مشهور است که فرانسویها در مسائل ادبی با هم اختلافنظر دارند، اما ظاهراً همگی بر سر یک موضوع همعقیدهاند: امروز در فرانسه نویسندگان بزرگ معدودی وجود دارند، و امانوئل کارر یکی از آنهاست. کارر آثار غیرداستانی، یا آنچه خودش «رمانهای غیرداستانی» مینامد، مینویسد. کتابهای او ترکیبی از گزارشهای روزنامهنگارانه و اعترافات اولشخص هستند. یکی از منتقدان مبهوتشده در خلاصهی کار او گفته است: «او جهان را به ادبیات تبدیل میکند.»
کارر که متولد ۱۹۵۷ است، به عنوان فرزند یکی از مدیران ارشد بیمه، در رفاه در پاریس بزرگ شد. او در مؤسسهی مطالعات سیاسی پاریس (دانشگاه مشهور سیانس پو) تحصیل کرد و پس از گذراندن خدمت سربازی در اندونزی، به عنوان منتقد فیلم در مجلات تلهراما و پوزیتیف مشغول به کار شد. او همچنان به کار روزنامهنگاری، هم در مطبوعات و هم در تلویزیون، مشغول است.
امانوئل کارر در ایران هم شهرت دارد. او را با رمان سیبیل و خصم و اردوی زمستانی میشناسیم. کارر فعالیت ادبی خود را با نوشتن داستانهای تخیلی آغاز کرد و با نوعی سرگرمیِ آمیخته به سرخوردگی به رمانهای تجربیِ اولیهاش نگاه میکند. اولین موفقیت بزرگ او نزد منتقدان در سال ۱۹۸۶ با سبیل به دست آمد؛ رمان کوتاهی دربارهی مردی که سبیلش را میتراشد، اما متوجه میشود که هیچکس، حتی همسرش، متوجه این موضوع نمیشود. اما کتابی که او را به شهرت رساند، خصم بود که در سال ۲۰۰۰ منتشر شد. این کتاب به درستی معادل فرانسویِ کتاب در کمال خونسردی در نظر گرفته میشود. خصم که داستان واقعی یک قاتل زنجیرهای است که پس از هجده سال تظاهر به پزشک بودن، خانوادهاش را به قتل رساند، پرفروش شد و به بیستوسه زبان ترجمه شد. از آن لحظه به بعد، کارر از داستاننویسیِ تخیلی به سبک خاص خود در گزارشنویسیِ اولشخص روی آورد.