قاسم هاشمینژاد سال ۱۳۱۹ در خاندان شاهاندشتی در شهرستان آمل چشم به جهان گشود. بسیار کودک بود که پدرش را از دست داد و توسط مادر و بهخصوص مادربزرگش خیرالنساء بزرگ شد. او تا پایان تحصیلات متوسطه در آمل ماند، سپس بعد از وقفهای با وجود اینکه به تحصیلات دانشگاهی علاقهای نداشت اما برای تحصیلات عالی راهی تهران شد و در رشتهی اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی درس خواند. در دههی چهل فعالیت ادبی خود را ابتدا در مجلهی فردوسی و سپس در روزنامهی آیندگان از سال آغاز کرد. شروع این فعالیت با نقدهایی بر داستان، نمایشنامه، فیلمنامه بود. قاسم هاشمینژاد نقدهایش را بر بزرگترین داستاننویسان دههی چهل و پنجاه در روزنامهی آیندگان با عنوان عیارسنجی به چاپ رساند و همه او را به عنوان منتقدی نکتهسنج و با آگاهی کامل نسبت به قواعد داستاننویسی نوین شناختند.
مدتی مدیر انتشارات در مرکز اسناد آسیایی بود و همچنین به عنوان ناظر چاپ در مؤسسهی چاپ و پخش پنجاهویک که صاحب آن شمیم بهار و بیژن الهی بود به فعالیت خود ادامه داد. بعد از تعطیلی موسسهی پنجاهویک او اولین کتابش فیل در تاریکی را مینویسد. امروزه این اثر به عنوان یکی از بهترین رمانهای پلیسی ایران شناخته میشود. این رمان توصیفی از واقعیتی تلخ و گانگستری در قالب یک داستان سرشار از خشونت و ماجراست که در سال ۱۳۵۷ نوشته و در هیاهوی سال ۱۳۵۸ روانه بازار شده است. هاشمینژاد از یک داستان پلیسی برای نشان دادن آشفتگیهای اجتماعی استفاده کرد و خشونت را به عنوان جزئی لاینفک از جامعهی ناایمن نشان میدهد.
در سال ۵۸ اولین دفترچهی شعر خود یعنی پریخوانی را زمانی که از شهر به ییلاقات مازندران رفته بود مینویسد. یک سال بعد یعنی سال ۱۳۵۹ به پاریس رفت اما همچنان ارتباطش را با نویسندگان و شاعران مترقی آن زمان مثل بیژن الهی، ابراهیم گلستان، احمدرضا احمدی و شمیم بهار حفظ کرد و تا مدتی آنجا ماند. سپس دومین دفترچهی شعرش یعنی تک چهره در دو قاب را نوشت. در سال ۱۳۶۷ رمان خیرالنساء را که داستانی از سرگذشت مادربزرگش خیرالنساء هاشمینژاد است نوشت. دو سال بعد سومین دفترچهی شعر خود گواهی عاشق اگر بپذیرند را نوشت که به گفتهی خودش اشعار این دفترچه نوعی روایت از تاریخ و فرهنگ این سرزمین و اشخاص آن است.
قاسم هاشمینژاد علاوه بر نقد و رماننویسی در ترجمه هم دستی داشت و آثاری از ریموند چندلر، تی. اس. الیوت و همچنین کارنامهی اردشیر بابکان از متن پهلوی را به فارسی برگرداند. در مجموعه گفتوگوهایش با علیاکبر شیروانی در کتاب راه ننوشته میگوید: «گرایش من به شعر گرایش طبیعی بود. به دلیل اینکه تأثیر زبان در من شدید بود، تأثیر شعر هم در من زیاد بود. در دورهی جوانی مثل اغلب ایرانیهای باسوادِ اهل قلم شعر مینوشتم حتی در سنین بالاتر هم همینطور اما آنها را میریختم دور» که البته حاصل میل او به شعر دفترچهشعرهایی شد که به چاپ رساند.
در سالهای پایانی عمر خود تمرکزش را بر مباحث عرفانی معطوف کرد و با دقتی بینظیر به این موضوعات پرداخت که حاصلش آثاری مثل در ورق صوفیان که در سال ۱۳۸۴ نوشت و اولین اثر او در حوزهی عرفان است شد. در اواخر عمرش به خاطر ابتلا به سرطان حال خوشی نداشت و سرانجام در روز جمعه سیزدهم فروردین ماه سال ۱۳۹۵، بعد از ده سال تحمل بیماری به علت عفونت ریه در سن هفتادوشش سالگی در بیمارستان شریعتی تهران درگذشت.