چارلز تیلور کیست؟ بررسی اندیشهها و ارتباط او با آیزایا برلین
کم لطفی است که اگر چارلز تیلور را بزرگترین شاگرد برلین و یکی از مهم ترین فلاسفه و اندیشمندان حال حاضر دنیا ندانیم. او متولد ۱۹۳۱ در مونترال کانادا از پدری انگلیسی زبان و مادری فرانسه زبان است. همین باعث شد که او زیستن میان دو فرهنگ را از نزدیک لمس کند که بعدها در نظرات کثرتگرایانهاش تاثیر گذاشت. تلاش اصلی تیلور بر این بود تا چگونگی فهم انسان مدرن از خودش را صورتبندیکند و نشان بدهد که چرا مفهوم هویت تا این اندازه برای انسانها مهم شده است. در ایران تیلور به واسطه نظراتش در حوزه دین بیشتر شناخته شده است اما در بیرون از ایران شهرت اصلی او به عنوان یک متفکر در حوزه مدرنیته است.
تیلور در دانشگاه مکگیل شروع به تحصیل کرد و سپس به آکسفورد رفت. در آنجا شاگرد آیزایا برلین شد و از فضای فلسفه تحلیلی حاکم بر بریتانیا نیز تاثیر گرفت اما مسیر خودش را تغییر داد و به علت علاقهاش به تاریخ، جامعهشناسی، الهیات و روانشناسی از هگل و مرلوپونتی هایدگر الهام گرفت و تلاش کرد تا فلسفه را بار دیگر به تجربه زیسته انسان نزدیک کند. برای شناخت بهتر چارلز تیلور به سراغ آثار وی میرویم تا از رهگذر آن اهمیت و جایگاه وی در تاریخ اندیشه و فلسفه نیز نمایان شود.
رابطه دین و مدرنیته در عصر سکولار
بدون شک مشهورترین کتاب چارلز تیلور، عصر سکولار است؛ اثری مفصل درباره رابطه دین و مدرنیته. تیلور در این کتاب این پرسش را مطرح میکند که چرا در گذشته باور به خدا امری بدیهی بود، اما امروز ایمان فقط یکی از گزینههای ممکن است. او سکولاریسم را صرفاً حذف دین از سیاست نمیداند، بلکه تغییر در «شرایط باور» توصیف میکند؛ یعنی دنیایی که در آن انسان میتواند بدون ارجاع به امر مقدس هم زندگی معناداری تصور کند. با این حال، تیلور برخلاف برخی متفکران سکولار، معتقد نیست دین به پایان رسیده است. او فکر میکند انسان مدرن همچنان در جستوجوی معنا، تعالی و تجربههای روحانی است.
بخشی از این کتاب پیشتر، سال ۲۰۰۳ در مجموعه مقالاتی با نام دین پس از متافیزیک به ویراستاری مارک راتال منتشر میشود. در مقالهی ساختارهای بستهی جهان او به بررسی نحوه شکلگیری آنچه جهانهای بسته یا افقی مینامد در دوران مدرن میپردازد. منظور تیلور از این اصطلاح، صورتهایی از جهان ما —به معنای هایدگری آن— است که هیچ جایی برای امر عمودی یا متعالی باقی نمیگذارد، بلکه به نحوی آن را مسدود کرده و دستنیافتنی یا حتی غیرقابلتصور میسازد. در بخشی از این مقاله میخوانیم: (( این کار راهی برای درک یک واقعیت تاریخیِ شگرف است که بهمحض فاصله گرفتن و نگریستن از دور، خودنمایی میکند: اینکه مثلاً پانصد سال پیش در تمدن غربی ما، عدم اعتقاد به خدا برای اکثریت قریببهاتفاقِ مردم امری تقریباً غیرقابلتصور بود؛ حال آنکه امروزه اصلاً چنین نیست. شاید وسوسه شویم بگوییم که در برخی محافل، وضعیتی معکوس حاکم شده و باور داشتن به خداست که غیرقابلتصور گشته است؛ اما این سخن خود به نوعی عدم تقارن اذعان دارد. دقیقتر آن است که بگوییم در جهان ما، طیف وسیعی از دیدگاهها —از سرسختانهترین الحاد گرفته تا سنتیترین و متعارفترین اشکال خداباوری، و هر موضع ممکنی که میان این دو قرار میگیرد— در گوشه و کنار جامعه ما نمایندگی و از آنها دفاع میشود. اگرچه ممکن است در برخی محافل، غیرقابلتصور بودنِ برخی از این دیدگاهها تجربه شود، اما آنچه نفی یا طرد میشود، بسته به بافت و زمینه متفاوت خواهد بود. همانطور که یک فرد ملحد در «کمربند انجیل (مناطق مذهبی و بنیادگرای آمریکا) برای درک شدن با دشواری مواجه است، مسیحیان مؤمن نیز اغلب —البته به شیوهای کاملاً متفاوت— در برخی حوزههای دانشگاهی با چنین مشکلی روبرو هستند.))
