کورمک مککارتی، با نام واقعی چارلز مککارتی، در بیستم ژوئیهی ۱۹۳۳ در رود آیلندِ ایالات متحده به دنیا آمد. او سومین فرزند یک وکیل دعاوی موفق بود و پس از یک سال تحصیل در رشتهی ادبیات در دانشگاه تنسی در اوایل دههی ۱۹۵۰، به نیروی هوایی پیوست و دو سال از خدمت خود را در آلاسکا گذراند. او پس از بازگشت به دانشگاه، تحصیلاتش را بدون اخذ مدرک رها کرد و در حین کار به عنوان تعمیرکار اتومبیل در شیکاگو، نخستین رمانش با نام پالیزبان را نوشت که در سال ۱۹۶۵ توسط انتشارات رندوم هاوس و با ویرایش آلبرت ارسکین (ویراستار پیشین ویلیام فاکنر) منتشر شد. مککارتی که نویسندهای بهشدت انزواطلب بود و معاشرت با دانشمندان را به ارتباط با نویسندگان ترجیح میداد، در طول زندگی سه بار ازدواج کرد و با بهرهگیری از بورسهای تحصیلی، مدتی را در ایرلند، اسپانیا و تگزاس گذراند.
آثار نخستین او همچون تاریکی بیرونی، بچهی خدا، ساتری و نصفالنهار خون، هرچند با تحسین منتقدان مواجه شدند و در سنت گوتیک جنوبی جای میگرفتند، اما تا دو دهه برای او شهرت عام به همراه نداشتند. او در سال ۱۹۹۲ با انتشار رمان همهی اسبهای زیبا (جلد اول تریلوژی مرزی) به شهرت و مقبولیت عمومی گستردهای دست یافت. مجلدهای بعدی این سهگانه، گذرگاه و شهرهای دشت، که در ژانر وسترن مدرن قرار دارند، محبوبیت او را تثبیت کردند. این سهگانه با محوریت نوجوانانی معصوم در جنوب غربی آمریکا، روایتهای سادهانگارانه از کابویِ پیروز را ساختارشکنی میکند و به تقابل واقعیت و تخیل، و جستوجوی آرمانهای شکننده میپردازد. او در آثار متأخر خود همچون رمانِ وسترن و مدرنِ جایی برای پیرمردها نیست و رمانِ آخرالزمانیِ جاده (برندهی جایزهی پولیتزر در سال ۲۰۰۶) به مقولهی مرگ و زندگی پرداخت که آن را شرط اصلی ادبیات واقعی میدانست.
از بارزترین ویژگیهای سبکی مککارتی، نثر دیریاب، کوبنده و گاه تغزلی اوست که از تلفیق سادگی و پیچیدگی شکل گرفته است. او در استفاده از علائم نگارشی امساک میورزید، از نقطهویرگول پرهیز میکرد و برای دیالوگها هرگز از خط تیره یا گیومه استفاده نمینمود. این شیوهی نگارش در کنار تشبیهات نامتعارف و تکرارهای شیوای کلامی، او را به یکی از شاخصترین رماننویسان معاصر آمریکا و میراثدارِ (و نه مقلدِ) نویسندگانی چون فاکنر تبدیل کرد؛ نویسندهای که آثارش بارها مورد اقتباس سینمایی قرار گرفت و جوایز متعددی از جمله جایزهی ملی ادبیات و پنفاکنر را برایش به ارمغان آورد.