آندره ژید، نویسنده و متفکر برجستهی فرانسوی، در پاریس متولد شد. او دوران کودکی و نوجوانی خود را زیر سایهی اخلاق مذهبی بسیار سختگیرانهی پروتستانی سپری کرد؛ تربیتی زاهدانه به سرپرستی مادرش که او را به انکار لذتهای اینجهانی و تمرکز بر زهد و معاینهی مداوم نفس واداشت. این انضباط شدید مذهبی، روح او را به ستیزی درونی کشاند؛ ستیزی دیرپا میان امیال والای روحانی و عطش مهارناپذیر به تجربهی لذتهای مادی. این کشمکشهای عمیق درونی با سفر سرنوشتساز او در سال ۱۸۹۳ به شمال آفریقا و ابتلایش به بیماری سل، به بیداری شگفتانگیز عاطفی و جسمانی انجامید و مسیر فکری او را دگرگون ساخت. او دریافت که هرگونه سرکوب امیال انسانی نافرجام است و شکوفایی حقیقی انسان در گروی رهایی از بند موازین اخلاقی صلب و دستوپاگیر است.
جهان داستانی او آینهای از تکاپو برای هماهنگ ساختن این تضادهای بنیادین بشری است. او در کتاب نخستین خود، یادداشتهای آندره والتر، تأثیرپذیریاش را از مکتب سمبولیسم نشان داد، اما با آفرینش کتاب شورانگیز مائدههای زمینی، سرودی سرشار از شوق در ستایش رهایی، لذتهای حسی و دوری از تعلقات دنیوی سر داد. او در آثار خود که آنها را قصههای طعنآمیز و نقادانه مینامید، خطرات تکبعدی زیستن را به چالش کشید؛ از جمله در کتاب رذل به واکاوی خودخواهی مفرط ناشی از فردگرایی مطلق پرداخت و در سمفونی پاستورال، تزویر و خودفریبی مذهبی را به تصویر کشید. شاهکار بیبدیل او، رمان سکهسازان، یگانه اثری بود که خود او آن را رمان نامید؛ اثری تودرتو با ساختاری مدرن که در آن مرز میان واقعیت ملموس و دنیای داستان فرومیریزد. او همچنین در کتاب اگر دانه نمیرد به شرح خاطرات خویش پرداخت. آثار او جلوهای از پویایی ذهن، جستجوی همیشگی برای تعادل روحی و تلاش برای زیستن به آزادانهترین وجه ممکن است.