بیوگرافی
عزتالله فولادوند در شهر اصفهان به دنیا آمد. پدر او که قاضی دادگستری بود، در ابتدای استخدام خود ازدواج کرد و به عنوان دادیار دادسرای اصفهان به همراه همسرش به این شهر رفت. فولادوند در خانهای قدیمی و زیبا که از یکی از محترمین اصفهان به نام رضاقلیخان برومند اجاره شده بود، در کوچهای نزدیک میدان نقش جهان و در میان کاخهای چهلستون و هشتبهشت متولد شد. پدر و مادر فولادوند علاقه و عشق خاصی به ادبیات فارسی داشتند و همین فضای خانوادگی سبب شد تا او نیز از دوران خردسالی شوق وافری به ادبیات پیدا کند.
فولادوند تحصیلات مقدماتی و بخشی از دورهی متوسطه خود را در تهران گذراند. او سپس برای ادامهی تحصیل راهی انگلستان شد، اما به دلیل تحولات داخلی ایران و افزایش نرخ ارز که پرداخت آن برای پدرش دشوار بود، تحصیلاتش را ناتمام گذاشت و به کشور بازگشت. پس از پایان دبیرستان در تهران، به پاریس رفت و وارد دانشکدهی پزشکی شد. او دو سال در رشتهی طب تحصیل کرد، اما با خواندن کتاب مسائل فلسفه اثر برتراند راسل متوجه شد که گمشده و علاقهی واقعیاش فلسفه است. به همین دلیل به نیویورک سفر کرد، در دانشگاه کلمبیا ثبتنام نمود و تا پایان تحصیلات زیر نظر استادان آنجا فلسفه خواند. او رسالهی خود را دربارهی موضوع پیچیدهای در نقد قوهی حکم کانت نوشت و در اواخر سال ۱۹۶۲ به ایران بازگشت.
ورود او به عرصهی ترجمه با اصرار یکی از دوستانش که با وی دربارهی فلسفه و ادبیات گفتگو میکرد، آغاز شد. آنها به انتشارات فرانکلین رفتند و با کریم امامی و نجف دریابندری دیدار کردند که حاصل آن، عقد قرارداد برای ترجمهی کتاب گریز از آزادی اثر اریش فروم بود. فولادوند برای این کار ۴۹۵۰ تومان دستمزد مقطوع گرفت و تا چاپ دهم کتاب هیچ مبلغ دیگری دریافت نکرد. این کتاب به سرعت موفق شد و جایزهی ترجمهی ممتاز یونسکو در رشتهی علوم اجتماعی را از آن خود کرد. پس از آن، با اصرار علیرضا حیدری، مدیر انتشارات خوارزمی، کتاب آلبر کامو را ترجمه کرد. با این حال، به دلیل ازدواج و مشغلههای دیگر، کار ترجمه تا پس از انقلاب متوقف شد.
پس از انقلاب، با یافتن فراغت بیشتر، فولادوند دوباره به صورت جدی به ترجمه روی آورد و مجموعاً حدود پنجاه مجلد کتاب را به فارسی برگرداند. او همچنین بیش از صد مقالهی تألیفی و ترجمهای در نشریات منتشر کرد که تعدادی از آنها در کتابهای خرد در سیاست و فلسفه و جامعه و سیاست گردآوری شده است. خود دربارهی انگیزهاش از این فعالیتهای فرهنگی گفته که عقبماندگیها و مصائب تاریخی ایران ناشی از ناآگاهی است و هر فرد باید «زکات علمش» را به جامعه بپردازد تا زیربناهای فکری و فرهنگی کشور ساخته شود. او معتقد بود پیش از انقلاب، روشنفکری ایران به شدت تحت تأثیر مارکسیسم و اگزیستانسیالیسم فرانسوی بود و خلأ بزرگی در زمینهی فلسفهی سیاسی و سایر مکاتب وجود داشت. به گفتهی او، اگر کتابی مانند جامعه باز و دشمنان آن نوشتهی کارل پوپر در آن زمان ترجمه میشد، مترجم به دریافت پول از سفارت آمریکا متهم میگردید. اما پس از انقلاب، با انفجار اطلاعات و تغییر شرایط، تنوع فکری در جامعه ایجاد شد و اقبال بیسابقهای به فلسفه، بهویژه در میان جوانان، شکل گرفت.
در زمینهی روش کار، فولادوند رویکردی کاملاً سنتی دارد و ترجمههایش را با دست مینویسد، نه با کامپیوتر. او در صورت مساعد بودن وضعیت جسمانی، روزی ده تا دوازده ساعت کار میکند. فولادوند باور دارد که مترجم خوب باید همچون یک بازیگر تئاتر عمل کند؛ یعنی از یک سو در قالب شخصیت نویسنده فرو رود و لحن او را دریابد، و از سوی دیگر با نگاهی نقادانه بر کار خود نظارت داشته باشد. او تسلط بر زبانهای مبدأ و مقصد، درک عمیق موضوع، حساسیت زبانی و خواندن متون کلاسیک فارسی را از شروط اصلی ترجمه میداند. او از ابداع اصطلاحات غریب و نامأنوس انتقاد میکند و در مقابل، از پیشگامانی چون محمدعلی فروغی به خاطر نوآوریها و احاطهاش بر ادبیات فارسی و فلسفه تمجید مینماید.
علاوه بر فلسفه، فولادوند به ادبیات نیز علاقهمند است و رمانهایی چون آمریکایی آرام نوشتهی گراهام گرین و قول اثر فریدریش دورنمات را ترجمه کرده است. او دشواری ترجمهی ادبی را به دلیل نیاز به انتقال لحن، استعارهها و احساسات، کمتر از متون فلسفی نمیداند. فولادوند در نهایت تأکید میکند که ایران همچنان به شدت نیازمند ترجمهی آثار متفکران جهانی است و تألیف در زمینههای تخصصی تنها زمانی ارزش دارد که نویسنده مسیر دانشوران غربی را پیموده و حرف جدیدی برای گفتن داشته باشد.
بیوگرافی و آثار ترجمهشده توسط عزتالله فولادوند
۰ کالای فرهنگی
فیلترها
فیلتری انتخاب نشده است.