میلان کوندرا نویسندهی برجستهی چکسلواکیتبار، در شهر برنو در استان موراویا متولد شد. او که در خانوادهای اهل موسیقی پرورش یافته بود، در جوانی به حزب کمونیست پیوست اما به دلیل دیدگاههای مستقل و انتقادیاش از حزب اخراج شد. با وقوع بهار پراگ در ۱۹۶۸ و تهاجم نظامی شوروی به چکسلواکی، آثار کوندرا ممنوعالانتشار شد و او از تدریس محروم شد. در سال ۱۹۷۵ به فرانسه مهاجرت کرد و چند سال بعد تابعیت کشورش از او سلب شد. رمانهای برجستهی او از جمله شوخی، عشقهای خندهدار، زندگی جای دیگر است، جشن وداع، کتاب خنده و فراموشی، سبکی تحملناپذیر هستی یا همان بار هستی و جاودانگی، با آمیختن روایت داستانی، طنز تلخ و تأملات فلسفی شناخته میشوند. فکر و اندیشهی کوندرا بر کاوش در پیچیدگیهای هستی و شرایط انسان مدرن، مبارزهی حافظه علیه فراموشی و سلطهی توتالیتر و افشای کیچ (مفهوم آرمانشهری، احساساتگرایی سطحی و ایدئولوژیک) استوار است. او در آثارش با طرح تقابلهایی چون «سبکی و سنگینی» بر نسبیبودن حقایق، ارزش شکگرایی، رندی و گریز از جزماندیشیهای سیاسی و اخلاقی تأکید میورزید.