یوهان ولفگانگ فون گوته، شاعر، نمایشنامهنویس و متفکر برجستهی آلمانی، در فرانکفورت در خانوادهای مرفه به دنیا آمد. او پس از تحصیل در رشتهی حقوق و تأثیرپذیری از اندیشمندان و شاعرانی چون هردر و شکسپیر، به یکی از پیشگامان جنبش طوفان و طغیان بدل شد. گوته در سال ۱۷۷۵ به دعوت حاکم وایمار به این شهر رفت و باقی عمرش را در انجام وظایف متعدد دیوانی، علمی و اداره تئاتر گذراند. سفر دوسالهی او به ایتالیا در ۱۷۸۶، نقطهعطفی در زیست فکریاش بود که نگاه او را از غلیان رمانتیک به سوی تعادل، زلالی و انضباط کلاسیک سوق داد.
در میان مهمترین و تأثیرگذارترین آثارش، رمان رنجهای ورتر جوان با انعکاس شور عاطفی و طغیان فردگرایانه، موجی شگفت در ادبیات اروپا برپا ساخت. او در ایفیگنیا در تاوریس آرمانهای والای انسانی و اخلاقی را مجسم نمود و در کارآموزی ویلهلم مایستر، سنت رمان تکوینی و سیر رشد فرد در جامعه را بنیاد نهاد. او در سالهای بعد، با الهام از شعر فارسی و حافظ، دیوان غربی- شرقی را خلق کرد. با این حال، شاهکار حیات او تراژدی فاوست بود؛ اثری عظیم که نگارش آن شصت سال به طول انجامید و سرگذشت روح بشری را بازتاب داد. در زیستجهان او، طبیعت زنده، یگانه و همواره در حال تحول است که انسان در پیوندی ارگانیک با آن معنا مییابد.
گوته هنر را ابزاری برای کشف حقیقت، تزکیهی درونی و رهایی از آشفتگیهای روحی میدید. او با گریز از جزماندیشیهای خشک سیاسی و مذهبی، بر تجلی اراده، نفی سکون و تلاش مدام برای تحقق خویشتن پای میفشرد. در نگاه او، رستگاری انسان نه در آسودگی، بلکه در پویایی ناآرام و حرکت دائمی به سوی تکامل نهفته است.