سورن کیرکگور، متفکر و فیلسوف ژرفنگر دانمارکی، در کپنهاگ چشم به جهان گشود. دوران کودکی او زیر سایهی سنگین و مذهبی پدری پارسا اما ملوخولیایی سپری شد. مردی که بذر دلشورهی اخلاقی، گناه موروثی و دغدغههای عمیق الهیاتی را در روح فرزندش کاشت. یکی از بزرگترین تقاطعات عاطفی و زیستی او، نامزدی نافرجامش با رگینه اولسن بود؛ رابطهای پرشور که او به واسطهی تنهایی باطنی و مالیخولیای گریزناپذیرش آن را برهم زد. این گسست دردناک و جنجالی، به سوخت موتور خلاقیت ادبی و فلسفی او بدل گشت و او را به مسیری سوق داد تا زندگی شخصی خود را قربانی فهم عمیقتر هستی سازد.
بخش عمدهای از آثار درخشان او تحت نامهای مستعار و گوناگون به نگارش درآمد تا ابعاد متفاوتی از انتخابهای زیستی بشری را بدون واسطه به بوتهی آزمایش بگذارد. او با خلق اثری بیبدیل همچون یا این، یا آن به تقابل لذتجویی زیباییشناختی با مسئولیتهای تعهد اخلاقی پرداخت. در شاهکار بزرگش ترس و لرز، با بازخوانی شگفتانگیز قربانی کردن اسحاق توسط ابراهیم، معنای غایی تسلیم و جهش شجاعانه به سوی ایمان را واکاوید و در کتاب بیماری تا دم مرگ، به کالبدشکافی عمیق روانشناختی ناامیدی و اضطراب به عنوان بحرانهای بنیادین هویت انسانی دست زد.
او در تمام طول حیاتش، با محوریتبخشی به امر فردی، در برابر تودههای بیشکل جامعه و سیستمسازیهای انتزاعی هگلی قد علم کرد. حقیقت در نگاه او نه یک گزارهی عینی صلب، بلکه انتخابی پرشور، درونی و زیسته بود که از دل اضطراب وجودی زاده میشد. او در سالهای پایانی، حملات تندی را علیه کلیسای رسمی دانمارک و تزویر مسیحیت دولتی آغاز کرد و سرانجام در نوامبر ۱۸۵۵، در چهلودو سالگی درگذشت؛ در حالی که افکار سرکشش شالودهی فلسفهی اگزیستانسیالیسم قرن بیستم را پی افکند.