ولادیمیر ناباکوف، نویسنده، مترجم و پروانهشناس برجسته، در سنپترزبورگ روسیه و در خانوادهای اشرافی چشم به جهان گشود. دوران کودکی مرفه او با وقوع انقلاب روسیه در سال ۱۹۱۷ ناگهان به پایان رسید و خانوادهاش ناگزیر به ترک وطن و آغاز دوران بلند غربت شدند. این جابهجایی مداوم، ابتدا آنها را به اروپا و سپس به آمریکا کشاند؛ تجاربی که هویت او را به عنوان نویسندهای دوزبانه و چندفرهنگی قوام بخشید. قتل تراژیک پدرش در برلین به دست افراطگرایان و مرگ برادرش در اردوگاه کار اجباری نازیها، سایهای عمیق بر روان او افکند و زمان را در نظرش به عنصری کشنده اما نیازمند مهار بدل ساخت.
جهان داستانی او پیوندی غریب میان دقت ریاضیوار علم پروانهشناسی و فانتزیهای بیپایان ذهن بشر است. در این قلمرو، کلمات ابزار بازیابی خاطرات از دست رفته، و هنر، تنها راه جاودانگی و غلبه بر بیرحمی تاریخ و زوال است. او نویسندگی را با نام مستعار سیرین در اروپا آغاز کرد و با نگارش نخستین رمانش، ماری، و سپس رمان شگفتانگیز دفاع لوژین، نبوغ خود را در ترسیم پیچیدگیهای ذهنی نشان داد. او با مهاجرت به آمریکا نوشتن به زبان انگلیسی را برگزید و با خلق رمان جنجالی و درخشان لولیتا به شهرت و اعتباری جهانی دست یافت؛ رمانی که با بازیهای زبانی بینظیرش، مرزهای اخلاق و زیباشناسی را به چالش کشید. او همچنین با آثاری چون پنین و شاهکارهایی نظیر آتش رنگباخته و رمان سترگ آدا، کمال ادبی خود را به نمایش گذاشت و در کتاب خاطراتش، حرف بزن خاطره، به بازآفرینی خلاقانه زمان از دست رفته پرداخت.
وی واپسین دهههای عمرش را در آرامش سوئیس گذراند و سرانجام در مونترو چشم از جهان فروبست؛ در حالی که سبک نگارش پیراسته و مهندسیشدهاش، هنر رماننویسی مدرن را برای همیشه دگرگون ساخت.