آنا زگرس با نام اصلی «نتی رایلینگ» در ۱۹ نوامبر ۱۹۰۰ در زادگاهش، شهر ماینتس، در خانوادهای فرهنگدوست زاده شد. او تنها فرزند خانواده بود و کودکیاش، که با بیماری همراه بود، بیشتر در انزوا گذشت. در همین خلوت بود که او با ساختن داستانهای کوچک برای خود، دنیایی خیالی آفرید و ارتباطش با جهان بیرون را از طریق هنر، ادبیات کلاسیک آلمان (بهویژه آثار شیلر) و افسانهها برقرار کرد. زگرس هنر را جایگزینی برای تجربههای مستقیم و گریزگاهی از خلوت زندگی بورژوایی میدانست. مناظر طبیعی زادگاهش و افسانههای محلی ساحل چپ راین، نقشی کلیدی در پرورش استعداد ادبی او و بازتاب آنها در آثار دوران بلوغش ایفا کردند.
در پی انقلاب نوامبر ۱۹۱۹، او ماینتس را ترک کرد تا در هایدلبرگ به تحصیل در رشتهی تاریخ هنر و زبان و فرهنگ چین بپردازد. در این دوران پرالتهاب، او جهانبینی خود را بیش از آنکه از آثار نظری کسب کند، از ادبیات و بهویژه آثار داستایفسکی وام گرفت؛ شخصیتی که از عمق جان انسانهای بینامونشان، پنهانترین درامهای واقعی را آشکار میساخت. زگرس پس از پایان نگارش رسالهی دکترایش دربارهی رمبراند در سال ۱۹۲۴، تحصیلات دانشگاهی را رها کرد و منحصراً به داستاننویسی روی آورد.
نخستین اثر او، داستان کوتاهی با نام گروبچ، تأثیرپذیری غیرمستقیمی از فضای آثار کافکا نشان میداد. در سال ۱۹۲۸، انتشار کتاب قیام ماهیگیران سن باربارا با نثری زمخت و مردانه، تحسین منتقدان را برانگیخت و نام اصلی نویسنده، آنا زگرس، را بر سر زبانها انداخت. با به قدرت رسیدن هیتلر در سال ۱۹۳۳، او نیز همانند بسیاری از نویسندگان بزرگ آلمانی راهی تبعید شد. در دوران مهاجرت، رمان هفتمین صلیب با استقبال بینظیری در آمریکا مواجه گشت.
زگرس در سال ۱۹۴۷ به میهن بازگشت و در سال ۱۹۴۹ رمان عظیم مردهها جوان میمانند را منتشر کرد. او در این اثر با روایتی چندشاخه، تاریخ آلمان را از سال ۱۹۱۸ تا ۱۹۴۵ بازسازی میکند و با خلق شخصیتهایی نمونهوار، به بررسی ریشههای رشد فاشیسم میپردازد.
آنا زگرس نویسندهای بود که در تمام قالبهای داستانی، از رمان و نوول تا افسانه و قصه، طبعآزمایی کرد. او همواره بر «روایتِ سرگذشت» تمرکز داشت و در آثارش، به جای جستارهای فلسفی یا مستندنویسی، حوادث پرجنبوجوش و سرنوشت انسانها در دل جنگها و انقلابها را به تصویر میکشید. این بانوی نویسنده سرانجام در اول ژوئن ۱۹۸۳ درگذشت.