دکتر ژیواگو (فرهنگ نشر نو) (گالینگور)
کد کالا: 219863
کتاب دکتر ژیواگو اثر باریس پاسترناک
آنچه باید دربارهی کتاب دکتر ژیواگو و حواشیاش بدانید
کتاب دکتر ژیواگو مشهورترین اثر باریس پاسترناک است که در سالهای طوفانی جنگ سرد به کشورهای غرب راه یافت. کتابی که در آن پاسترناک با روایت سرگذشت دکتر ژیواگو، به ارزیابی انقلاب و پیامدهای معنوی آن دست میزند و از ارزشهای پایدار انسانی مثل اصالت و هویت فرد، انسانیت و هنر دفاع میکند. این کتاب در سال ۱۹۵۸ جایزهی نوبل ادبیات را نصیب باریس پاسترناک کرد. ناشران روسی از چاپ دکتر ژیواگو که نوشتن آن در سال ۱۹۵۵، دو سال بعد از مرگ استالین، به پایان رسید امتناع کردند. این کتاب برای اولینبار در سال ۱۹۵۷ در ایتالیا و بعد با استقبال گستردهای در انگلستان و امریکا به چاپ رسید و دولت شوروی متعاقباً آن را مردود اعلام کرد.
کتاب دکتر ژیواگو دربارهی چیست؟
کتاب دکتر ژیواگو را میتوان در یک کلام تاریخ معنوی انقلاب روسیه دانست که به صورت سرگذشت قهرمانی خیالی بهنام یوری ژیواگو نوشته شده است. دکتر ژیواگو پزشک شاعری است که پس از مشاهدهی فجایع و مصیبتهای انسانی ناشی از انقلاب ۱۹۱۷ در شوروی، ایمان خود را به این انقلاب از دست داد و در جنگ داخلی سه ساله میان ارتش سرخ و مخالفان انقلاب بیطرف ماند.
پاسترناک گفته مقصودش از نوشتن دکتر ژیواگو روایت فصلهایی از تاریخ روسیه و نقش نسل خود در آن دوران بوده. همانطورکه هر وقت خانوادهی ماندلشتایم را میدید به آنها میگفت که در کار نوشتن کتابی منثور است که دربارهی همهی آنهاست.
دکتر ژیواگو چگونه نوشته شد
دو اثر بیشترین تأثیر را بر پاسترناک در نگارش دکتر ژیواگو داشت. یکی هملت اثر شکسپیر بود که پاسترناک پیشتر آن را به روسی ترجمه کرده بود و خصائلی از هملت را در شخصیت دکتر ژیواگو گنجاند و دیگری فاوست اثر گوته. پاسترناک گفته: «فاوست به من کمک کرد تا شجاعتر و آزادتر باشم، و به دنبال راههای جدیدی بگردم.»
پاسترناک دربارهی چگونگی نوشتن این رمان گفته: «خیلی راحت مینوشتم. اوضاع و احوال بسیار سخت و به گونهای باورنکردنی هراسآور بود. تنها کاری که میبایست میکردم این بود که با تمامی جان خودم تن به اصرار و ابرام زمانه میدادم و هرچه را که میگفت به گوش جان میشنیدم. زمانه اساسیترین عنصر رمان را به من هدیه کرد، همان عنصری که اگر پای آزادی انتخاب در میان باشد بزرگترین مشکل را پدید میآورد، یعنی تعیین حد و مرز درونمایهی آن.»
پاسترناک پس از ده سال کار شبانهروزی بر روی رمان، سرانجام آن را به پایان رسانید. ابتدا عنوان رمانش را دفتر خاطرات ژیوولت گذاشت و بعداً ژیوولت را به ژیواگو تغییر داد.
انتشار کتاب دکتر ژیواگو و آغاز رنج پاسترناک
با پایان نگارش کتاب در سال ۱۹۵۶، مشکلات پاسترناک برای انتشار آن شروع شد. روزنامهی نوویمیر شوروی از انتشار کتاب دکتر ژیواگو بهصورت پاورقی سر باز زد چراکه معتقد بود پاسترناک انقلاب اکتبر را طوری وصف میکند که گویی جز رنج، آزردگی و نابودی روشنفکران روس حاصلی نداشته. مقامات شوروی، به هیچوجه با انتشار کتاب چه در داخل و چه در خارج از کشور موافق نبودند. در میان این کشمکشها دانجلو، کارمند ایتالیایی رادیو مسکو، که از اتمام نگارش دکتر ژیواگو با خبر شده بود، به دیدار پاسترناک رفت و او را ترغیب کرد تا شاهکارش را در ایتالیا، منتشر بکند. پاسترناک که میدانست رمانش در شوروی قابل انتشار نیست تسلیم پیشنهاد دانجلو شد.
