مشاهده همه نتایج

دسته‌بندی‌های موبایل

آنا کارنینا (2 جلدی گالینگور)

داستان جهان دسته‌بندی:
لئو تولستوی نویسنده:
سروش حبیبی مترجم:
نیلوفر برند:
0.0
(۰ نقد و بررسی)

کد کالا: 7217

تومان 2,500,000

ناموجود

خانواده‌های خوشبخت، خانواده‌های بدبخت

درباره‌ی کتاب آنا کارنینا نوشته‌ی لئو تالستوی


نگارش آنا کارنینا چهار سال (بین سال‌های ۱۸۷۳ تا ۱۸۷۷) به طول انجامید. در طی سال‌های نگارش این رمان در ضمیر لئو تالستوی کشاکشی وجود داشت: انتخاب یک زندگی روحانی یا ادامه دادن زندگی سرمایه‌دارانه‌اش. هر چه که بود تالستوی رمانی نوشت که یکی از مشهورترین آغازهای تاریخ ادبیات را دارد:


«خانواده‌های خوشبخت همه مثل همند، اما خانواده‌های شوربخت، هرکدام بدبختی خاص خود را دارند.»


گفته شده، تالستوی این جمله را متأثر از جمله‌ای از پوشکین روی کاغذ آورده. جمله‌ای که سرآغاز رمانی شد تا نویسنده‌اش تلاش کند تا در شوربختی‌ها و بحران‌های زندگی خانوادگی، معنای واقعی زندگی و عدالت اجتماعی را بجوید.


تالستوی در آنا کارنینا به خانواده‌ی روسی نه می‌گوید


تالستوی آنا کارنینا را در زمانی نوشت که احساس می‌کرد نظریات پیرامون خانواده در روسیه به سمت‌وسویی منفی گرایش پیدا کرده. او به هیچ‌وجه نظریات پوچ‌گرایانه پیرامون ازدواج را نمی‌پذیرفت. در آن زمان، جنبش‌های فکری در روسیه تحت‌تأثیر فلسفه‌ی رمانتیک بودند و تالستوی قصد داشت با نوشتن رمانی مسیر خلاف جهت اکثر روشنفکران و نویسندگان روس بپیماید. در قرن نوزدهم نخبگان روسیه به پیروی از تمایلات رمانتیک‌های آلمانی و فرانسوی تلاش داشتند تا نهادهای سنتی از جمله نهاد خانواده را تضعیف کنند. تالستوی در آنا کارنینا فرجام تراژیک چنین باورهایی را به نمایش می‌گذارد.


هنر شخصیت‌پردازی تالستوی در آنا کارنینا


شیوه‌ی شخصیت‌پردازی تالستوی و ملموس نشان دادن شخصیت‌ها نزد خواننده در آنا کارنینا در اوج است. ولادیمیر ناباکوف سال‌ها بعد پیرامون شخصیت‌پردازی خاص تالستوی در کتاب درسگفتارهای ادبیات روس گفت:


«چه جای تعجب که روس‌های سالخورده در وقت چای عصرانه از شخصیت‌های تولستوی طوری حرف می‌زنند انگار آدم‌هایی واقعاً زنده باشند. آدم‌هایی که می‌توانند دوستان‌شان را به آن‌ها تشبیه کنند. آدم‌هایی که چنان به روشنی به چشم آن‌ها می‌آیند که انگار در آن مجلس با کیتی و آنا یا ناتاشا بوده‌اند یا با ابلوتسکی در رستوران محبوبش غذا خورده باشند مثل خود ما که به زودی با او غذا خواهیم خورد. خوانندگان تولستوی را غول می‌نامند نه به این دلیل که نویسندگان دیگر کوتوله‌اند بلکه برای اینکه او همیشه دقیقاً به قد و قامت خود ما باقی می‌ماند. دقیقاً به عوض آنکه مثل بقیه‌ی نویسندگان از آن دورها بگذرد، با ما همگام می‌ماند.»


شخصیت آنا کارنینا در آن دوره‌ی روسیه، شخصیتی ناآشنا نبوده است بلکه اگر فقط زندگی برخی آدم‌های سرشناس سرزمین روسیه در آن زمان را مورد بررسی قرار دهیم متوجه می‌شویم که خلق‌وخوی آنا کارنینا در زمان دیگری هم با همان شدت و حدت وجود داشته است. کافی است زندگی الکساندر هرتسن (از متفکران مهاجر روس) در آن دوره را بررسی کنیم و ببینیم همسر او تا چه حد از خلق و خوی آنا کارنینایی برخوردار بوده است.


چنین نویسندگانی از آنا کارنینا ستایش می‌کنند


داستان آنا کارنینا داستان تراژیکی درباره‌ی زنی است که زندگی خاصی برمی‌گزیند. رمانی که ستایش رقیب تالستوی، فیودور داستایفسکی، را به همراه داشت و آن را «یک اثر هنری بی‌نقص» خواند و چند دهه‌ی بعد یکی از رمان‌های محبوب ویلیام فاکنر نویسنده‌ی امریکایی هم شد. هنری جیمز دیگر نویسنده‌ی امریکایی هم گفته آنا کارنینا به همراه مادام بووآری اثر گوستاو فلوبر رمان‌های بزرگ قرن نوزدهم اروپا هستند که پیرامون زنان نوشته شده است.


در نتیجه...


این رمان را بعد از جنگ و صلح مهم‌ترین اثر لئو تالستوی می‌دانند. اگرچه بعضی‌ها هم معتقدند آنا کارنینا از جنبه‌هایی مهم‌ترین اثر نویسنده‌اش است. تالستوی آنا کارنینا را در زمانی نوشت که داستان‌نویسی را کنار گذاشته و به نگارش کتاب در سایر حوزه‌ها می‌پرداخت و از این نظر شاید آنا کارنینا در ارزیابی نهایی از کار تالستوی و سبک نویسندگی‌اش اهمیت داشته باشد. در سال ۱۳۷۸ ترجمه‌ی فارسی این رمان به‌قلم سروش حبیبی منتشر شد که به نظر منتقدان معتبرترین ترجمه از آنا کارنینا است.