فرهنگ رجایی
ملیت
ایرانی
تاریخ تولد
1331
بیوگرافی کامل
فرهنگ رجایی، پژوهشگر علوم سیاسی، استاد دانشگاه و نظریهپرداز مقولهی هویت، در سال ۱۳۳۱ در روستای خسبیجان میان اراک و ملایر در خانوادهای اهل فرهنگ چشم به جهان گشود. دوران خردسالی را با شنیدن قصص قرآن، داستانهای حافظ و مقالات سالنامهی دنیا از زبان پدر سپری کرد. او در هفتسالگی برای تحصیل راهی اراک شد و دورهی دبستان و دبیرستان را در آنجا گذراند. علاقهی او به علوم اجتماعی با تدریس صمیمی معلمش و خواندن شعر ملکالشعرا بهار شکل گرفت؛ الهامی که سبب شد او پس از اخذ دیپلم طبیعی، راهی تهران شود و با تغییر مسیر به سمت علوم انسانی، در سال ۱۳۵۰ وارد دانشکدهی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران گردد.
او در دوران دانشجویی از محضر استادان برجستهای چون ابوالفضل قاضی و حمید عنایت بهره برد. عنایت او را با پژوهشهای تاریخی و متون جدی آشنا ساخت. همزمان با تحصیل رسمی، او به مطالعهی دانش غیررسمی سیاسی از طریق کتابهای جلد سفید جلوی دانشگاه نظیر غربزدگی پرداخت. با وجود غلبهی فضای چپگرایی در دانشگاه، او تحت تأثیر تربیت خانوادگی، آموزههای اعتدالگرایانهی استادانی چون محمدعلی اسلامی ندوشن و باور به عدم قطعیت، از ورود به گروههای سیاسی تندرو پرهیز کرد و همراه دوستانش نشریهی تندر را منتشر ساخت.
او در سال ۱۳۵۴ برای ادامهی تحصیل عازم آمریکا شد و مدرک کارشناسی ارشد مدیریت دولتی را از دانشگاه اوکلاهاما و دکترای علوم سیاسی را در سال ۱۳۶۲ از دانشگاه ویرجینیا دریافت کرد. او سپس در دانشگاه کارلتون اتاوا در کانادا به تدریس علوم سیاسی مشغول شد. کار قلمی او در دههی شصت با ترجمهی کتاب فهم نظریههای سیاسی اثر توماس اسپریگنز و ترجمهی انگلیسی آثاری از نواندیشان دینی آغاز شد و با ترجمهی اثر فلسفهی سیاسی چیست؟ اثر لئو اشتراوس ادامه یافت.
دغدغهی اصلی و پروژهی فکری او واکاوی وضعیت انسان ایرانی، علت عقبماندگی و چرایی خروج ایرانیان از عرصهی بازیگری تمدنی است. او هویت را مقولهای چندلایه و پویا مانند رودخانه میداند که از چهار عنصر ایرانیت، سنت، دین و تجدد شکل گرفته است. به باور او، بازیگران موفق تاریخ ایران کسانی بودند که میان این چهار سرمایه هماهنگی ایجاد کردند. او برخلاف برخی روشنفکران پیشین، نگاه واکنشی به غرب و مهندسی ایدئولوژیک تحت عنوان بومیسازی را رد میکند و بر نگاه بومی خودبنیاد و گفتوگو با گذشته تأکید میورزد. او با الهام از رهیافت کلان ارسطو در کتاب سیاست و دیدگاه ماکس وبر، نگاه تکبعدی به انسان را ناکافی میداند و بر واضحاندیشی تأکید دارد.
او در کتابهای مهمی چون تحول اندیشه در شرق باستان، معرکهی جهانبینیها، جهانیشدن در ترازو، مشکلهی هویت ایرانیان امروز و اسلامگرایی و تجددگرایی به تبیین این مسیر پرداخت. او در اثر خود بازیگری در باغ هویت ایرانی؛ سرنمونی حافظ، شخصیت حافظ را به عنوان سرنمون فرهنگ ایرانی معرفی کرد؛ چرا که حافظ توانسته با رعایت اندازه، خردورزی، رندی و ایجاد تعادل میان عقل و اخلاق، نمونهای از زیست هماهنگ را ارائه دهد.
او با وجود سالها سکونت در غرب، همواره دلبستهی فرهنگ زادگاهش مانده و اصلاح طرز فکر و زمینهسازی برای گفتوگو در عرصهی عمومی را مسئولیت اصلی اهل اندیشه میداند.
آثار فرهنگ رجایی
۰ کالای فرهنگی
مرتبسازی:
فیلترها
فیلترهای انتخاب شده
فیلتری انتخاب نشده است.
در حال بارگذاری فیلترها…