ریموند چندلر در کودکی به انگلستان رفت و با نثری خو گرفت که برای دیگر نویسندگان جنایی آمریکایی نامتعارف بود. در بزرگسالی به آمریکا بازگشت و در صنعت نفت کاری برای خود دستوپا کرد. در چهل سالگی به دلیل اعتیاد به الکل و غیبتهای همیشگی و روابط نامشروعش اخراج شد و نسبتاً دیرهنگام، از سر ضرورت مالی، به نوشتن داستانهای عامهپسند روی آورد. او خالق کارآگاه سختکوش فیلیپ مارلو بود، همانی که راوی رمانهای خواب بزرگ، وداع طولانی و خداحافظ عزیزم است. کارآگاهی بدبین اما درستکار و خسته از دنیا که در لسآنجلسی فاسد و خشونتبار زندگی میکند. کارآگاهی که نه جزو دستهی کارآگاهان استنتاجی بلکه با زد و خورد، تعقیب و مراقبت و سختکوشی پروندههای جنایی را حل میکنند. چندلر را با نثر تلمیحی و استعارهمحورش میشناسیم؛ پر از اسلنگهای مخصوص آمریکایی، خاصه جنوبشهریهای لسآنجلس. رمانهای چندلر به ژانر پالپ یا همان عامهپسند ارزش ادبی بخشید و نشان داد داستان جنایی میتواند فراتر از سرگرمی باشد. او همچنین فیلمنامهنویس موفق در هالیوود هم بود. در سراسر زندگیاش با الکل دست به گریبان بود و به همسر مسنتر از خودش، سیسی، عمیقاً وابسته بود. مرگ او در سال ۱۹۵۴ ویرانش کرد و نوشیدن را پیگیرتر از همیشه ادامه داد. همزمان در چاه افسردگی هم افتاده بود و سالهای پایانی زندگیاش را به سختی گذراند. در ۱۹۵۹ در کالیفرنیا درگذشت و در کنار دشیل همت، پدر داستان کارآگاهی آمریکایی، جایگاه ادبی این ژانر را افزایش داد.