اثر دیگری گه از تیلور در زبان فارسی وجود دارد کتاب زندگی فضیلتمند در عصر سکولار است که در نشر آگاه به چاپ رسیده است. این کتاب شامل سه مقاله از تیلور و یک گفتار از فرهنگ رجایی است که در شرح و بسط مباحث تیلور نوشته شده است. نام کتاب از مقاله اول گرفته شده است که متن یکی از سخنرانیهای تیلور است. رجایی با این گزینش مقالات درصدد بوده تا معنا و زیست فضیلتمند در جهان معاصر را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. مسئلهی کانونی در مقالات تیلور و رجایی زیست فضیلتمند بوده و مطالبی که گردآوری و تالیف شده نیز در همین راستا هستند. پیشگفتار و گفتار اول که به قلم فرهنگ رجایی است با عنوان طرح مساله: چالش مهم امروز و سپس سه مقاله از تیلور با عناوین: بحران زمان: کناکنش دین و تجدد و امکان یک تجدد دیندارانه ، علل بحران: اتمیسم و راه حل: تدبیر و سلوک اعتباربخشی و در پایان نیز رجایی به نتیجهگیری از بحثهای مطروحه پرداخته است. گفتار اول تیلور متن سخنرانی و مقالهای است که او در هنگام دریافت جایزه ماریانیست در ۱۹۹۶ در دانشگاه کاتولیک اوهایو ارائه کرده است. مقاله سوم تیلور نیز همان مقاله سیاست شناسایی است که پیش از این درباره آن و میزان اهمیتش صحبت کردیم.
اثر بعدی که علی رغم حجم نسبتا کمی که دارد اما اهمیت به سزایی دارد کتاب تنوع دیدن در روزگار ما؛ دیداری دوباره با ویلیام جیمز است. اثری شفاف، خوشخوان و سرشار از ایدههایی که نویدبخش دگرگونی در مباحث کنونی پیرامون دین و سکولاریسم هستند؛ این کتاب چیزی فراتر از بازخوانی صرفِ اثر کلاسیک جیمز است. در واقع، تیلور تحلیل جیمز از تجربه دینی و چالشهای میان شک و باور را در بستری تازه و روشنگر قرار میدهد: یعنی همان افق اجتماعی که در آن، پرسشهای مربوط به دین اساساً در برابر افراد مطرح میشوند.
