مشاهده همه نتایج

دسته‌بندی‌های موبایل

باباگوریو (مرکز)

داستان جهان دسته‌بندی:
مهدی سحابی مترجم:
مرکز برند:
0.0
(۰ نقد و بررسی)

کد کالا: 7616

تومان 450,000

موجود

رمان باباگوریو: روایتی از عشق، پول و پاریسِ بی‌رحم

نقد و بررسی و تحلیل کتاب باباگوریو اثر بالزاک


اونوره دو بالزاک، نویسنده‌ی فرانسوی قرن نوزدهم، طرحی بلندپروازانه در ذهن داشت: نوشتن مجموعه‌ای از رمان‌ها که با هم تصویری کامل از جامعه‌ی فرانسه بسازند. این مجموعه را کمدی انسانی نامید. نخستین رمانی که در آن شخصیت‌ها از یک داستان به داستان دیگر سفر کردند، همین باباگوریو بود، که در سال‌های ۱۸۳۴ تا ۱۸۳۵ منتشر شد. از این نظر، این کتاب جایگاه ویژه‌ای در کارنامه‌ی بالزاک دارد؛ نه صرفاً به عنوان یک رمان، بلکه به عنوان قلب تپنده‌ی کل مجموعه.


این رمان داستان دو شخصیت را در هم می‌تند: اوژن دو راستینیاک، جوانی بلندپرواز اما بی‌پول، و پیرمردی به نام گوریو که همه چیزش را فدای دخترانش می‌کند.


باباگوریو برای نخستین‌بار در سال ۱۳۳۴ به قلم به‌آذین منتشر شد. امروزه این ترجمه را انتشارات دوستان منتشر می‌کند. در سال‌های بعد ترجمه‌های دیگری از آن منتشر شد، از جمله ترجمه‌ی ادوارد ژوزف در سال ۱۳۴۴ توسط بنگاه ترجمه و نشر کتاب منتشر شد و پس از سال‌ها نشر ثالث آن را بازچاپ کرده. از دیگر ترجمه‌های معتبر این رمان باید به ترجمه‌ی بهروز بهزاد (انتشارات علمی و فرهنگی) و مهدی سحابی (نشر مرکز) اشاره کرد.


داستان باباگوریو از کجا شروع می‌شود؟


صحنه‌ی اصلی داستان باباگوریو، مِزُن وُکِر است؛ یک مهمانخانه‌ی فرسوده در محله‌ی لاتن پاریس که نمادی از افول صاحبش، مادام وُکِر، و ساکنانش است. این خانه به نوعی آینه‌ای از کل جامعه است؛ جایی که آدم‌های مختلف به هم می‌رسند و زندگی‌هایشان با هم گره می‌خورند.


در همین خانه است که راستینیاک با گوریو آشنا می‌شود. گوریو پیرمردی است که روزگاری تاجر ماکارونی بود، ثروت اندوخت، و حالا در اتاقکی تنگ و تاریک زندگی می‌کند. اما چرا؟ او هر چه داشت را خرج جهاز دخترانش کرد تا آنها بتوانند به طبقات بالاتر جامعه‌ی پاریس راه پیدا کنند. دخترانی که حالا در کالسکه‌های مجلل سوارند و پدر را نمی‌بینند، نادیده می‌گیرند.


پاریسِ پشتِ پرده در باباگوریو


داستان در دوران بازگشت بوربون‌ها به قدرت می‌گذرد؛ دوره‌ای که طبقات اجتماعی فرانسه از هم گسسته شده‌اند. همان‌طور که در Super Summary آمده: سالن‌های مجلل اشراف در یک طرف، و فقر مهمانخانه‌هایی مثل مِزُن وُکِر در طرف دیگر.


راستینیاک، جوان ساده‌دلی که از جنوب فرانسه آمده، تدریجاً با این دو چهره‌ی پاریس آشنا می‌شود. او در این مسیر توسط چند نفر آموزش می‌بیند: وُترَن، شخصیتی مرموز و زیرک؛ مادام دو بوسئان، زنی اشرافی که درِ خانه‌اش را به روی او می‌گشاید؛ و خودِ گوریو که با سکوت و رنجش، درسی دیگر می‌دهد. راستینیاک ابتدا از آنچه پشت ظاهر لوکس جامعه می‌بیند متنفر می‌شود، اما به‌تدریج آن را می‌پذیرد.


چرا باباگوریو هنوز تازه است؟


بالزاک درباره‌ی پولی می‌نویسد که عشق را می‌خرد و می‌فروشد. درباره‌ی دختری که پدر را نمی‌شناسد چون پدر فقیر است. درباره‌ی جوانی که تصمیم می‌گیرد با قوانین همراه شود نه علیه آنها.


همان‌طور که منتقد LitCharts نوشته: بالزاک در این رمان آدم‌ها را محصول محیطشان می‌داند. پاریسِ او «دره‌ای پر از رنج واقعی و شادی‌های اغلب دروغین» است که احساسات گذرا می‌آفریند و ریشه‌ای ندارند.


سامرست موام، نویسنده‌ی انگلیسی، (که در mmccl آمده) درباره‌ی این رمان نوشته که دو نخ اصلی داستان، عشق فداکارانه‌ی گوریو به دختران ناسپاسش و نخستین گام‌های راستینیاک در پاریس فاسد، با مهارت در هم تنیده شده‌اند.


یک نکته پیش از خواندن باباگوریو


این رمان در فرهنگ فرانسوی آنقدر تأثیرگذار بود که واژه‌ی راستینیاک وارد زبان روزمره شد؛ کنایه‌ای برای کسی که برای بالا رفتن در طبقات اجتماعی، از هر وسیله‌ای استفاده می‌کند.


اگر دنبال رمانی هستید که همزمان قصه‌گو و روانکاوانه باشد، که عشق را نه با رمانتیسم بلکه با صداقتی تلخ نشان دهد، و از پاریس سالِ ۱۸۱۹ حرف بزند و حرفش درباره‌ی جهان امروز هم صادق باشد، باباگوریو انتخاب مناسبی است.