ابراهیم گلستان، داستاننویس، مترجم، روزنامهنگار و مستندساز نامدار ایرانی، در مهرماه ۱۲۰۱ در شیراز و در خانوادهای فرهیخته متولد شد. پدرش صاحب روزنامهی گلستان بود و او در فضایی آکنده از مطبوعات، سیاست و ادبیات پرورش یافت. وی دوران نوجوانی را در مدرسهای نوین در شیراز به آموختن ادبیات، زبانهای عربی و فرانسوی و ورزش گذراند و در سال ۱۳۲۰ برای تحصیل در رشتهی حقوق عازم دانشگاه تهران شد. او در کشاکش جنگ جهانی دوم به فعالیتهای سیاسی و مطبوعاتی روی آورد و مسئولیت بخش اخبار خارجی و آرشیو روزنامههای رهبر و مردم را عهدهدار گردید، اما به دلیل مشاهده رفتارهای غیرمستقل، شتابزدگی ایدئولوژیک و انحرافات حزبی، در سال ۱۳۲۶ برای همیشه از جریانهای حزبی فاصله گرفت.
وی در سال ۱۳۲۷ به استخدام شرکت نفت درآمد و در آبادان به نگارش، ترجمه و مدیریت نشریات اداری پرداخت. با آغاز جنبش ملی شدن صنعت نفت، او گام به عرصهی عکاسی و فیلمبرداری خبری نهاد و رویدادهای تاریخی مهمی نظیر محاکمهی دکتر مصدق را ثبت نمود. او سپس با تاسیس استودیوی گلستان در منطقهی دروس تهران، نخستین استودیوی مستقل فیلمسازی را برپا کرد و با بهرهگیری از تجهیزات مدرن و آموزش نیروهای جوان، شاهکارهای بینظیری در سینمای مستند و داستانی بیافرید. وی در فیلمهای مستند درخشانی چون موج و مرجان و خارا و یک آتش شالودهای تازه در مستندسازی ساختاری بنا نهاد و با خلق فیلمهای بلندی نظیر خشت و آینه و اسرار گنج درهی جنی، تحولی بنیادین در فرم و محتوای سینمای داستانی ایران پدید آورد.
در تاروپود جهان داستانی و سینمایی او، پیوندی ژرف میان سنت اصیل نثر کلاسیک فارسی و سواد بصری مدرن جریان دارد. در نگاه او، زبان هرگز یک ابزار ساده تزئینی یا بازی ظاهری با واژهها به شمار نمیرود، بلکه مرکبی پویا برای انتقال تفکر نقادانه، کاوش در روان انسان و تحلیل عمیق مناسبات اجتماعی است. با بهرهگیری از ریتم، ایجاز و صراحت نثر کهن در مجموعهداستانهایی چون آذر ماه آخر پاییز، از روزگار رفته حکایت و خروس، روایتی عاری از تعارفات مرسوم ارائه داد که در آن پرده از صورت ریاکاری اجتماعی، جهل عمومی، جزماندیشی روشنفکرانه و رفتارهای استبدادی برداشته میشود. او آفرینش هنری را مستقل از سفارش نهادهای قدرتمند، فارغ از شعارهای سیاسی و برتر از مصلحتجوییهای روزمره میدید و بر ضرورت انضباط کاری، خودآگاهی، خردورزی عینی و حفظ استقلال قلم پای میفشرد؛ جسارتی فکری که سبب شد بارها با سد سخت سانسور حکومتی، توقیف کتابها و فیلمهایش و حتی بازداشت از سوی دستگاه امنیتی مواجه گردد.
او که به دلیل تشدید فشار سانسور، توقیف آثار و عدم امکان فعالیت آزاد، چهار سال پیش از انقلاب ۱۳۵۷ ناگزیر به ترک کشور گردید، اقامت در انگلستان را برگزید و تا سالهای طولانی غربت به نوشتن، ترجمه و ثبت خاطرات تاریخی پرداخت؛ زیستی پربار که قلم مستقل، نگاه شکافنده و آفرینشهای جریانسازش، او را به یکی از برجستهترین و تاثیرگذارترین چهرههای ادبیات و سینمای معاصر ایران بدل ساخت.