خورشید همچنان میدمد (هرمس)
کد کالا: 59000
نقد و بررسی رمان خورشید همچنان میدمد؛ مشت آهنینی بر پیکر نسل سوخته
کتاب خورشید همچنان میدمد اثر ارنست همینگوی دربارهی چیست
اگر ساموئل فولر، فیلمساز نامدار آمریکایی را مشت آهنین سینما بدانند، این لقب بدون شک در دنیای ادبیات شایستهی ارنست همینگوی است. همانطور که فیلمهای فولر مانند یک مشت محکم به صورت بیننده میکوبند تا او را به خود بیاورند، آثار همینگوی نیز تاثیری مشابه دارند.
همینگوی، خود چشمههای هولناک جنگ را از نزدیک دیده بود. او در رمان شاهکار خود، کتاب خورشید همچنان میدمد، دست روی آدمهایی میگذارد که اگرچه از جنگ جان سالم به در بردهاند، روحشان در جبههها جا مانده است. در ادامه، این رمان درخشان و شخصیتهای سرگشتهاش را کالبدشکافی میکنیم.
ظاهر آرام کافهها و باطن طوفانی شخصیتها
در ظاهر، جنگ جهانی اول تمام شده است. مصیبتها به پایان رسیدهاند و شخصیتهای اصلی رمان یعنی جیک، برت، مایکل و رابرت مشکلی ندارند. کار آنها سفر، گذران وقت در کافههای پاریس و خوشگذرانی است. اما این تمام ماجرا نیست؛ این آرامش تنها یک نقاب است.
در واقعیت، جنگ برای این آدمها هرگز تمام نشده است. جیک بارنز هنوز در خط مقدم میجنگد؛ چرا که او در جنگ جراحتی برداشته که توانایی جنسیاش را از بین برده است. در طرف دیگر، برت اشلی را میبینیم؛ زنی جوان، حادثهجو، سرکش و ناآرام که حتی یک لحظه هم طعم آرامش حقیقی را نمیچشد.
روابط انسانی در جهان پس از جنگ همینگوی، نمادی از آشفتگی محض است: جیک عاشق برت است، اما ناتوانی جسمیاش مانع این رابطه است. مایکل عاشق برت میشود و با او نامزد میکند. رابرت کوهن (دوست جیک) نیز دلباخته برت میشود.
سفر به اسپانیا؛ فرار از خود در هیاهو و الکل
این جمع آشفته برای خوشگذرانی و تماشای مراسم گاوبازی راهی پامپلونا در اسپانیا میشوند. اما خوشگذرانی در جهان همینگوی معنای دیگری دارد. با ورود آنها به اسپانیا، نقد تند و تیز نویسنده به جامعهی مهاجران پس از جنگ آغاز میشود.
اسپانیا در ابتدا قرار است بهشتی برای میگساری و لذتجویی باشد، اما در نهایت چیزی جز سرخوردگی عمیق برای آنها به همراه ندارد. زخمهای روانی ناشی از جنگ و آوارگی مهاجرت، عمیقتر از آن است که با سفر درمان شود.
باید رمان را خواند تا فهمید در پایان سفر، هر یک از شخصیتها چه سرنوشتی دارند. اما همانقدر بدانید که سفر آنها با یک کمدی تلخ و پوچ به پایان میرسد.
مفهوم نسل سوخته و ریشهی نام کتاب
برای درک عمیقتر رمان خورشید همچنان میدمد، باید بدانیم که این اثر مانیفست اصلی اصطلاح معروف نسل سوخته (The Lost Generation) است. همینگوی این عبارت را از زبان نویسندهی معاصرش، گرترود استاین، شنید و آن را به عنوان یکی از اپیگرافها (عبارات آغازین) کتاب خود چاپ کرد.
آدمهای این رمان همگی اعضای این نسل گمشده هستند؛ افرادی که ارزشهای سنتی، ایمان و معنای زندگی را در خاکریزهای جنگ جهانی اول از دست دادهاند و حالا بدون قطبنما در دنیا رها شدهاند.
اما چرا با وجود این همه ناامیدی، نام کتاب خورشید همچنان میدمد است؟ همینگوی نام کتاب را از کتاب جامعه در عهد عتیق (کتاب مقدس) وام گرفته است:
آنچه بوده است همان است که خواهد بود، و آنچه شده است همان است که خواهد شد و زیر آفتاب هیچچیز تازه نیست.
همینگوی تمایل داشت نشان دهد که با وجود تمام ویرانیهای روحی انسانها، طبیعت و جهان به مسیر خود ادامه میدهند و چرخ زندگی متوقف نمیشود.
ارنست همینگوی در نامهای به ویراستار خود، ماکسول پرکینز (به تاریخ ۱۹ نوامبر ۱۹۲۶)، دربارهی عنوان و تمهید اصلی کتاب صراحتاً توضیح میدهد:
نکتهی اساسی کتاب در واقع ناامیدی از یک نسل نیست، بلکه پایداری و دوام زمین است. من ارزش زیادی برای کتاب جامعه قائل بودم... شخصیتهای من در کتاب ممکن است لطمه دیده باشند، اما نابود نشدهاند.
| نویسنده | ارنست همینگوی |
| مترجم | احمد کساییپور |
| زبان | فارسی |
| نوبت چاپ | 10 |
| تاریخ چاپ | 1402 |
| تعداد صفحات | 359 |
| نوع جلد | شومیز |
| قطع | پالتویی |
| عرض | 12 |
| قطر | 1.5 |
| کد موضوع | داستانهای آمریکایی قرن 20 |
نقد و بررسیها
از 0 نقد و بررسی
کتابهای دیگر این نویسنده
اینها را هم بخوانیم
کتابهای دیگر این مترجم
اینها را هم بخوانیم
کتابهای دیگر این ناشر
اینها را هم بخوانیم