پابلو نرودا، نام مستعار نفتالی ریکاردو رییس باسوآلتو، در سال ۱۹۰۴ در پارال شیلی به دنیا آمد. مادرش اندکی پس از تولدش درگذشت و پدرش کارگر راهآهن که با علاقهی شاعرانهی او مخالف بود و همین مخالفت او را به گزینش نامی مستعار واداشت. او شاعری زودشکوفا و پرکار بود. مجموعهی بیست شعر عاشقانه و یک سرود ناامیدی که در نوزدهسالگی منتشر شد، با آن احساسات رقیق و پرشور در اشعارش، شهرتی برایش رقم زد. مأموریتهای دیپلماتیک (بهعنوان سفیر شیلی) او را به آسیا و اسپانیا کشاند؛ جایی که شاهد آغاز جنگ داخلی اسپانیا و مرگ دوستش لورکا بود؛ تجربهای که او را بهسوی کمونیسم برد و در شعرهایش چون اسپانیا در دل ما بازتاب یافت. مجموعهی حماسی سرود اعتراض تاریخ، جغرافیا و مبارزهی سیاسی سراسر آمریکای لاتین را دربرمیگیرد. او در شیلی به مقام سناتوری هم رسید و پس از غیرقانونیشدن حزب کمونیست در موطنش، ناچار به اختفا و گریزی نمایشی از فراز کوههای آند شد. دوست آلنده و پشتیبان دولت او بود. چند روز پس از کودتای پینوشه، نرودا در ۱۹۷۳ در سانتیاگو درگذشت. شرایط مرگش مشکوک بود و بررسیهای پزشکی قانونی در سالهای اخیر احتمال مسمومیت او را کم ندانستند. نرودا در سال ۱۹۷۱ جایزهی نوبل ادبیات را دریافت کرد و امروزه مهمترین شاعر اسپانیاییزبان قرن بیستم شناخته میشود.