ژولیا کریستوا نشانهشناس، نظریهپرداز، فمینیست و روانکاو، در چنین روزی در سال ۱۹۴۱ در بلغارستان متولد شد. کارهای او متاثر از پساساختارگرایان فرانسوی مانند لکان است و خود تاثیر تعیینکنندهای بر نظریهپردازان معاصر فرانسه داشته است. او از سال ۱۹۶۵ تحت تاثیر جریان روشنفکری آوانگارد پاریس قرار گرفت. او تحقیق روی طبیعت زبان و نیز بررسی مراحل ظهور کار هنری را پی گرفت و از سال ۱۹۶۰ به سمت نقد اثر کشیده شد و آثار مهمی نیز در این زمینه بهوجود آورد. از آثار او میتوان به انقلاب در زبان شاعرانه، نیروهای وحشت: جستاری بر آلودهانگاری، در آغاز عشق بود: روانکاوی و ایمان و رمانهای ساموراییها، پیرمرد و گرگها، شیاطین و رمان پلیسی قتل در بیزانس اشاره کرد. اولین کتابی که خوانندگان فارسیزبان را با نام کریستوا و آرای او آشنا کرد سرگشتگی نشانهها: نمونههایی از نقد پسامدرن نوشتهی مانی حقیقی بود که در سال ۱۳۷۴ منتشر شد. در این کتاب که مجموعهای از مقالات نظریهپردازان شاخص پسامدرن چون لیوتار، بودریار، دلوز، فوکو و بارت است، رسالهی زمان زنان کریستوا نیز با ترجمهی نیکو سرخوش به چشم میخورد. بیش از هر مترجم دیگر این پیام یزدانجو بوده که آثاری را به فارسی برگردانده که در آنها نام و نشانی از آرای کریستوا به چشم میخورد. از جملهی آنها کتاب بینامتنیت در سال ۱۳۸۰ است که از معدود منابعی در زبان فارسی است که دگردیسی یک مفهوم را از ابتدای شکلگیری آن تا زمان حال، میان نظریهپردازان گوناگون بررسی کرده. از آن جایی که اصطلاح بینامتنیت (intertextuality) از ابداعات ژولیا کریستوا است، حجم قابل توجهی از کتاب نیز به او اختصاص یافته است.