آخرین روز یک محکوم و کلود ولگرد
کد کالا: 196157
کتاب آخرین روز یک محکوم و کلود ولگرد؛ فریادهای ویکتور هوگو علیه اعدام
کتاب آخرین روز یک محکوم و کلود ولگرد اثری از ویکتور هوگو است با ترجمهی محمد قاضی. این کتاب، دو داستان مجزا اما همریشه را در خود جای داده که هر دو، کیفرخواستهایی کوبنده علیه سیستم قضایی ناعادلانه و مجازات مرگ هستند. خواندن این دو قصه در کنار هم، تصویر کاملی از دغدغههای انساندوستانهی نویسنده به دست میدهد.
بخش اول: آخرین روز یک محکوم
داستان اول، روایت مردی بینام است که در زندان بیستر (Bicêtre) روزهای پایانی عمر خود را در انتظار اجرای حکم اعدام سپری میکند. هوگو هویت و نوع جنایت این فرد را پنهان نگه داشته تا او را به نمادی از تمام انسانهای محکوم به مرگ تبدیل کند.
متن در قالب یادداشتهای روزانهی زندانی پیش میرود. خواننده گامبهگام با ترسها، امیدهای واهی و کابوسهای او همراه میشود. او از سلول نمناکش، نگهبانان بیتفاوت، تماشاچیانی که برای دیدن اعدام هورا میکشند و همچنین از دختر خردسالش «ماری» مینویسد. این داستان، یک تحلیل روانشناختی از ترس و انتظار مرگ است.
بخش دوم: کلود ولگرد
داستان دوم، ماجرای کارگری پاریسی به نام کلود است که برای نجات خانوادهاش از سرما و گرسنگی، دزدی کوچکی (سرقت نان و آتش) انجام میدهد. او به پنج سال حبس در زندان مرکزی کلروو (Clairvaux) محکوم میشود. در زندان با جوانی به نام آلبن آشنا شده که سهم غذای خود را با او تقسیم میکند.
گرهی درام داستان آنجاست که مدیر مستبد زندان، از روی عناد و لجاجت، آلبن را از کلود جدا میکند. این تصمیم ظالمانه، کلود را به نقطهای میرساند که تصمیماتی بگیرد که زندگیاش را دگرگون خواهد کرد.
چرا خواندن این کتاب دوگانه اهمیت دارد؟
- نقد فقر و بیعدالتی اجتماعی: هوگو در داستان کلود ولگرد نشان میدهد که مجرم اصلی، فقر و توزیع ناعادلانهی ثروت است که انسانهای شرافتمند را به سمت دزدی سوق میدهد.
- اهمیت آموزش: در بخشهای پایانی کتاب، نویسنده راهکار را در آموزش میبیند. او خطاب به مسئولان میگوید که به جای ساختن گیوتین و زندان، مدرسه بسازند و تخم دانش و اخلاق را در ذهن مردم بکارند تا دیگر نیازی به بریدن سرها نباشد.
- ترجمهی روان و بینقص: قلم محمد قاضی در برگردان این دو داستان، صلابت و کوبندگی لحن هوگو را به شکلی عالی به زبان فارسی منتقل کرده است.
این کتاب روایتی است که وجدان بیدار جامعه را مخاطب قرار میدهد و نشان میدهد که گرفتن جان یک انسان، حتی اگر خطاکار باشد، تا چه اندازه میتواند بیرحمانه باشد.
| نویسنده | ویکتور هوگو |
| مترجم | محمد قاضی |
| زبان | فارسی |
| نوبت چاپ | 17 |
| تاریخ چاپ | 1405 |
| تعداد صفحات | 165 |
| نوع جلد | شومیز |
| قطع | رقعی |
| عرض | 14.5 |
| قطر | 1 |
| کد موضوع | داستانهای فرانسه قرن 19م |
نقد و بررسیها
از 0 نقد و بررسی
کتابهای دیگر این نویسنده
اینها را هم بخوانیم
کتابهای دیگر این مترجم
اینها را هم بخوانیم
کتابهای دیگر این ناشر
اینها را هم بخوانیم