کوبو آبه در هفتم مارس ۱۹۲۴ در توکیو چشم به جهان گشود. نام اصلی او کیمیفاسا بود، اما به دلیل تلفظ چینی این نام، به کوبو شهرت یافت. او که بعدها به کافکای ژاپن معروف شد، دوران کودکی و رشد خود را به واسطهی شغل پدرش که در هیئت علمی دانشکدهی پزشکی موکدن منچوری فعالیت میکرد، در ایالتی دستنشانده در چین به نام مانچاکو سپری کرد. با تصمیم دولتمردان وقت ژاپن مبنی بر لزوم تحصیل اتباع در خاک این کشور، او به توکیو بازگشت و در دبیرستان خصوصی سیجو کوکو و سپس در مدرسهی پزشکی دانشگاه توکیو به تحصیل پرداخت. پس از اعلام شکست ژاپن در جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۴، او به سرزمین مادریاش بازگشت اما یک سال بعد برای اتمام تحصیلات پزشکی دوباره راهی توکیو شد. در دوران جوانی، علاوه بر پزشکی، دلبستگی عمیقی به مباحث ریاضی و جمعآوری حشرات داشت و همزمان جهانبینی خود را با مطالعهی آثار بزرگانی چون داستایفسکی، آلن پو، نیچه و کافکا وسعت میبخشید. همین کشش عمیق و وصفناپذیر به ادبیات، سرانجام او را از حرفهی پزشکی دور ساخت و تمامقد وارد عرصهی ادبیات کرد؛ حضوری که با درخشش سریع در گروههای ادبی همراه بود.
جهان داستانی او به هیچ وجه محدود به مرزهای جغرافیایی ژاپن نیست و دغدغههایی کاملاً فراملی و جهانشمول را در بر میگیرد؛ ویژگی بارزی که سبک نوشتاری او را به مکتب پستمدرنیسم پیوند میدهد. او در سال ۱۹۴۷ نخستین اثر خود، مجموعه شعر اشعار بینام، را با هزینهی شخصی و برای گرامیداشت یاد پدرش و سایر قربانیان منچوریا منتشر کرد. کمتر از یک سال بعد، رمان تابلویی در انتهای خیابان را بر اساس زندگی بهترین دوستش نوشت. فتح قلههای افتخار برای او در سال ۱۹۵۱ و با کسب معتبرترین جایزهی ادبی ژاپن، یعنی جایزهی آکوتاگاوا، برای رمان جنایت آقای اس کارما رقم خورد. از دیگر آثار بسیار برجسته و تأثیرگذار او رمان زن در ریگ روان است که در سال ۱۹۶۰ جایزهی ادبی یومیوری را برایش به ارمغان آورد. او در سالهای پایانی عمر، آثاری چون مجموعه داستان کوتاهِ در پس پیچ جاده و سه نمایشنامه را به نگارش درآورد و سرانجام در بیستودوم ژانویه ۱۹۹۳ درگذشت.