تیلور بحث خود را با پرسشهایی دربارهٔ نحوهٔ نگرش جیمز به موضوع مورد مطالعهاش آغاز میکند و نشان میدهد که چگونه این پرسشها از شیوههای گوناگونِ درکِ دین سرچشمه میگیرند؛ شیوههایی که در زمانهٔ جیمز با یکدیگر مواجه بودند و امروزه نیز همچنان با هم در تقابلاند. او با ارزیابی رویکرد جیمز به اخلاقِ باور، خوانشی نوآورانه و تأملبرانگیز از شرایط عمومی و فرهنگی ارائه میدهد؛ شرایطی که در آن، پرسشهای مربوط به باور یا ناباوری، به مثابه مسائلی فردی تلقی میشوند. این کتاب در نهایت تنها یک بازخوانی و شرح آرا ویلیام جیمز نیست. بلکه دیدگاهی برجسته و ژرفنگرانه دربارهٔ رابطهٔ میان دین و نظم اجتماعی و، در نهایت، دربارهٔ معنای خود دین است. این کتاب به نوعی همان کتاب عصر سکولار است در حجمی بسیار کمتر. لازم به ذکر است که مقدمه تیلور بر این کتاب به مناسبت انتشار ترجمه فارسی آن نیز مطالب مهمی برای مخاطب علاقهمند در بر دارد.
تیلور و هگل
همانطور که پیشتر اشاره کردیم تیلور در دوران تحصیل به هگل علاقهمند شد و از او نیز تاثیراتی گرفت و همین امر موجب شد که او آثاری نیز در خصوص این فیلسوف بزرگ آلمانی به رشته تحریر درآورد. کتاب دیالکتیک هستی و اندیشه در منطق هگل که در اصل بخشی از کتابی بزرگتر به نام هگل است و در سال ۱۹۷۵ نوشته شده و به شرح و تفسیر اندیشههای هگل میپردازد، نسخه فارسی ترجمه بخش سوم آن کتاب است که به شرح منطق هگل میپردازد. از وجوه اهمیت این کتاب باید اشاره کرد که تا آن زمان هگلی که مورد توجه فلاسفه بود بیش تر در هگلِ پدیدارشناسی روح متوقف شده بود اما تیلور یکی اولین افرادی است که به دیگر آثار هگل، خصوصا منطق وی میپردازد.
تیلور ۴ سال بعد و در سال ۱۹۷۹ قدم مهم دیگری در شرح هگل برمیدارد. او در کتاب هگل و جامعه مدرن، مقدمهای تخصصی در فلسفه هگل برای دانشجویان و پژوهشگران این حوزه مینویسد که تاکید ویژهای بر آرا و نظرات سیاسی او دارد. تمرکز اصلی تیلور در این کتاب بر دو کتاب منطق و عناصر بنیادین حق از هگل است. این کتاب با شرحی از مسائل فکری عمده نسل هگل آغاز میشود و با پیوند مضمونهای اصلی فلسفه او با جریانهای فکری آلمان سده هجدهم ادامه مییابد. سپس فلسفه سیاسی هگل و نسبت آن در دوران معاصر بررسی میشود. در پایان، کوشش شده به برخی پرسشهای اساسی در فلسفه اجتماعی سیاسی هگل پاسخ داده شود.
هویت، مدرنیته و سیاست شناسایی
تیلور در 1991در یک سخنرانی (Massey Lecture) استدلال کرد که نظریهپردازان سیاسی، از جان لاک و توماس هابز گرفته تا جان رالز و رونالد دورکین، از نحوه شکلگیری و ظهور افراد در بسترِ فراهمشده توسط جوامع غفلت ورزیدهاند. درکی واقعبینانهتر از خویشتن ، آن زمینه اجتماعیای را به رسمیت میشناسد که انتخابهای زندگی در پرتو آن، اهمیت و معنا مییابند. این سخنرانی در اونتاریو و انتشارات آنانسی با عنوان رخوت مدرنیته به چاپ میرسد و در همین سال این سخنرانی با عنوان اخلاق اصالت در دانشگاه هاروارد نیز به چاپ میرسد.
