النا فرانته، نامی مستعار است که هویت واقعی صاحب آن همچنان ناشناخته مانده. به احتمال در سال ۱۹۴۳ در ناپل ایتالیا زاده شده و از همان ابتدا، پنهانماندن پشت این نام، بهگونهای طنزآمیز، بازتابی از دغدغهی همیشگی آثارش دربارهی هویت، نادیدهگرفتهشدن و نقاب اجتماعی زنان بوده است. او که هرگز در برابر دوربین ظاهر نشده و مصاحبههایش تنها بهصورت مکتوب انجام میشود، با رمانهای نخستینش چون عشق آزاردهنده و روزهای رهاشدگی، به کاوش در مادری، طردشدگی و خشم فروخوردهی زنان پرداخت. اما شهرت جهانیاش با انتشار رباعی دوست نابغهی من به اوج رسید؛ روایتی گسترده از دوستی پیچیدهی دو زن، النا و لیلا، در بستر فقر، خشونت و جامعهی مردسالار ناپل که نسل به نسل ادامه مییابد و رقابت پنهان و وفاداری زنانه را با ظرافتی روانشناختی بیسابقه به تصویر میکشد. ترجمهی انگلیسی این آثار توسط آن گلدشتاین، فرانته را به پدیدهای ادبی در سطح جهانی بدل کرد، در حالی که خود او همچنان از حضور عمومی و شهرت رسانهای پرهیز میکند. این کنارهگیری اسرارآمیز، چندین بار روزنامهنگاران را به تلاش برای افشای هویتش واداشت، تلاشهایی که با انتقاد گستردهی خوانندگان و منتقدان ادبی روبهرو شد، چرا که بسیاری بر این باورند ناشناسماندن نویسنده، بخشی جداییناپذیر از پروژهی ادبی اوست. فرانته همچنان به نوشتن ادامه میدهد و به یکی از تأثیرگذارترین صداهای ادبیات فمینیستی معاصر بدل شده است.