مژده دقیقی، مترجم و ویراستار ادبیات معاصر، در سال ۱۳۳۵ متولد شد. او در خانوادهای تکنوکرات و علمدوست پرورش یافت، اما به دلیل گرایش فراوان به علوم انسانی، برخلاف تمایل خانواده به رشتههای فنی، تحصیل در رشتهی علوم سیاسی را در مقطع لیسانس برگزید. دوران دانشآموزی او در مدرسهی دوزبانه مهران، بستر اولیهی علاقهمندیاش به زبان انگلیسی بود و با حضور در کلاسهای آموزشی به تقویت این زبان پرداخت. همچنین حضورش در راستهی کتابفروشیهای خیابان انقلاب و فروشگاههایی چون مروارید و خوارزمی در دوران دانشجویی، پیوندش با جهان کتاب و ادبیات را عمیقتر کرد.
او فعالیت حرفهای خود در عرصهی نشر را ابتدا با ویراستاری آغاز کرد. شرکت در دورههای آموزشی مرکز نشر دانشگاهی و بهرهمندی از محضر استادانی چون ابوالحسن نجفی و علی صلحجو، نقطهی عطفی در پرورش دقت زبانی و وسواس او در ویرایش شد. نخستین کتابی که با ترجمهی مشترک او و احمد کساییپور منتشر شد، هنر ویرایش بود. او همزمان به فعالیت مطبوعاتی روی آورد و کار خود را از اوایل دههی هفتاد با مجلهی شباب آغاز کرد و سپس در نشریاتی چون کیان و بهویژه مجلهی زنان ادامه داد. او به مدت یازده سال دبیر بخش ادبی مجلهی زنان را بر عهده داشت و به معرفی نویسندگان زن و ادبیات روز جهان پرداخت.
ورود جدی او به عرصهی ترجمهی ادبیات داستانی با انتشار نخستین مجموعه داستانش با نام اینجا همهی آدمها اینجوریاند رقم خورد. او با توجه ویژه به فرم داستان کوتاه، توانست مجموعههای خواندنی از داستانهای برگزیدهی معاصر را به فارسی بازگرداند. در نگاه او، داستان کوتاه به دلیل ایجاز، فشردگی، تکنیک بالا و برانگیختن تعامل ذهنی با خواننده، فرمی پویا و تأثیرگذار است. همچنین تحصیل در رشتهی علوم سیاسی و پیگیری مداوم مسائل اجتماعی، گرایشی ناخودآگاه در او برای ترجمهی رمانهای سیاسی و اجتماعی ایجاد نمود؛ چنانکه ترجمههای ماندگاری از آثار برجستهی سیاسی و کلاسیک نظیر ظلمت در نیمروز و فارنهایت ۴۵۱ را به جامعهی ادبی عرضه کرد. او علاوه بر رمانهای سیاسی، به ترجمهی داستانهای پلیسی کلاسیک مانند شرلوک هولمز و آثار نویسندگانی چون آلیس مونرو، آیزاک باشویس سینگر و هشام مطر پرداخت.
در زیست فکری و منش حرفهای او، ترجمه نه منبعی برای درآمد مالی، بلکه کلنجار رفتن لذتبخش با زبان، کشف ریزهکاریهای متن و انگیزهای اصلی برای ادامهی زندگی به شمار میرود. او همواره بر کیفیت، طمأنینه در کار، وفاداری به متن اصلی و پرهیز از مسابقهی شتابزده بازار نشر تاکید داشته و از پیروی از موجها و مدهای زودگذر ادبی گریخته است. او ادبیات روز را ابزاری برای ارتقای افق ادبی نویسندگان و خوانندگان میداند و آرمانشهر خود را در تحقق ایرانی آزاد، آباد و متکی بر برابری و عدالت به تصویر میکشد.
او پس از سالها کار مطبوعاتی و ویراستاری، تمرکز کامل خود را بر ترجمهی ادبی معطوف ساخته و با دقت زبانی و انتخابهای هوشمندانه، آثاری ارزشمند در عرصهی داستان کوتاه و رمان معاصر بر جای گذاشته است.