تیلور در سال بعد مقالهای منتشر میکند که بسیار مهم است. این مقاله به همراه چند شرح و نقد در قالب کتابی با عنوان چند فرهنگگرایی؛ بررسی سیاست شناسایی به فارسی ترجمه شده است که متاسفانه در حال حاضر در بازار ناموجود است ولی ترجمه دیگری از این اثر در دسترس است. نشر جامی همین کتاب را با عنوان تاملاتی در مبانی فلسفی چند فرهنگی منتشر کرده است. در این کتاب تیلور پیچیدگیهای بازشناسی هویتهای فرهنگی متنوع در یک دموکراسیِ مبتنی بر قانون اساسی را بررسی میکنند. این متن با دیدگاههای فلسفی، بهویژه از طریق مشارکتهای یورگن هابرماس و کی. آنتونی آپیا، درگیر میشود و بر اهمیت استقلال فردی در هویتهای جمعی تأکید میکند. این کتاب، مفهوم بقای فرهنگی را به عنوان یک تضمین سیاسی نقد میکند و برای تعادل بین حقوق فردی و احترام به فرهنگهای اقلیت استدلال میکند و گفتمانی دموکراتیک را پرورش میدهد که تفاوتهای فرهنگی را بدون به خطر انداختن آزادیهای فردی به رسمیت میشناسد.
کتاب سرچشمههای خویشتن: تکوین هویت مدرن، اثری فلسفی که در سال ۱۹۸۹ توسط انتشارات دانشگاه هاروارد منتشر شد. این کتاب تلاشی است برای تبیین و نگارش تاریخچهی هویت مدرن. علیرضا پاکنژاد که کتاب عصر سکولار را ترجمه کرده گویا این کتاب را نیز ترجمه کرده اما به دلایلی که برما پوشیده است تا کنون این کتاب به زبان فارسی منتشر نشده است. بعد از عصر سکولار این مهم ترین کتاب چارلز تیلور است.
تیلور در دههی اول هزارهی سوم بسیار پرکار بود. او در سال ۲۰۰۳ کتابی با عنوان Modern Social Imaginaries منتشر میکند و فرهنگ رجایی آن را با عنوان تصورهای اجتماعی تجدد در سال ۱۴۰۰ توسط انتشارات دانشگاه امام صادق به چاپ میرساند. تیلور در این کتاب هم تفکراتش در خصوص مدرنیتههای متکثر را تداوم میدهد. او برای تبیین تفاوتهای میان انواع مدرنیته مفهومی به نام تخیل اجتماعی را ارائه میدهد. این مفهوم موجبات درکی گسترده از نحوهی تصور یک جامعه از حیات اجتماعی خویش را فراهم میکند. تیلور تاریخ مدرنیته غربی را مورد بازخوانی قرار میدهد تا سیر تحول تصور اجتماعی را مشخص نماید. تصور اجتماعی غرب که از ایدهی نظمی اخلاقی مبتنی بر منافع متقابلِ مشارکتکنندگانِ برابر، جان گرفته است، با سه صورت فرهنگی کلیدی شناخته میشود: اقتصاد، حوزه عمومی و خودگردانی. روایت تیلور از این صورتبندیهای فرهنگی، چشماندازی تازه برای درک ویژگیهای خاص مدرنیته غربی به دست میدهد: اینکه چگونه جامعه را عمدتاً همچون اقتصادی برای مبادله کالا و خدمات در راستای ارتقای رفاه متقابل تصور کردیم؛ چگونه حوزه عمومی را به مثابه فضایی استعاری برای گفتگو و تبادل نظر میان غریبهها پیرامون مسائل مورد اهتمام مشترک نگریستیم؛ و چگونه ایده مردمی خودگردان را ابداع کردیم که قادر است بدون توسل به اصول متعالی، دست به کنشهای بنیانگذارانه و عرفی (سکولار) بزند. لازم به ذکر است که رجایی علاوه بر ترجمه متن کتاب به تحشیه و شرح آرا و نظرات تیلور نیز پرداخته است که برای مخاطبان میتواند خواندن متن را تسهیل کند هر چند که حجم کتاب وقلم و چارچوب روشی تیلور در این اثر چندان پیچیدگی ندارد.
