مشاهده همه نتایج

دسته‌بندی‌های موبایل

برادران کارامازوف (مرکز)

داستان جهان دسته‌بندی:
مرکز برند:
0.0
(۰ نقد و بررسی)

کد کالا: 93175

تومان 1,300,000

موجود

واپسین پیام نویسنده‌ی روس

درباره‌ی رمان برادران کارامازوف اثر فیودور داستایفسکی


اجازه بدهید از اینجا آغاز کنیم که آقای داستایفسکی در چه شرایطی شروع به نوشتن آخرین رمان زندگی‌اش کرد. بین سال‌های ۱۸۷۱ و ۱۸۸۱ مشکلات فراوانی خانواده‌ی داستایفسکی را عذاب می‌داد. در ۱۸۷۸ آخرین فرزند فیودور و آنا، آلیوشا، در سه‌سالگی به‌علت صرع جان باخت. وقتی داستایفسکی نوشتن رمان برادران کارامازوف را آغاز کرد غرق در اندوهی دلخراش بود.


در این سال‌ها خانواده‌ی داستایفسکی به شهر کوچک استارایار وسا واقع در حوالی نوگوراد مهاجرت کرده بودند. این شهر محیط آرام و مناسبی برای کار داستایفسکی مهیا می‌کرد و آب‌های معدنی محلی به حال بچه‌ها مفید بود. این همان شهری است که داستان رمان برادران کارامازوف در آن اتفاق می‌افتد.


برادران کارامازوف در طول سال ۱۸۷۹ و بخش اعظمش در ۱۸۸۰ در روزنامه‌ی پیام‌آور روسی به‌تدریج منتشر شد و در اواخر ۱۸۸۰ در قالب کتاب درآمد. رمان توجه منتقدان را به خود جلب کرد. می‌گویند ویساریون بلینسکی منتقد مشهور وقت، خواندن این رمان را در ساعت چهار صبح تمام کرد و همان ساعت به در خانه‌ی داستایفسکی رفت و او را از خواب بیدار کرد. منتقد پرشور و نویسنده‌ی جوان در خیابان سرد و یخ‌زده‌ی مسکو همدیگر را در آغوش گرفتند و از شوق گریستند. چهار ماه بعد از انتشار برادران کارامازوف، فیودور داستایفسکی درگذشت.


داستایفسکی- تولستوی: یک رویارویی بزرگ


همه‌ی ما از داستان برادران کارامازوف مطلعیم: قصه‌ی خانواده‌ی کارامازوف؛ رابطه‌ی پر از کشمکش سه برادر ــ دیمیتری و ایوان و آلیوشا با یکدیگر و با پدرشان فیودور.


برادران کارامازوف که آن را حماسه‌ای چهارصدهزار کلمه‌ای خوانده‌اند قرار بود با عنوان «زندگی یک گناهکار بزرگ» در پنج قسمت منتشر شود. داستایفسکی وقتی داشت طرح رمانش را پی می‌ریخت جنگ و صلح اثر تولستوی منتشر شد. از رقابت میان این دو نویسنده‌ی بزرگ روس باخبریم! داستایفسکی مصمم شد رمانی حجیم‌تر از جنگ و صلح و با شخصیت‌های بیشتر خلق کند.


تا جایی‌که از اشارات داستایفسکی در نامه‌ها و دفتر یادداشت‌هایش می‌توان فهمید، قهرمان آن رمان قرار بود مردی گنهکار و پرشور و شهوت‌ران و ملحد باشد که پس از چند سال زندگی در صومعه متحول می‌شود. داستایفسکی که بعضی از وجوه این شخصیت را در رمان‌های شیاطین و جوان خام استفاده کرده بود، در برادران کارامازوف این شخصیت را جرح و تعدیل کرد و خصایلش را میان سه برادر تقسیم کرد.


در نهایت داستایفسکی پنج قسمت را به دو قسمت تقسیم کرد اما تنها توانست قسمت اول را در چهار جلد تمام کند که با عنوان برادران کارامازوف منتشر شد و فیودور آن را به آنا همسرش تقدیم کرد.


برادران کارامازوف فقط یک رمان جنایی نیست


برادران کارامازوف یک رمان جنایی روان‌شناسانه است و از یک کهن‌الگو پیروی می‌کند: کشتن پدر به دست فرزند یا همان پدرکشی. همین‌جا بگوییم که داستایفسکی قتل پدر در رمان را با الهام از قتل پدرش نوشت. با این تفاوت که پدر داستایفسکی را سرف‌ها (رعایا) کشتند اما فیودور کارامازوف را پسرانش به قتل رساندند. اما داستایفسکی فقط نمی‌خواست داستانی جنایی بنویسد. در خلال قصه‌ی خانواده‌ی کارامازوف، داستایفسکی به جنبه‌های گوناگون زندگی و افکار و ایده‌ها می‌پردازد: از مذهب و دین و جایگاهش در زندگی تا مسئله‌ی شر و دروغ و ایمان.


داستایفسکی از این‌ها متأثر بود


همان‌طورکه ویکتور تراس نویسنده‌ی کتاب تاریخ ادبیات روس نوشته، برادران کارامازوف وجوه مشابهی با آثار شکسپیر دارد که خود داستایفسکی به آن واقف بود؛ چنان‌که در این رمان از شخصیت‌های آثار شکسپیر مانند اوفلیا، اتلو و هملت نام برده می‌شود. داستایفسکی منتقد سرسخت ولتر بود و شخصیت‌های مختلف این رمان نیز به ولتر اشاراتی دارند. نویسنده‌ی مورد علاقه‌ی دیگر داستایفسکی که به نظر می‌رسد الهام‌بخش او در این رمان بوده، ویکتور هوگو است. منتقدی در این باره گفته که داستایفسکی شخصیت پدر زوسیما را از شخصیت اسقف میربل در بینوایان گرفته و داستان «مفتش اعظم» شبیه به آخرین روز یک محکوم است. منتقد دیگری هم گفته که داستایفسکی گزاره‌های اخلاقی روسو و بالزاک را گرفته و به آن‌ها ماهیتی متافیزیکی داده. همچنین گفته می‌شود داستایفسکی شخصیت فیودور را از شخصیت لوده‌ی سال‌خورده در نمایش‌نامه‌ی راهزنان شیلر اقتباس کرده است.


نخستین ترجمه‌ی فارسی برادران کارامازوف


به نظر بسیاری از منتقدان و خوانندگان برادران کارامازوف بزرگ‌ترین شاهکار داستایفسکی است. این رمان که واپسین پیام او به جهان و جهانیان بود در سال ۱۳۳۵ برای نخستین‌بار به‌قلم مشفق همدانی به فارسی ترجمه شد. پس از آن طی دهه‌ها مترجمان دیگری هم سراغ این اثر سترگ داستایفسکی رفتند. از آخرین ترجمه‌های فارسی این رمان به‌قلم احد علیقلیان است.