شاهرخ مسکوب
ملیت
ایرانی
تاریخ تولد
1304
تاریخ وفات
1384
بیوگرافی کامل
شاهرخ مسکوب، پژوهشگر، شاهنامهپژوه، مترجم و جستارنویس برجستهی ایرانی، در بابل دیده به جهان گشود. او که اصل و نسلی از کاشان داشت، دوران کودکی را در بابل گذراند و نوجوانی را در اصفهان به تحصیل پرداخت. در دبیرستانهای اصفهان، پیوند دوستی استواری با حسن کامشاد یافت و ازهمان زمان به مطالعه متون کهن ادبیات فارسی نظیر تاریخ بیهقی، تذکرةالاولیاء و اسرارالتوحید روی آورد. در سال ۱۳۲۴ برای ادامهی تحصیل در دانشکدهی حقوق دانشگاه تهران عازم پایتخت شد و در خانهی ارمنیتباری به نام مادام آشوری مسکن گزید. در فضای پرالتهاب پس از جنگ جهانی دوم و گشایش نسبی سیاسی، به سبب اشتیاق شدید برای فعالیت اجتماعی و پر کردن خلا فکری، به حزب توده پیوست. او سالها در مسئولیتهای گوناگون حزبی در تهران، آبادان و شیراز فعالیت کرد، مفسر اخبار خارجی روزنامههای حزبی شد و با چهرههایی چون بزرگ علوی همکاری داشت. اما پس از کودتای بیستوهشتم مرداد ۱۳۳۲ و شلوغیهای پس از آن، در اسفند ۱۳۳۳ دستگیر و به زندان لشکر دو زرهی ارتش منتقل شد. تحمل ماهها شکنجهی سخت در شکنجهگاه و بیش از دو سال حبس در زندانهای قزلقلعه و قصر، همراه با آگاهی از افشاگریهای مربوط به جنایات استالین و سرکوب مجارستان، دگرگونی روحی عمیقی در او پدید آورد. او در خلوت زندان به بازنگری انتقادی گذشته پرداخت و برای همیشه از تشکیلات حزبی و تفکرات ایدئولوژیک برید، بیآنکه مانند برخی همحزبیها ندامتنامه بنویسد یا به دامن کینهتوزی افتد.
او پس از آزادی از زندان، کارهای تجاری و اداری ناپایدار را رها ساخت و در سازمان برنامه و بودجه و سپس دانشگاه آزاد مشغول به کار شد؛ جایی که در کنار دوستان فرهیختهاش به پژوهشهای فرهنگی پرداخت. او که از نوجوانی شیفتهی ادبیات بود، پناهگاه راستین خود را در ترجمهی تراژدیهای یونانی و تعمق در متون کلاسیک یافت. همراه با عبدالرحیم احمدی رمان خوشههای خشم را ترجمه کرد و سپس با ترجمهی نمایشنامههای ماندگاری چون آنتیگون، ادیپ شهریار و پرومته در زنجیر، فریادهای عدالتخواهی، پایداری در برابر بیداد و نبرد انسان با تقدیر را به زبان فارسی بازآفرینی نمود.
بینش فکری او گسستی بنیادین از جزماندیشیهای سیاسی، شعارهای روزمره و سنتپرستی کورکورانه داشت. در نگاه او، زبان و ادبیات فارسی تنها ابزاری ساده برای ارتباط نبودند، بلکه ارکان اصلی هویت، تفکر، خردورزی و کرامت انسانی به شمار میرفتند. او با فرارفتن از رویکردهای محدود ناسیونالیستی عصر پهلوی و برداشتهای طبقاتی چپ، به خوانشی جهانی، انسانشناختی و فراملی از شاهنامه دست یافت؛ خوانشی که در آن نبرد میان داد و بیداد و کوشش انسان برای تحقق ارادهی خویش برجسته میشد. آثار درخشان او نظیر مقدمهای بر رستم و اسفندیار و سوگ سیاوش، الگویی نوین و ممتاز در جستارنویسی ادبی پدید آورد که در آن تحقیق متکی بر بینش با شهود شخصی و نثری زلال درمیآمیخت. او همچنین در کتاب در کوی دوست به کاوش در عرفان حافظ و ریشههای شکستهای تاریخی پرداخت و ارمغان مور را به عنوان ژرفاندیشی دیگری در شاهنامه به یادگار گذاشت.
در جریان تحولات انقلاب ۱۳۵۷، او با نگارش مقالاتی انتقادی در روزنامهی آیندگان، خود را ناظری دلواپس خواند و نسبت به خطر تکرار استبداد، سلب آزادیهای فردی و نادیده گرفتن حقوق زنان هشدار داد. با تشدید ناآرامیها و خفقان، در تیرماه ۱۳۵۸ راهی پاریس شد و دوران طولانی تبعید خودخواسته را آغاز کرد. زندگی در غربت با فقر و دشواریهای فراوان مالی همراه بود؛ او مدتی به عنوان دستیار در انستیتوی مطالعات اسماعیلی در لندن و پاریس کار کرد و پس از تعطیلی آن، سالها در دکان کوچک عکاسی و فتوکپی برادرزادهاش پشت دخل ایستاد. با این حال، او هیچگاه به مهاجر سرخوردهای که در گذشته متوقف شده باشد بدل نگردید، بلکه با فراگیری زبانهای فرانسه و آلمانی، مطالعهی مداوم آثار فیلسوفان بزرگ، شنیدن موسیقی کلاسیک باخ و بتهوون و پناه بردن به طبیعت باغ لوگزامبورگ، زیست معنوی خویش را پربارتر ساخت. او در کتابهای افشاگر و خودزندگینامهای خود همچون روزها در راه، سفر در خواب و مسافرنامه، روایتی صادقانه و بیپرده از رنج آوارگی، سوگ یاران رفته، زوال رویاهای سیاسی و جدال انسان با تنهایی ارائه داد.
شاهرخ مسکوب که از سال ۱۳۷۵ با بیماری سرطان خون دست و پنجه نرم میکرد، سرانجام در بیستوسوم فروردین ۱۳۸۴ در هشتاد سالگی در بیمارستان کوشن پاریس چشم از جهان فروبست؛ در حالی که پایداری بر اصالت اخلاقی، خردورزی، قلم مستقل و جستارهای عمیقش، نام او را به عنوان یکی از بیدارترین وجدانهای روشنفکری معاصر ایران ثبت نمود.
آثار شاهرخ مسکوب
۰ کالای فرهنگی
مرتبسازی:
فیلترها
فیلترهای انتخاب شده
فیلتری انتخاب نشده است.
در حال بارگذاری فیلترها…