کتاب سکولاریسم و آزادی وجدان که با کمک جاسلین مکلور و با توجه به طرح «کمیسیون همفکری برای شیوههای همسازکردن تفاوتهای فرهنگی» و سفارش دولت کِبِک در سال ۲۰۰۷ نوشته شد تبیینی روشن و مستدل از سکولاریسم ارائه میدهند و نشان میدهند که چگونه این مفهوم میتواند تنها راه دستیابی به آزادی دینی و فلسفی باشد. کتاب سکولاریسم و آزادی وجدان، از دل مسئلهای کاملاً واقعی شکل گرفت: نیاز کِبِک به تدوین دستورالعملهایی برای ایجاد تعادل میان احترام برابر نسبت به همه شهروندان و حق آزادی دینی. با این حال، نویسندگان فراتر میروند و با در نظر گرفتن دیگر مسائل حیاتی عصر ما، در مفهوم سکولاریسم بازاندیشی میکنند. رابطه میان باورهای دینی و اعتقادات سکولارِ عمیق، دامنه آزادی در عمل به مناسک دینی، و جایگاه دین در عرصه عمومی، همگی جنبههایی از چالش بزرگتری هستند که مکلور و تیلور به آن میپردازند: چگونه میتوان تنوع اخلاقی و دینی را در جامعهای آزاد مدیریت کرد؟ آنان نشان میدهند که سکولاریسم برای هر دموکراسی لیبرالی که در آن شهروندان به برداشتهای گوناگونی از معنا و جهتبخشی به زندگی انسانی پایبندند، امری ضروری است. الگوی عملیاتی که نویسندگان در این تبیین دقیق و ظریف ارائه میدهند، آنقدر فراگیر و منعطف هست که همزمان پذیرای تفاوتها و آزادی وجدان باشد و در عین حال، نویدبخش جهانی باشد که در آن تنوع دیگر مایه تفرقه و جدایی میان ما نیست.
تیلور از نگاه دیگران
در پایان میخواهیم دو کتابی که در شرح و بررسی آرا و نظرات چارلز تیلور به رشته تقریر درآمدهاند را معرفی کنیم. کتاب اول اثری است بسیار شاخص و مهم که شاید مهمترین زندگینامه فکریای باشد که در مورد تیلور نوشته شده باشد. کتاب چارلز تیلور: معنا، اخلاق و مدرنیته نوشته نیکلاس اچ. اسمیت که در سال ۲۰۰۲ و توسط انتشارات polity منتشر شده است. شاید در نگاه اول بگوییم که با توجه به زمان نگارش کتاب حفرهای بزرگ در این اثر وجود دارد و آن نیز نپرداختن به کتاب عصر سکولار باشد که پس از این کتاب نوشته و منتشر شده است. اما نگاه جامع و انتقادی مولف به فلسفه تیلور باعث شده تا کتابی فراهم شود که برای ورود به جهان تیلور، چه متخصص باشیم و چه نه، این کتاب ضرورتی گریزناپذیر جلوه کند. اثر بعدی میتواند این جای خالی را پر کند. کتاب چگونه سکولار نباشیم از جیمز کی. اسمیت تقریری خلاصه از همان اثر سترگ است. اسمیت تلاش کرده تا با کنارزدن شاخ و برگها استدلال اصلی تیلور را به مخاطب عرضه کرده و مدعای او را در قالبی موجز فراهم آورد.
بخش نخست این یادداشت را با عنوان شش چهره پس از برلین در مجله شهر کتاب مطالعه کنید.
مروری بر کارنامهٔ فکری چارلز تیلور، فیلسوف و اندیشمند معاصر که تز دکتری خود را با آیزایا برلین گذارنده بود که به نوعی میتوان او را برجستهترین شاگرد او دانست.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. برای شروع یک بحث جدید وارد شوید بحث جدیدی را شروع کنید