بیوگرافی
سید جواد طباطبایی، فیلسوف، نظریهپرداز اندیشه سیاسی و استاد دانشگاه، در بیستوسوم آذرماه ۱۳۲۴ در شب حملهی نیروهای فرقهی دموکرات با پشتیبانی ارتش سرخ و اشغال آذربایجان، در تبریز متولد شد. طفولیت او با آوای گلولههای منور در هم آمیخت. پدرش از بازاریان طرفدار محمد مصدق بود و او در روز کودتای بیستوهشتم مرداد ۱۳۳۲، شاهد آتشسوزی دکههای روزنامهفروشی در خیابانهای شهر بود. او در هفتسالگی پدرش را از دست داد و تحت سرپرستی و مربیگری عمویش قرار گرفت. او در نوجوانی مقالات روزنامههای فارسی چون اتحاد ملی را برای عموی نابینایش میخواند و در نشستهای بازرگانان تبریز شرکت میجست. او با مطالعهی نسخههای چاپ سنگی شرح گلشن راز و حکمت الهی، نخستین گامها را در مسیر دانش برداشت. او تابستانها در حوزهی علمیه تبریز به فراگیری زبان عربی، گلستان سعدی، فقه و اصول پرداخت و نزد حاج سید مرتضی منظومه خواند و همزمان زبان فرانسه را نزد کشیشی ارمنی فراگرفت. پس از قبولی در سه آزمون دانشکدههای ادبیات تبریز، فلسفه و حقوق تهران، علیرغم اشکهای استادش حاج سید مرتضی، راهی دانشکدهی حقوق دانشگاه تهران شد.
او در تهران علاوه بر دانشکدهی حقوق، در کتابخانهی دانشکدهی ادبیات به مطالعهی متون فرانسوی هایدگر و هگل پرداخت و سه سال در کلاسهای پرطراوت احمد فردید دربارهی هایدگر و گفتارهای هانری کربن شرکت جست. پس از گذراندن سه سال دوران سربازی در ژاندارمری و سپاه ترویج دانش در تبریز که آن را روزگاری سخت و تراژیک میخواند، با دریافت بورسیهی دانشگاه پاریس سه از طریق انجمن ایران و فرانسه، راهی فرانسه شد. او در فرانسه با راهنمایی فرانسوا شاتله به هگلخوانی رو آورد و در سال ۱۳۵۳ دیپلم مطالعات عالی گرفت. او در درسهای رمون آرون دربارهی نظریهی جنگ کلازویتس شرکت کرد، برای یادگیری آلمانی به آلمان شرقی رفت و با حلقههای مارکسیستی آلتوسری انس یافت. او نخستین رسالهی دکترایش را با رویکردی مارکسیستی تدوین کرد، اما با مشاهدات نظری انقلاب ۱۳۵۷ از پیادهروهای تهران و تبریز، در مبانی مارکسیستی تردید نمود و پس از بازگشت به پاریس، رسالهی خود را با نگاهی ایدهآلیستی بازنویسی کرد و در سال ۱۳۶۳ با درجهی ممتاز از دانشگاه سوربن دکتری دولتی گرفت.
او پس از بازگشت به ایران، با دعوت دکتر شیخالاسلامی به هیئت علمی دانشکدهی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران پیوست. حضور او با نقد جامعهشناسی سیاسی، طرح موضوع زوال اندیشهی سیاسی در ایران، معرفی مفهوم ایرانشهری، بازخوانی ماکیاولی و تاکید بر هویت ملی همراه بود. این رویکرد انتقادی و مخالفت با ایدئولوژیزدگی، واکنش منفی دانشجویان و مدیران تندرو را برافروخت. او که پیشتر از انجمن حکمت و فلسفه اخراج شده بود، در اوایل دههی هفتاد از دانشگاه تهران نیز اخراج شد.
او پس از برکناری از دانشگاه، به دعوت برخی حوزویان راهی قم شد و در دانشگاه مفید و مؤسسهی باقرالعلوم کلاسهای غیررسمی متنخوانی متون کلاسیک غرب مانند سیاست ارسطو و جمهور افلاطون را برپا ساخت. او حوزویان نوجو را به بازخوانی فلسفی مشروطیت، جداسازی فلسفهی سیاسی از فقه و درک فلسفی تجدد سوق داد. او مقالات متعددی در نشریاتی چون نشر دانش و نقد و نظر نوشت و آثاری ماندگار همچون خواجه نظامالملک، دیباچهای بر نظریهی انحطاط، جدال قدیم و جدید و مکتب تبریز و مبانی تجددخواهی را منتشر ساخت. او در دههی هشتاد با برگزاری دورههای آموزشی در مؤسسات خصوصی تهران، دانش خویش را به نسل جدید منتقل نمود.
در منش علمی و زیست فکری او، زبان فارسی به عنوان زبان ملی، وحدت سرزمینی ایران و مفهوم ایرانشهر جایگاهی بنیادین داشت. او همواره بر ضرورت خودشناسی تاریخی، سنجشگری آکادمیک و پرهیز از شعارزدگی ایدئولوژیک پای میفشرد و با صراحت لهجه و نقدهای بیپروا به نقد جزماندیشی میپرداخت. او دلبستهی موسیقی کلاسیک غربی، برنامهی رادیویی گلها و آواز بنان، و اشعار فروغ فرخزاد بود و انضباطی سختگیرانه در مطالعه داشت.
او در سال ۱۳۹۷ برای درمان بیماری سرطان راهی واشنگتن شد و تا واپسین روزهای حیات، دور از وطن به خواندن، نوشتن و بازبینی کارهایش ادامه داد. سید جواد طباطبایی سرانجام در نهم اسفندماه ۱۴۰۱ در هفتادوهفت سالگی در آمریکا چشم از جهان فروبست؛ در حالی که نظریهپردازی نوآورانه، دفاع شجاعانه از هویت ایرانی و آثار ماندگارش، نفوذی عمیق بر جریان اندیشهی سیاسی معاصر برجای گذاشت.
بیوگرافی و آثار سید جواد طباطبایی
۰ کالای فرهنگی
مرتبسازی:
فیلترها
فیلترهای انتخاب شده
فیلتری انتخاب نشده است.
در حال بارگذاری فیلترها…