متولد ۱۹۴۶ در لسترشایر انگلستان بود و در خانوادهای دانشگاهی بالید. پدر و مادرش معلم زبان فرانسه بودند و همین سبب فرانسهدوستی عمیق او بود که در بسیاری از داستانها و جستارهایش بازتاب یافت، بهویژه در علاقهاش به گوستاو فلوبر که نتیجهاش نوشتن طوطی فلوبر بود. رمانهایش بیشتر از همه به مسائل مربوط به حافظه و فراموشی و روایت و تاریخ و مرگ و عشق میپردازند. برای ما کتابخوانان ایرانی جولین بارنز نویسندهی مشهوری است چرا که بیشتر آثارش به فارسی ترجمه شدهاند. مرگ همسرش پت کاوانا تاثیر عمیقی بر او گذاشت و در چند اثرش، فقط یک داستان و عکاسی، بالونسواری، مرگ و اندوه بازتاب این واقعه دیده میشود. نثرش با همهی پیچیدگی روایی، ظریف و دقیق و البته کنایی است و آن را در مکتب نثر فرانسوی در مقابل کمگویی ادبیات انگلیسی قرار میدهند. جولین بارنز ساکن لندن است و همچنان که خود گفته، رمان جداییها که با عنوان رهسپاریها هم به فارسی ترجمه شده، آخرین کار فکری او خواهد بود. بارنز را مهمترین رماننویس و جستارنویس دهههای اخیر بریتانیا و البته به نظر بسیاری جهان دانسته میشود.