پاراگونه؛ لئوناردو داوینچی هنرها را مقایسه میکند و نقاشی را میستاید!
اگر به دنبال خواندن دربارهی نقاشی هستید چه بهتر که از زبان یک نقاش بزرگ دربارهی این هنر بدانید. پس سراغ «پاراگونه» نوشتهی «لئوناردو داوینچی» بروید.

ادعای برتری نقاشی بر هنرهای دیگر؛ ادعایی است که مطرح ساختنش فقط از یک نقاش برمیآید. چنانکه یکی از بزرگترین طرفداران این ادعا «لئوناردو داوینچی» است که اغلب او را به عنوان هنرمند و نقاشی بزرگ میشناسیم. در عین حال فردی دانشمند و عقلگرا هم بوده و بعضی اوقات حتی در قامت فردی «ضد اومانیست» ظاهر میشد.
پاراگونه نخستین بخش از هشت بخش رساله داوینچی درباره نقاشی است. مجموعهای از ۱۸ دفترچه که آنها را «فرانچسکو ملزی» شاگرد داوینچی در سالهای ۱۵۲۰ تا ۱۵۷۰ گردآوری کرده است. این رساله سالها در دسترس نبوده تا اینکه در سال ۱۶۳۱ آن را در مجموعهای متعلق به «دوک اور بینو» یافتهاند و بر آن به اختصار عنوان Codex Urbinas گذاشتهاند.
«لئوناردو داوینچی»، نقاش افسانهای قرن پانزدهم، میراث چشمگیری از آثار هنری از خود به جای گذاشته است. این هنرمند چیرهدست تعداد زیادی اثر هنری خلق کرد که نقشی اساسی در سرعت بخشیدن به جنبش رنسانس ایفا کرد.
بخوانید: «پیکاسو در ساحل» یا چطور در اتاقتان فیلسوف شوید؟
سبک نوشتهی داوینچی آن طور که از لفظ پاراگونه هم بر میآید جدلی است. چنان که میدانیم در «جدل» که یکی از تمرینهای مباحثه و استدلالورزی بوده، طرفین باید گذشته از مبادی استدلال خودشان به فرضها و استدلالهای حریف هم آگاه باشند و تناقضها یا پاسخهای مقدر او را در نظر آورند تا بتوانند استدلال خود را بهتر سامان دهند. داوینچی گذشته از استدلالهای جداگانه، پیوسته پرسشهایی بر حریف عرضه میکند و در جایگاه او به آنها پاسخ میدهد. در این شیوه آموزنده، تنها به مقایسه بسنده نمیکند.
در مورد پاراگونه اینطور میتوان گفت؛ متنی است که به علت ارجاعات فراوان سخت پیش میرود. متنی که بیشتر دارای اهمیت تاریخی است. متنی پر از تأملات ارزنده درباره امکانات رسانههای هنری و نیز درباره ادراک و تخیل و تجربه هنری و هستی شناسی آثار هنری.
نظری ثبت نشده است. برای شروع یک بحث جدید وارد شوید بحث جدیدی را شروع کنید