بیوگرافی
داریوش آشوری، نویسنده، مترجم، لغتپژوه و اندیشمند معاصر، در محلهی قدیمی سقاخانهی نوروزخان در نزدیکی بازار تهران دیده به جهان گشود. دوران خردسالی او با اشغال ایران توسط نیروهای متفقین همزمان شد. او در کودکی با شنیدن نقالی قهوهخانهها، قصههای قدیمی و عزاداریها پرورش یافت و پس از ورود به دبستان خسروی و رازی، الفبا را آموخت. اشتیاق فراوان او به خواندن سبب شد با پول توجیحی خود از دستفروشان جلوخان مسجد شاه کتابهایی مانند خاله سوسکه، چهل طوطی و رستمنامه بخرد. او روزنامههایی مانند اطلاعات و هفتهنامهی مرد امروز را در خانه میخواند. او سپس برای تحصیلات متوسطه وارد دبیرستان البرز و دارالفنون شد و از محضر دبیرانی برجسته مانند زینالعابدین مؤتمن در ادبیات و محمود بهزاد در فیزیولوژی بهره جست. او در پایهی ششم دبیرستان دارالفنون با بهرام بیضایی همکلاس شد و این آشنایی به دوستی عمیقی در مسیر کتابخوانی، تماشای فیلم در سینماهایی مانند کریستال و کانون فیلم و ترجمهی مشترک نمایشنامهی ژاپنی آتسوموری انجامید.
او پس از پایان دبیرستان، وارد رشتهی اقتصاد دانشکدهی حقوق دانشگاه تهران شد و همزمان به عنوان کارمند روزمزد در وزارت دارایی و سپس سازمان برنامه به کار پرداخت. دلبستگی اولیهی او به علوم سیاسی، او را به فعالیت در گروه نیروی سوم و هیئت اجرایی جامعهی سوسیالیستها به رهبری خلیل ملکی کشاند؛ کششی که ملکی را بر آن داشت تا در نامهای به محمد مصدق، او را دانشجویی با آیندهای روشن معرفی کند. او کار مطبوعاتی را با نگارش مقاله در مجلهی علم و زندگی و نوشتن تفسیر سیاسی در مجلهی فردوسی آغاز نمود. او با تدوین کتاب فرهنگ سیاسی نخستین گام جدی را در نگارش تخصصی برداشت و بدون استخدام رسمی، در دانشکدهی حقوق، دانشکده هنرهای زیبا و دانشکدهی علوم اجتماعی به تدریس پرداخت و سردبیری نشریهی نامهی علوم اجتماعی را عهدهدار شد. اما نگارش مقالهی دولت در جهان سوم در مجلهی جهان نو، موجب سانسور آثار، خمیر شدن نخستین مجموعه مقالات و ممنوعالقلم شدن او شد. او در سالهای پیش از خروج از کشور، با معرفی غلامحسین یوسفی به مؤسسهی لغتنامهی دهخدا منتقل شد و سالها تحت مدیریت جعفر شهیدی به پژوهش واژگانی پرداخت.
سیر فکری او از فراز و نشیبهای فراوانی گذشت. او که در نوجوانی تحت تأثیر مارکسیسم لنینیسم و سپس فلسفههای وجودی بود و مدتی نیز در نشستهای احمد فردید حضور مییافت، رفتهرفته با مطالعات مستقل در حکمت چینی و تدوین کتاب نگاهی به تاریخ و فرهنگ چین و سپس غرق شدن در فلسفهی فریدریش نیچه و مارتین هایدگر، از فضای سیاست حزبی فاصله گرفت و زیست خویش را به عنوان انسانی مدرن برگزید. او در جریان انقلاب به همراه داریوش شایگان با میشل فوکو در تهران دیدار کرد و بعدتر با الهام از اندیشهی فوکو، واژهی گفتمان را در زبان فارسی رواج داد. پروژهی اصلی او دگرگونی، بازسازی واژگانی و ارتقای سبکی زبان فارسی در مواجهه با علوم انسانی مدرن بود. او زبان را شرط نخست برای رهایی از خفت جهانسومی و غلبه بر کینتوزی تاریخی میدانست و با واژهسازی و تدوین برابرهای دقیق، کوشید فاصلههای میان زبان فارسی و زبانهای اروپایی را کاهش دهد.
او در حوزهی ترجمه و تألیف، آثاری اثرگذار به جامعهی فرهنگی ارائه داد. ترجمهی شاهکار نیچه با نام چنین گفت زرتشت، که محصول سالها بازبینی و دقت زبانی او بود، گامی بنیادین در انتقال اندیشهی فلسفی به شمار میرفت. او علاوه بر ترجمهی نمایشنامهی مکبث اثر ویلیام شکسپیر، با تألیف کتاب فرهنگ علوم انسانی، مجموعهای جامع از واژگان فلسفی و اجتماعی را به یادگار گذاشت. او در حوزهی حافظپژوهی نیز با نگاهی هرمنوتیکی، کتابی تحلیلی دربارهی دیوان حافظ به نگارش درآورد و به رمزگشایی از اشعار او پرداخت. مجموعه مقالات او نیز در کتاب ما و مدرنیت گردآوری شد.
او در اواسط دههی شصت ایران را به مقصد فرانسه ترک کرد و پس از سفرهایی به آلمان و آمریکا، در پاریس مسکن گزید. او در سالهای زندگی در مهاجرت، خود را از وابستگی به گروههای سیاسی برکنار داشت و با یاری دوستانی چون هوشنگ کشاورز، شهرام قنبری و علی رهنما، تمام توان خویش را وقف زبان فارسی، تدوین نهایی فرهنگ علوم انسانی و ترجمهی متون فلسفی نمود. در زیست فکری او، زبان فارسی وطن واقعی و سرچشمهی وجود معنوی محسوب میشد؛ سرمایهای که او با قلم خویش کوشید آن را به ابزاری پویا برای اندیشیدن در دنیای معاصر بدل سازد.
بیوگرافی و آثار داریوش آشوری
۰ کالای فرهنگی
مرتبسازی:
فیلترها
فیلترهای انتخاب شده
فیلتری انتخاب نشده است.
در حال بارگذاری فیلترها…