ناتسومه سوسهکی، رماننویس و متفکر برجستهی ژاپنی، در نهم فوریهی ۱۸۶۷ در شهر توکیو و در آستانهی تحولات بزرگ عصر میجی متولد شد. او در دوران تحصیل، شیفتهی ادبیات کلاسیک چین گشت و در پانزدهسالگی تصمیم گرفت زندگی خود را وقف دنیای نویسندگی کند. در سال ۱۸۸۴ وارد دانشگاه سلطنتی توکیو شد و به تحصیل در رشتهی زبان و ادبیات انگلیسی پرداخت. برای ادامهی تحصیل به لندن رفت و اقامت در مدرنترین شهر آن روزگار، با فقر مالی، تنهایی و عزلتگزینی در میان کتابهای ادبیات و فلسفه غربی همراه بود؛ تجربیات سختی که نگاه او را نسبت به شتاب تمدن جدید و غربت انسان مدرن شکل داد.
او پس از بازگشت به ژاپن، با انتشار رمان ما گربه هستیم در سال ۱۹۰۵ به شهرت و محبوبیت فراوانی دست یافت و سپس با نگارش آثار درخشانی چون باچان و سانشیرو، جایگاه خود را به عنوان نویسندهای تراز اول تثبیت کرد. در سال ۱۹۰۷ از تدریس کناره گرفت تا تمام وقت خود را در روزنامهی آساهی به نوشتن اختصاص دهد. او در سال ۱۹۱۱ سخنرانی تاریخی خود با عنوان تجدد ژاپن امروز را ایراد نمود و در سال ۱۹۱۴ شاهکار بیبدیلش، رمان کوکورو، را به نگارش درآورد و سپس رمان اتوبیولوگرافیک علف کنار جاده را بر اساس تجربیات زندگی خویش خلق کرد. وی سرانجام در نهم دسامبر ۱۹۱۶ در چهل و نه سالگی در اثر زخم معده درگذشت.
زیستن در کوران اصلاحات میجی، او را به شاهدی ژرفنگر بر روند شتابان گذار جامعه از سنتی کهن به سوی الگوی غربی بدل ساخت. در نگاه او، مدرنیزاسیون در غرب جریانی خودجوش و برخاسته از نیروهای درونی بود، در حالی که تجدد در ژاپن پدیدهای وارداتی، عاریتی و شتابزده به شمار میرفت که فرصت هضم ذهنی و انطباق را از مردم سلب میکرد. جهان داستانی او آینهای از عواقب روانی و اجتماعی این دگرگونی ناگهانی است؛ جایی که سست شدن پیوندهای اخلاقی، شیوع مادیگرایی، شکاف عمیق میان نسلها، انزوا و ازخودبیگانگی انسانها به تصویر کشیده میشود. آثار او روایتگر رنج آدمهایی است که در میان فشار الگوهای مدرن و ارزشهای سنتی سرگردان ماندهاند و شتاب بیرحمانه تغییرات، آنها را به سوی تنهایی، بدبینی و فروپاشی روحی کشانده است. علاوه بر این، نقد هوشمندانهی او بر تقلید کورکورانه از آداب و رسوم غربی، هشداری جدی برای حفظ هویت ملی و اصالت فرهنگی جامعه در برابر امواج تسلط بیگانگان به حساب میآمد.