اریش ماریا رمارک در بیستودوم ژوئن سال ۱۸۹۸ در ازنابروک آلمان به دنیا آمد. او تحصیلات نخستین خود را در زادگاهش به انجام رساند و سپس وارد دانشگاه مونستر شد. دوران جوانی او با جنگ اول جهانی همزمان شد و به زیر پرچم فراخوانده شد تا در جبههی غرب به نبرد بپردازد. پس از جنگ به آلمان بازگشت و برای گذران زندگی به مشاغل گوناگونی همچون معلمی، مکانیکی اتومبیل، رانندگی در مسابقات اتومبیلرانی و در نهایت خبرنگاری روزنامه دست زد.
تجربهی حضور در جهنم جنگ و نبرد نومیدانه، نگاه او را به واقعیتهای گزنده معطوف کرد؛ نگاهی خشک و واقعبینانه که در آن جنگ به هیچوجه یک ماجرای قهرمانی به شمار نمیآید، زیرا مرگ برای کسانی که با آن دست به گریباناند ماجراجویی نیست. او راوی نسلی از انسانها بود که اگرچه جسمشان را از مهلکه به در بردند، اما زندگیشان در جنگ نابود شد. این دریافت عمیق در سال ۱۹۲۹ با انتشار نخستین و مشهورترین اثرش، در جبههی غرب خبری نیست، بازتاب یافت و نام او را در سراسر عالم پیچاند. این داستان با نثری روان و ساده و با اصالت و سندیتی دردناک، کوچکترین لحظات وحشت، بیدادگری، پلیدی و بزرگمنشی گروهی از سربازان سرگردان آلمانی را به تصویر کشید و مردم جهان را یکسان از وحشت جنگ آگاه کرد. او در سال ۱۹۳۱ رمان راه بازگشت را نگاشت که روایتی از تلاش همین سربازان فرسوده برای بازگشت به آغوش خانواده و هماهنگ کردن خویش با اجتماع بود؛ جوانانی که سایهی هولناک جنگ و شکستها هرگز رهایشان نمیکرد.
نگارش این آثار ضدجنگ سبب شد تا رژیم نازی کتابهای او را در آلمان توقیف کرده و تابعیت آلمانیاش را لغو کند. او که بین سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۹ خانهای در سوئیس بنا کرده بود، سرانجام در سال ۱۹۳۹ به آمریکا مهاجرت کرد و به تابعیت آنجا درآمد. در دوران مهاجرت نیز آثاری درباره حوادث اروپا نوشت که از مهمترین آنها میتوان به رمان طاق نصرت اشاره کرد.
موفقیت بینظیر این داستانها، سیل پول را به سوی او روانه ساخت و اقتباسهای سینمایی پرفروشی از روی آنها تهیه شد. او که کتابهایش نماد نهایت قدرت بشر در نوشتن داستانهای جنگی قرن بیستم به شمار میرود، سرانجام در سال ۱۹۷۰ درگذشت.