چندی بعد پاسترناک با هشتصد صفحه دستنوشته، از ویلایش بیرون آمد و آن را به مرد ایتالیایی سپرد و گفت: «این دکتر ژیواگو است.» رمان در سال ۱۹۵۷ در ایتالیا منتشر شد و یک سال بعد هم به انگلیسی چاپ شد و این آغاز یک بحران سیاسی میان شوروی و غرب در میانهی جنگ سرد بود که با اعطای جایزهی نوبل به پاسترناک به آتشش دمیده شد.
واکنشها به انتشار کتاب دکتر ژیواگو
جامعهی ادبی مسکو، واکنشها گوناگونی در برابر رمان دکتر ژیواگو نشان داد، بعضی در تمجید و ستایش آن به وجد آمده بودند و بعضی از «بیمهارتی» و «نازیبایی» در ترکیب آن متحیر بودند. حکومت وقت هم جلوی انتشار آن را گرفت. وقتی در سال ۱۹۵۸ پاسترناک جایزهی نوبل ادبیات را گرفت، حکومت خشمگینتر هم شد. حکومت اتحاد شوروی پاسترناک را مجبور کرد تا این جایزه را رد کند. هر چند رسانههای حکومتی در اتحاد شوروی به شدت به او حمله کردند ولی دو سال بعد که او در سن ۷۰ سالگی براثر بیماری سرطان درگذشت هزاران نفر از مردم در مراسم تشییع جنازهی او شرکت کردند.
جالب است بدانید که تا سال ۱۹۸۸ (سه سال قبل از فروپاشی نظام اتحاد شوروی) انتشار دکتر ژیواگو در روسیه ممنوع بود. وقتی که در دههی هشتاد میلادی، در زمان ریاستجمهوری میخاییل گورباچف از پاسترناک اعادهی حیثیت شد، این رمان برای نخستینبار در هفتهنامهی اوگونک شوروی به چاپ رسید. لیزا دختر پاسترناک در واکنش گفت: «انتظار این اقدام را داشتیم اما هنوز باورمان نمیشود.»
اما این تنها ممنوعیت این کتاب نبود. در سال ۲۰۱۰ دولت پوتین رمان دکتر ژیواگو را از کتابهای درسی دانشآموزان حذف کرد.
ترجمههای فارسی کتاب دکتر ژیواگو
کتاب دکتر ژیواگو به زبانهای مختلف ترجمه شده و میلیونها نسخه از آن در سراسر جهان فروش رفته است. در ایران، در اواخر دههی ۱۳۳۰، این کتاب در دو سال پیاپی و با دو ترجمهی متفاوت به دست خوانندگان ایرانی رسید. ابتدا در سال ۱۳۳۷، علی محیط آن را از انگلیسی به فارسی برگرداند و انتشارات دریا به چاپش رساند. سپس در سال ۱۳۳۸ علیاصغر خبرهزاده آن را از فرانسه ترجمه کرد که توسط انتشارات مؤسسهی اطلاعات چاپ شد. هفتاد سال پس از آخرین ترجمه چند ترجمهی فارسی از دکتر ژیواگو، کموبیش همزمان با هم، منتشر شدند: از ترجمهی آبتین گلکار و پروانه فخامزاده گرفته تا ترجمهای بهقلم میترا نظریان.
| نویسنده | باریس پاسترناک |
| مترجم | پروانه فخام زاده-2 |
| کد موضوع | داستان های روسی قرن 20 |
| نوبت چاپ | 2 |
| تاریخ چاپ | 1403 |
| تعداد صفحات | 722 |
| نوع جلد | گالینگور |
| قطع | رقعی |
| طول | 20.6 |
| عرض | 13.5 |
| قطر | 4 |
| زبان | فارسی |
نقد و بررسیها
از 0 نقد و بررسی
کتابهای دیگر این نویسنده
اینها را هم بخوانیم
کتابهای دیگر این مترجم
اینها را هم بخوانیم
کتابهای دیگر این ناشر
اینها را هم بخوانیم