برتولت برشت، شاعر و نمایشنامهنویس جریانساز آلمانی، در شهر آوگسبورگ دیده به جهان گشود. دوران جوانی او با تلاطمهای جنگ جهانی اول و فروپاشی ارزشهای جامعهی سنتی همزمان شد؛ تجربهای تلخ که روح عصیانگر و بیپناه او را به سوی نفی اقتدارگرایی و تلاش برای بیداری اجتماعی سوق داد. او با نگارش آثاری چون بعل و طبلها در شب طنین پرشور و آنارشیستی خود را نمایان ساخت و با خلق اثر موزیکال و درخشان اپرای سه پولی به شهرتی بینظیر دست یافت. با روی کار آمدن رژیم نازی در سال ۱۹۳۳، دوران طولانی و رنجآور تبعید او در کشورهایی چون دانمارک، سوئد، فنلاند و سرانجام ایالات متحده آغاز شد؛ دورانی سرشار از غربت که بهطور شگفتانگیزی پربارترین فصل خلاقیت ادبی او شد و شاهکارهایی چون زندگی گالیله، ننه دلاور و فرزندانش و زن نیک سچوان در همین سالها متولد شدند.
صحنهی تئاتر در نگاه او، نه محلی برای غرق شدن در احساسات و همذاتپنداریهای منفعلانهی تماشاگر، بلکه میدانی برای به چالش کشیدن عقلانیت، فاصلهگذاری انتقادی و تفکر در مناسبات اجتماعی بود. او با ابداع شیوههای نوینی چون افهی بیگانهسازی، استفاده از ماسکها، ترانهها و شکستن دیوار چهارم، تماشاگر را به ناظری پرسشگر و آگاه از جریان تاریخ تبدیل میکرد. برشت پس از سالها آوارگی به اروپا بازگشت، در برلین شرقی سکنی گزید و با تأسیس گروه تئاتر برلینر آنسامبل تا آخرین روزهای حیاتش در اوت ۱۹۵۶ به کارگردانی و خلق آثارش ادامه داد.