مشاهده همه نتایج

دسته‌بندی‌های موبایل

قمارباز (از یادداشت‌های یک جوان)

داستان جهان دسته‌بندی:
سروش حبیبی مترجم:
چشمه برند:
0.0
(۰ نقد و بررسی)

کد کالا: 79215

تومان 550,000

موجود

کتاب قمارباز: رمانی که در ۲۶ روز نوشته شد

چرا قمارباز اثر فیودور داستایفسکی خواندنی است: معرفی و نقد و بررسی کتاب


قمارباز، اثری است که در دلِ یک بحران مالی شدید و تحت فشار زمانی طاقت‌فرسا نوشته شد. داستایفسکی این رمان کوتاه را برای پرداخت بدهی‌های سنگین ناشی از قمار به رشته‌ی تحریر درآورد.


از نظر فرم، قمارباز تفاوت‌های قابل‌توجهی با رمان‌های دیگر او دارد؛ ریتمش تندتر، دیالوگ‌ها زیاد و ضرب‌آهنگِ سریعِ وقایع، آن را به داستانی پرکشش تبدیل کرده. درونمایه‌ی اصلی داستان بر پایه‌ی تقابل دو نوع نگاه به زندگی است: نگاه محاسبه‌گرایانه‌ی غربی و روحیه‌ی تقدیرگرایانه‌ی روسی.


این داستان به شکل‌گیری الگوهای روایی در ادبیات قرن نوزدهم کمک کرد. Project Gutenberg در مقدمه‌ی ترجمه‌‌ی این اثر، بر ماهیت اتوبیوگرافیک (خودزندگی‌نامه‌ای) آن تأکید دارد، چرا که نویسنده تجربه‌ی روان‌شناختی خود از برد و باخت در پای میز رولت را با دقتی بی‌نظیر به کلمات تبدیل کرده.


این رمان کوتاه بارها به فارسی ترجمه شده و از بین آنها باید به ترجمه‌ی سروش حبیبی (نشر چشمه) اشاره کنیم.


رمانی که در بیست‌وشش روز، دیکته شد


داستایفسکی در ۱۸۶۶ بدهکار ناشر بی‌رحمی بود و قراردادی با شرایط نامناسب با آن داشت: اگر تا اول نوامبر یک رمان تازه تحویل ندهی، حق چاپ تمام آثار گذشته و آینده‌ات را برای نه سال از دست می‌دهی. اکتبر شروع شده بود و هنوز چیزی نوشته نشده بود.


به توصیه‌ی دوستی، منشی جوان استخدام کرد تا بگوید و او برایش بنویسد. کمبریج جزئیات این ماجرا را روایت کرده: آنا اسنیتکینا، بیست‌ویک‌ساله، در خاطراتش نوشته که داستایفسکی در جلسه‌ی اول عصبی بوده، اسمش را فراموش کرده و مدام در اتاق قدم می‌زده. رمان در بیست‌وشش روز تمام می‌شود. هشت روز بعد از تحویل، داستایفسکی از آنا خواستگاری کرد و بعدها همسر و دستیار ادبی‌اش شد.


زندگی نویسنده در این رمان است


داستایفسکی از اوایل دهه‌ی ۱۸۶۰ به قمار اعتیاد داشت. Literary Hub روایت می‌کند که داستایفسکی در نامه‌ای به ایوان تورگنیف، دیگر نویسنده‌ی مشهور روس، نوشت: «همه چیز را باخته‌ام، حتی ساعتم.» سال‌ها در کازینوهای اروپا پول باخت و از خانواده‌اش پول قرض کرد و باز به میز قمار برمی‌گشت. شخصیت اصلی قمارباز خود او است.


از دیگر شخصیت‌های رمان، پولینا بر اساس پولینا سوسلووا ساخته شده است. زنی که داستایفسکی عاشقش بود و دو سال با او رابطه داشت. یکی دیگر از شخصیت‌های قمارباز مارکی فرانسوی احتمالاً بر اساس مردی است که پولینا بعدها انتخاب کرد.


طرح داستان قمارباز


آلکسی ایوانوویچ معلم خصوصی که در استخدام ژنرالی روس و خانواده‌اش در شهر خیالی روله‌تن‌بورگ روزگار می‌گذراند. او عاشق پولینا است. همه منتظر ارث مادربزرگ ثروتمندی هستند که در مسکو در حال احتضار در بستر افتاده. بیشتر وقت شخصیت ها در کازینو و نگاه به چرخش میز رولت می‌گذرد.


Russophile Reads نوشته که رمان «مغشوش و سرسام‌آور» است؛ درست مثل حال قماربازی حین باختن. آشفتگی قمارباز از عمد است.


جایگاه قمارباز در کارنامه‌ی داستایفسکی


قمارباز تقریبا همزمان با جنایت و مکافات نوشته شد. قمارباز کوچک‌تر و شخصی‌تر است. داستایفسکی در این رمان کوچک اعتیاد به قمار را با دقتی توصیف کرده که پزشکان مدرن آن را با تحقیقات بالینی امروز منطبق می‌دانند. این رمان هم سند ادبی است و هم روانشناختی.