هرمان بروخ، نویسندهی یهودیتباری که در وین چشم به جهان گشود و بعدها به آیین کاتولیک گروید، یکی از چهرههای برجستهی ادبیات آلمانیزبان است. او در نوجوانی بنا به خواست پدر در رشتهی مهندسی نساجی تحصیل کرد و تا سال ۱۹۲۷ مدیریت شرکت پدرش را بر عهده داشت. اما در این سال، با فروش کارخانههای پدری، زندگی خود را وقف ادبیات و اندیشه کرد. او از سال ۱۹۲۵ در رشتههای ریاضی، فلسفه و روانشناسی به تحصیل پرداخت. با تسلط ناسیونالسوسیالیستها بر اتریش در ۱۹۳۸، توسط گشتاپو دستگیر شد، اما با یاری جیمز جویس توانست ویزای انگلستان را دریافت کرده و سپس به آمریکا مهاجرت کند؛ جایی که از حمایت توماس مان برخوردار شد و به عنوان مدرس افتخاری در دانشگاه ییل فعالیت کرد.
مهمترین و مشهورترین اثر بروخ، سهگانهی خوابگردها است که نگارش آن در ۱۹۲۸ آغاز و در ۱۹۳۲ به پایان رسید. او علاوه بر این اثر، رمانهای افسون، بیگناهان، بزرگی نامعلوم و مرگ ویرژیل را نیز به نگارش درآورد و مجموعهای غنی از نمایشنامهها، شعر، نقدهای ادبی و مکاتبات (بهویژه نامهنگاریهای صمیمانه با هانا آرنت) از او به جا مانده است.
بروخ در سهگانهی خوابگردها (شامل سه بخش: ۱۸۸۸-پاسنوف یا رمانتیک، ۱۹۰۳-اش یا آنارشی، و ۱۹۱۸-اگنو یا واقعنگری) میکوشد فضای فرهنگی-اجتماعی آلمان را از اواخر قرن نوزدهم تا پایان جنگ جهانی اول نقد و بررسی کند. او در این اثر قطور، روند صنعتی شدن آلمان، رقابتهای استعماری، جنگ جهانی اول و در نهایت بحرانهای اجتماعی را به تصویر میکشد.
جهانبینی بروخ در آثارش بر پایهی درک عمیق از اضمحلال ارزشهای سنتی اروپا استوار است. او نشان میدهد که چگونه با سست شدن این ارزشها، زندگی با عناصر رویایی و تخیلات خوابگونه در هم میآمیزد. از دیدگاه او، توسل به ارزشهای رو به افول، راهگشا نیست؛ چنانکه در این سهگانه، پاسنوفِ رمانتیک به دیانت و اشِ آنارشیست به عرفانی کامجویانه پناه میبرد، اما هیچیک به رهایی دست نمییابند، بلکه اخلاق را به مسلخ غریزه میبرند. در نهایت، این اگنو، نماد واقعنگری عاری از ارزش و اخلاق است که به عنوان کیفردهندهای تبهکار در بحبوحهی سال ۱۹۱۸ ظهور میکند.
بروخ بر این باور بود که ادبیات باید به مسائلی بپردازد که علم توان بررسی آنها را ندارد؛ یعنی عرصهای که احساسات و اعمال غیرعقلانی و درهمتنیدهی انسان، ورای منطق و دانش، معنا مییابند. او این شیوه را «ناتورالیسم بسط یافته» نامید که در آن، تنش میان کلمات و جملات، بستری برای بیان هنری حقایق پیچیدهی انسانی فراهم میکند. هرمان بروخ سرانجام در مه ۱۹۵۱ در نیویورک درگذشت.