،بدان که در پس گذرگاه های دشوار باغ های بهشتی قرار دارد. شکر کن! پس از رسیدن به خواسته ات شکر کردن آسان است. صوفی آن است که حتی وقتی خواسته اش محقق نشده،شکر گوید.
۲۲ تير ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از نظر خیلی ها تفکر کردن به معنای منفعل ماندن است، اما درست برعکس. توکل حالت آرامش محض است که پذیرش و سازگاری با خود به ارمغان می آورد، پاسیو نیست،اکتیو است. می تواند حالت هایی را به ما عرضه کند که قادر به عوض کردنشان نیستیم و تمام معنا نمی توانیم بر کیفیتشان واقف شویم. با این حالت هاست که می توان به هستی با عشق نزدیک شد. مولوی اعتقاد داشت ... دیدن ادامه » عشق جان مایه ی هستی است.اگر این طور باشد حتی یک قطره اش را هم نباید به هدر داد.
ملت عشق - تابستان 95
۱۵ تير ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب عالیه!!!
باهاش قدم به قدم راه میری گام بر میداری!!!
گاهی شمس، گاه الا، گاه ...

با ... دیدن ادامه » این کتاب زندگی میشه کرد!!!
۰۲ ارديبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

عشق حقیقی راه براستحاله های غیر منتظره میگشاید.عشق نوعی میلاد است،اگر پس از عشق همانی باشیم که پیش از عشق بودیم،به این معناست که به قدر کافی دوست نداشته ایم.اگر کسی را دوست داشته باشی،با معنا ترین کاری که میتوانی به خاطر او انجام دهی،تغییر کردن است!
ملت عشق
الیف شافاک
۱۱ فروردين ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
#هزار کتاب
تاریخ شروع: 95/01/11
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"یکی ... دیدن ادامه » از روزهای خوش و ملایم بهاری بود که این داستان عجیب شروع شد. سال‌ها بعد که اللا برمی‌گشت و به گذشته می‌نگریست لحظه‌ی شروع را آن‌قدر در ذهنش تکرار می‌کرد که همه چیز به نظرش نه مثل خاطره‌ای دور، بلکه مثل صحنه‌ی تئاتری می‌رسید که در گوشه‌ای از کائنات هنوز هم ادامه دارد.
زمان: بعدازظهر یکی از شنبه‌های ماه مه.
مکان: آشپزخانه‌ی خانه‌شان.
همه‌ی اعضای خانواده دور هم نشسته بودند و غذا می‌خوردند. شوهرش داشت بشقابش را با غذای مورد علاقه‌اش ران سرخ شده‌ی مرغ پر می‌کرد. از دوقولوها ایوی قاشق و چنگالش را موازی هم در دست گرفته بود و صداهایی از خودش در می‌آورد که انگار دارد طبلی خیالی می‌نوازد. خواهرش اورلی هم برای آن‌که با رژیم جدیدش، روزانه حداکثر 650 کالری، سازگار شود مشغول محاسبه‌ی لقمه‌هایی بود که می‌توانست بخورد. دختر بزرگش ژانت تکه‌ای نان در دست گرفته بود و با حالتی متفکرانه پنیر خامه‌ای رویش می‌مالید.
علاوه بر اعضای خانواده، عمه استر هم پشت میز نشسته بود. سری به آن‌ها زده بود تا کیک کاکائویی موزاییکی را که خودش پخته بود برایشان بیاورد و زود برود، اما نتوانسته بود در مقابل اصرارشان مقاومت کند و برای ناهار مانده بود. اللا با آن‌که پس از ناهار کلی کار داشت، دلش نمی‌آمد از پشت میز بلند شود. این اواخر کم‌تر پیش می‌آمد که همه‌ی اعضای خانواده این‌طور دور هم جمع باشند. فرصت خوبی بود و او امید داشت همه جو را گرم بکنند ..."
۱۱ فروردين ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کارهای کثیف دیگران را انجام می دهم.توی این دنیا به امثال من هم احتیاج است.مگر خداوند متعال،هنگام برپایی نظام مقدسش،عزراییل را در کار جان گرفتن نایب خویش نکرده است؟این طوری انسان ها هر بلایی سرشان بیاید تقصیر عزراییل می دانند.می توانید بگویید عزراییل عادل است؟اما راستش این دنیا چندان هم محل عدالت نیست،مگر نه؟
ملت عشق - الیف شافاک
۲۸ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مولانا یا همان جلال الدین محمد مولوی در سال1244میلادی(642ه.ق)با شمس تبریزی آشنا شد.شمس از دراویش قلندریه بود ؛زبانی تند وتیز داشت.روندی که با تلاقی راه هایشان شروع شده بود،زندگی هردوشان را ازبیخ وبن دگرگون کرد؛دلشان یکی شد.صوفیان قرن های بعد پیوند آن دو را به یکی شدن دو دریا تشبیه کرده اند.درسایه ی دوستی ومصاحبت با شمس بود که مولانا جسارت ... دیدن ادامه » یافت از دایره ی قواعد مرسوم پا فراتر بگذارد وبه اهل دلی مخلص مدافع آتشین عشق،بانی سماع وشاعری پرشور بدل شود.آثار معظمی که از خود بر جا گذاشت لقب"شکسپیر عالم اسلام"را برایش به ارمغان آورد.در عصر تعصب ها وپیش داوری هایی که تا اعماق جامعه ریشه دوانده بود،از معنویاتی فراگیر وصلح جو دفاع کرد؛در خانه اش را به روی همه ی انسان ها گشود.بر جهاد باطنی تاکید کرد که هدفش به کمال رساندن انسان بود.توصیه می کرد که انسان تا آخر با منیتش بجنگد وگام به گام بر نفسش غلبه کند.
#ملت_عشق
۲۷ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 2