نجف دریابندری
ملیت
ایرانی
تاریخ تولد
1308
تاریخ وفات
1399
بیوگرافی کامل
نجف دریابندری، مترجم، ویراستار و نویسندهی برجستهی ایرانی، در آبادان و در خانوادهای بوشهری به دنیا آمد. پدرش ناخدا خلف، دریانوردی خودآموخته و ناخدای کشتیهای راهنما بود که در هشتسالگی فرزندش درگذشت. او دوران ابتدایی را در دبستان مختلط ۱۷ دی و دبیرستان رازی آبادان سپری نمود اما در سال سوم دبیرستان مدرسه را رها کرد. در نوجوانی با خواندن دلیران تنگستان برای سرنوشت رئیسعلی دلواری میگریست و سپس با تماشای فیلمهای زبان اصلی در سینما تاج، مطالعهی کتابها در کتابخانهی شرکت نفت و گفتوگو با ملوانان در باشگاه ملوانان، تسلطی شگفتانگیز بر زبان انگلیسی یافت و در شرکت نفت استخدام شد.
در سالهای پایانی دههی بیست، با مطالعهی نشریات و کتابهای اجتماعی، به فعالیت سیاسی کشیده شد و در سال ۱۳۲۹ به حزب توده پیوست. او در روزنامههای خبرهای روز، اخبار هفته و خلق خوزستان دربارهی جریانات روز و خلاصهفیلمهای سینمایی مطلب مینوشت. پس از کودتای بیستوهشتم مرداد ۱۳۳۲ و کشف اسلحههای پنهانشده در خانهی یکی از اعضای حزب در آبادان، بازداشت شد. در دادگاه نظامی ابتدا به جرم خیانت و ارتباط با شبکهی نظامی به مرگ و سپس به پانزده سال و در نهایت پس از پذیرش مسئولیت توسط دوستش مهندس عباس گرمان، به چهار سال زندان محکوم شد. او دوران حبس را در زندان قصر تهران سپری کرد و در آنجا به مطالعهی دن کیشوت با ترجمهی محمد قاضی، خواندن تاریخ فلسفه، ترجمهی داستان و آشپزی برای هماتاقیهایش، اتاق شمارهی دوازده، پرداخت. تجربهی زندان، مشاهدهی رفتار برخی رهبران حزبی و وقایع بینالمللی سبب شد تا او پس از آزادی در شهریور ۱۳۳۷، برای همیشه فعالیت حزبی را کنار بگذارد.
او پس از آزادی در تهران ماندگار شد و هشت ماه در استودیوی گلستانفیلم گفتار فیلمهای مستند را نوشت. سپس با معرفی عبدالرحیم احمدی و منوچهر انور به موسسهی انتشاراتی فرانکلین پیوست و همراه با منوچهر انور و فتحالله مجتبایی مثلث ویراستاری را تشکیل داد و سالها به عنوان سرویراستار به انتخاب، ویرایش و سرپرستی ترجمهی آثار ارزشمند پرداخت. او بعدها پیش از انقلاب، مدیریت بخش ترجمه و دوبلاژ شبکهی دو تلویزیون را بر عهده گرفت.
در عرصهی ترجمه، او با قریحهی ادبی، انتخاب لحن متناسب با متن و تسلط بر نثر فارسی، آثاری ماندگار پدید آورد. او ترجمه را نه یک گزارش ساده، بلکه آفرینش هنری میدانست و همواره از زبان ساختگی ترجمهای و زبان فاخر پرهیز میکرد؛ چنانکه برای ترجمهی بازماندهی روز از نثر قجری و برای بیلی باتگیت از لحن ویژهی گانگستری استفاده کرد. از برجستهترین ترجمههای او میتوان به تاریخ فلسفهی غرب اثر برتراند راسل، سرگذشت هاکلبری فین و بیگانهای در دهکده اثر مارک تواین، وداع با اسلحه و پیرمرد و دریا اثر ارنست همینگوی، گور به گور و یک گل سرخ برای امیلی اثر ویلیام فاکنر، رگتایم و بیلی باتگیت اثر ای. ال. دکتروف، بازماندهی روز اثر کازوئو ایشیگورو، متفکران روس اثر آیزایا برلین و کتاب طنزآمیز چنین کنند بزرگان اشاره کرد. او همچنین با همکاری همسرش، فهیمه راستکار، کتاب پرطرفدار کتاب مستطاب آشپزی را به نگارش درآورد و آشپزی را به عنوان یک هنر معرفی کرد.
نثر او نثری روشن، شفاف، چالاک، بیادعا و سرشار از طنزی ملایم بود که ریشه در مطالعات عمیقش در ادبیات کلاسیک فارسی داشت. او با وجود دلبستگی به تجدد، معماری مدرن، نقاشی و موسیقی جاز، اشعار فراوانی از شاعران کلاسیک ایران مانند حافظ را در حافظه داشت. او طرح معماری خانهی خود را با الهام از خانههای آبادان و کمک ایرج کلانتری ریخت. صراحت لهجه و نقدهای بیپروا و نترس او درباره چهرههای برجسته ادبی، همواره بحثهای پرشوری در فضای فرهنگی برمیانگیخت.
او پس از انقلاب مدتی را در آمریکا سپری کرد، اما به دلیل پیوند عمیق با جامعه و زبان فارسی به ایران بازگشت و سالهای پایانی عمر را در خانهی خود به نوشتن و ترجمه پرداخت. او وصیت کرد که در قطعهی هنرمندان دفن نشود تا میان مردم عادی باشد. سرانجام این مترجم خودآموخته و صاحبسبک، پس از چند سکتهی مغزی و تحمل بیماری در سال ۱۳۹۹ درگذشت و در بهشت سکینه به خاک سپرده شد.
آثار نجف دریابندری
۰ کالای فرهنگی
مرتبسازی:
فیلترها
فیلترهای انتخاب شده
فیلتری انتخاب نشده است.
در حال بارگذاری فیلترها…