ویلیام شکسپیر، شاعر، نمایشنامهنویس و بازیگر جریانساز انگلیسی، در شهر استراتفورد متولد شد. دوران کودکی و جوانی او در خانوادهای مرفه شکل گرفت؛ پدرش بازرگان چرم و مأمور محلی برجستهای بود و مادرش از تبار زمینداران بافرهنگ. او پس از تحصیل در مدرسهی گرامر محلی و فراگیری ادبیات کلاسیک لاتین، در هجده سالگی با آن هثوی ازدواج کرد و صاحب سه فرزند شد. پس از سالهایی مبهم که اطلاع چندانی از معیشت او در دست نیست، زادگاهش را به مقصد لندن ترک گفت. او به سرعت جایگاه خود را به عنوان بازیگر و نمایشنامهنویسی توانا در پایتخت تثبیت کرد، تا جایی که از سهامداران تماشاخانهی مشهور گلوب و از ارکان اصلی گروه نمایشی مردان لرد چمبرلین شد. او سرانجام پس از سالها درخشش هنری، به استراتفورد بازگشت و در پنجاهودو سالگی درگذشت.
صحنهی تئاتر در نگاه او، مینیاتوری از جهان بزرگ هستی بود که در آن تظاهر، فریب، جادوی کلمات و نقابهای بیشمار آدمیان، حقیقت باطنی تمدن را برملا میساخت. او تلاطمهای روح بشری، نسبیت خیر و شر، و بازی تقدیر با انسان را در تاروپود نمایشنامههایش به تصویر میکشید. او با نگارش آثار درخشانی چون رومئو و ژولیت و رویای شب نیمه تابستان توانایی بیبدیل خود را در فضاسازیهای تغزلی و کمدی نشان داد. سپس با خلق تراژدیهای بزرگ و بیمانندی همچون هملت، شاه لیر، مکبث و اتلو، به واکاوی عمیق روانشناختی، حسادتهای فرساینده، تردیدهای اگزیستانسیال و فاجعهی طمع انسانی پرداخت. او همچنین با سرودن مجموعهی غزلها، زوایای پنهان عشق، گذر بیرحم زمان و هراس از زوال را بازآفرینی کرد. آثار او بازتابدهندهی جادوی هنر در نجات حقیقت از دستبرد زمان است.